بحران پنهان در سفره ایرانی؛ نهاد های نظارتی درخواب
چرا ضایعات برداشت غلات متوقف نمیشود؟
بهرغم شعار امنیت غذایی و خودکفایی استراتژیک، آمارهای تکاندهنده هدررفت منابع در مراحل نهایی، مدیریت کلان کشاورزی را با چالشی جدی مواجه کرده است.
در حالی که تأمین امنیت غذایی و خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک، سرلوحه شعارهای اقتصادی کشور قرار دارد، آمارهای تکاندهنده از هدررفت منابع در مراحل نهایی کار، علامت سؤال بزرگی، پیش روی مدیریت کلان کشاورزی گذاشته است.
ضایعات برداشت غلات در ایران نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه زنجیرهای از سوءمدیریتها، فرسودگی ناوگان و بیتوجهی به معیشت کشاورزانی است که سرمایهشان در زیر چرخهای فرسوده کمباینها از بین میرود.
به حاشیه رانده شدن نظارت های فنی
شکاف عمیق میان وعدههای مدیریتی و واقعیتهای زراعی
نیاز روزافزون جامعه به غلات و ضرورت حمایت از تولیدات داخلی، ایجاب میکند که نظارتی همهجانبه بر تمامی مراحل کاشت تا برداشت حاکم باشد. با این حال، تغییرات پیدرپی مسئولین ردهبالا و عدم ثبات مدیریتی، باعث شده است تا نظارتهای فنی در امور زراعی به حاشیه برود. یکی از مصادیق بارز این بیانضباطی مدیریتی، عدم تحقق مصوبات هیأت وزیران توسط وزارت کشاورزی است.
در حالی که وعدههای پرطمطراقی مبنی بر ساخت ۸۰۰ دستگاه کمباین جدید و بازسازی هزار دستگاه کمباین فرسوده داده شده بود، گزارشهای میدانی حاکی از آن است که حتی یک دستگاه از این ناوگان فرسوده، رنگ بازسازی به خود ندیده است. این حجم از دستورات واهی، مستقیماً بر میزان ضایعات برداشت غلات، افزوده و سرمایههای ملی را با چالشی جدی مواجه کرده است.
ناوگان فرسوده؛ قاتل خاموش دسترنج کشاورز
استفاده از کمباینهای خارج از رده و فرسوده، اصلیترین عامل تکنیکی در افزایش ضایعات برداشت غلات است. زمانی که تکنولوژی برداشت متعلق به دهههای گذشته باشد، ریزش دانهها از مخزن و هدررفت محصول در حین درو، امری اجتنابناپذیر میشود.
بدتر از آن، تغییر کاربری غیرکارشناسی کمباینهای فرسوده به عنوان دستگاههای کاهکوب است. این اقدام اگرچه در ظاهر برای بهرهوری بیشتر انجام میشود، اما به دلیل نقص فنی و عدم انطباق با استانداردهای روز، خسارات جبرانناپذیری به کیفیت محصول نهایی وارد میکند. در کنار این موارد، تعطیلی کارخانههای تولیدی بخش خصوصی که توانایی نوسازی این ناوگان را داشتند، تیر خلاصی بر پیکره مدیریت بحران در این حوزه بوده است.
کمباینهای مهاجر و انتقال آفات؛ تهدیدی فراتر از ریزش محصول
مشکلات به همینجا ختم نمیشود. جابهجایی کمباینهای مهاجر میان استانها و شهرستانهای مختلف، بدون نظارت قرنطینهای دقیق، باعث انتقال آفات و بیماریهای گیاهی شده است. این موضوع نشان میدهد که ضایعات برداشت غلات، تنها محدود به ریزش فیزیکی دانه نیست؛ بلکه آلوده شدن اراضی پاک به آفات جدید، هزینههای تولید را در سالهای آتی بهشدت افزایش میدهد.
عدم آمادگی کامل کمباینها پیش از شروع فصل برداشت و مشکلات عدیده در تأمین قطعات و تعمیرات اساسی، باعث میشود که کشاورز در حساسترین زمان ممکن، مجبور به استفاده از دستگاههایی شود که استانداردهای لازم را ندارند.
کشاورز دیمکار؛ به تنهایی در برابر هزینههای هنگفت
شاید دردناکترین بخش این زنجیره، وضعیت معیشتی کشاورزان دیمکار باشد. کشاورزی که تمام سال را به امید یک بار دریافت وجه محصول در روستا زندگی میکند، اکنون با هزینههای کمرشکن تولید و عدم دریافت نقدی مطالبات خود مواجه است. وقتی کشاورز، توان مالی برای نوسازی یا حتی کرایه کمباینهای پیشرفته را ندارد، ناچار به پذیرش ضایعات برداشت غلات در زمین خود میشود.
این شرایط طاقتفرسا، نه تنها انگیزه تولید را از بین میبرد، بلکه موجب مهاجرت از روستاها و نابودی کشاورزی سنتی و دیم میشود.
سخن پایانی: ضرورت ورود نهادهای نظارتی
وضعیت فعلی برداشت غلات، نیازمند یک جراحی عمیق مدیریتی است. آمادگی کارشناسان و دلسوزان این حوزه برای ارائه مستندات تصویری و گزارشهای دقیق به مسئولین ردهبالا و سازمان بازرسی وزارت کشاورزی، فرصتی است تا پیش از آن که دیر شود، جلوی این هدررفت عظیم گرفته شود. کنترل ضایعات برداشت غلات نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت ملی برای نجات اقتصاد کشاورزی و سفره مردم است.