صندوق هنر، غافل از هزاران خبرنگار بیکار
فراتر از تمدید عضویت؛ امنیت شغلی هنرمندان در بنبستِ «اقدامات حداقلی»
در حالی که امنیت شغلی اهالی فرهنگ و هنر به مویی بند است، انتظار میرود نهادهای حمایتی از پوسته بروکراسی خارج شده و گامهایی فراتر بردارند.
اعلام خبر افزایش اعتبار عضویت صندوق هنر از سه به پنج سال، در نگاه نخست یک تسهیلگری اداری به نظر میرسد؛ اما در سایه شرایط حاد اقتصادی و امنیتی ناشی از تجاوزات اخیر و رکود حاکم بر فضای فرهنگی، این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا «تمدید اعتبار» میتواند مرهمی بر زخمهای عمیق معیشتی اهالی فرهنگ و رسانه باشد؟ در حالی که امنیت شغلی این قشر به مویی بند است، انتظار میرود نهادهای حمایتی از پوسته بروکراسی، خارج شده و گامهایی فراتر از اصلاح آییننامههای کاغذی بردارند.
تمدید عضویت؛ مسکنی ناچیز برای دردی مزمن
تصمیم اخیر صندوق اعتباری هنر برای پنجساله کردن اعتبار عضویت، هرچند از فشار مراجعات حضوری و درگیریهای اداری برای تمدید کارت عضویت میکاهد، اما در واقعیتِ سفره هنرمندان، تغییری ایجاد نمیکند. عضویت در صندوق، زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که خروجی آن «حمایت پایدار» باشد. در شرایطی که بسیاری از پروژههای هنری متوقف شده و سالنهای نمایش و گالریها با ظرفیت حداقلی یا تعطیلی مواجه هستند، صرفِ داشتن یک کارت عضویت معتبر، نه هزینههای اجارهبهای هنرمند را پوشش میدهد و نه امنیت درمان او را تضمین میکند. اهالی فرهنگ امروز بیش از آن که نگران تاریخ انقضای کارت خود باشند، نگران تاریخ انقضای توان اقتصادیشان برای ادامه بقا در این حرفه هستند.
اهالی رسانه؛ پیشمرگان بیدفاع در سنگر اطلاعرسانی
در میان اعضای صندوق هنر، اهالی رسانه و مطبوعات، وضعیتی به مراتب حادتر را تجربه میکنند. این قشر که از سالها پیش با بحران امنیت شغلی، نبود قراردادهای پایدار و درآمدهای زیر خط فقر دستوپنج نرم میکردند، اکنون در میانه تلاطمهای سیاسی و نظامی، بیشترین آسیب را دیدهاند. با محدود شدن فضای فعالیتهای خبری و فشارهای اقتصادی بر رسانهها، بسیاری از روزنامهنگاران و عکاسان با تعدیل نیرو یا حقوقهای معوقه روبهرو شدهاند. برای کسی که شغل خود را از دست داده و در تأمین معیشت روزانه درمانده است، تمدید اعتبار عضویت ۵ ساله، بیشتر شبیه به یک شوخی اداری است تا یک اقدام حمایتی استراتژیک. وزارت ارشاد و صندوق هنر باید بپذیرند که اهالی رسانه در خط مقدم انسجام اجتماعی هستند و رها کردن آنها در بحرانهای معیشتی، به معنای تضعیف رکن چهارم دموکراسی است.
ضرورت ایجاد «صندوق حمایت از بیکاری» و معافیتهای مالیاتی
برای آن که صندوق اعتباری هنر به معنای واقعی «پناهگاه» هنرمندان باشد، باید از قالب یک نهاد صرفاً بیمهای خارج شود. یکی از اقدامات فوری و حیاتی، راهاندازی «بیمه بیکاری اختصاصی فعالان فرهنگ و هنر» است. در شرایطی که فعالیتهای فرهنگی به دلیل فورسماژور (جنگ یا بحرانهای اجتماعی) تعطیل میشود، صندوق باید مبلغی را به عنوان مستمری موقت برای اعضای خود در نظر بگیرد. علاوه بر این، رایزنی با نهادهای حاکمیتی برای بخشودگی کامل حق بیمه سهم هنرمند در ماههای بحرانی و ارائه تسهیلات بلاعوض (و نه وامهای با بهره) میتواند بخشی از بار سنگین زندگی آنها را سبک کند.
ارتقای پوششهای درمانی در روزهای سخت
واقعیت این است که در شرایط جنگی و بحرانی، استرسهای روانی و جسمی افزایش مییابد. بیمه تکمیلی صندوق هنر با پوششهای فعلی، پاسخگوی هزینههای سرسامآور درمان نیست. بازنگری در قراردادهای بیمهای و حذف فرانشیز برای بیماریهای خاص و مزمن، کمترین خدمتی است که میتوان در این روزهای دشوار به نخبگان فرهنگی کشور ارائه داد. هنرمندی که دغدغه هزینه دارو و درمان خود یا خانوادهاش را دارد، نمیتواند به خلق اثر هنری و حفظ هویت ملی بیندیشد.
سخن پایانی: لزوم خروج از مدیریت ویترینی
مدیریت در شرایط بحران، نیازمند شجاعت و نوآوری است، نه تکیه بر مصوبات روتین اداری. هرچند نیت مدیران صندوق هنر در تسهیل شرایط عضویت قابل تقدیر است، اما نباید اجازه داد این اخبار مثبتِ کوچک، مانع از دیده شدن خلأهای بزرگ حمایتی شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است با تخصیص بودجههای اضطراری، از ریزش بدنه حرفهای هنر و رسانه جلوگیری کند. هنرمندان و خبرنگاران، ویترین فرهنگی یک کشور هستند؛ اگر این ویترین، زیر بارِ فشارهای معیشتی درهم بشکند، ترمیم آن با هیچ آییننامه و تمدید عضویتی، ممکن نخواهد بود. وقت آن رسیده است که حمایتها از «کارتمحوری» به «معیشتمحوری» تغییر جهت دهند.