صداقتی که دیده نمیشود
وقتی صداقت ادعا میشود اما اینترنت قطع میماند
یادداشتی درباره تناقض میان تأکید دولت بر صداقت با مردم و نحوه توضیحدادن یا توجیه قطع اینترنت جهانی در ایران؛ نگاهی انتقادی به شفافیت و اعتماد عمومی.
صداقت عنصر مهمی است که رییسجمهور و همکاران او بهطور دائمی و مصرانه بر رعایت آن در مناسبات حکومتی و اجتماعی پای میفشارند. تقریبا هر هفته و با حملات واضح و روشن، مسعود پزشکیان و همکارانش بر صداقت داشتن با مردم و شهروندان ایرانی تاکید و بر این امر افتخار میکنند.
اما صداقت داشتن امری نیست که گاهی بتوان آن را داشت و اعمال و گاهی – به هر علت- از توسل به آن و اعمال صداقت در رفتار چشم پوشی کرد. در واقع اگر و به هر علت یا بهانه امکان صداقت داشتن وجود نداشته باشد یا نداشتن صداقت منافعی دربر داشته باشد افراد به گفتن دروغها و اتخاذ رفتار بیصداقتی مصلحتی روی میآورند و این بیصداقتی یا اظهار دروغ را با همان منافع یا مصالح توجیه میکنند.
در این صورت هیچکس نمیتواند و نباید از داشتن صداقت و رفتار صادقانه دم بزند و در اینباره ادعا کند چراکه وقتی گاهی رفتار غیرصادقانه انجام و در مقابل بیان دروغ و غیرصادقانه، سکوت تاییدآمیز انتخاب میشود، آنگاه ادعای صداقت داشتن خود به دروغی بزرگ و آشکار تبدیل میشود.
موضوع استفاده از اینترنت جهانی و قطعی چندماهه آن از جمله مواردی است که رفتارهای غیرصادقانه متعددی در آن به چشم میخورد و دولت یا این رفتارهای غیرصادقانه را پنهان، یا آن را توجیه یا انکار کرده است. در وهله اول موضوع کارکرد قطعی اینترنت و منافع آن برای امنیت ملی مطرح است.
مقامات دولتی میگویند که از طریق شبکه جهانی اینترنت خطرهای متعدد و نابودکنندهای کشور و امنیت ملی را تهدید میکند و از این بابت قطع شدن این شبکه جهانی آنهم در شرایط جنگی، گاهی برای دفاع از منافع و امنیت ملی است و رفتار حاکمیت در اینباره، رفتار انتخابی نیست بلکه به اجبار این شرایط و محدودیتها تمهید شده است.
البته این دلایل بهطور رسمی هیچگاه و از سوی هیچ مقام رسمی برای شهروندان جمهوری اسلامی ایران توضیح داده نشده است مثلا این موارد میشد از جانب یک کارشناس ارشد حوزه امنیتی، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی و… به دقت و با استدلال بیان و در معرض نقد افکار عمومی گذاشته شود اما مقامات جمهوری اسلامی تنها توضیح میدهند که خطرات قطع نبودن اینترنت جهانی برای ما توضیح داده شد و ما هم قانع شدیم و قطع ماندن این شبکه را پذیرفتیم.
گاهی چهرههای تندروی مجلس که روزی اساسا ارتباط ایرانیان با شبکه جهانی اینترنت را قبول نداشتند و حداکثر ارتباطی شبیه آنچه در کرهشمالی وجود دارد را میپذیرفتند، از قطع بودن و قطع ماندن اینترنت جهانی دفاع میکنند و از تداوم مسدود بودن ارتباط شهروندان ایرانی با این شبکه خبر میدهند.
اما حتی همین چهرههای تندرو هم علت مشخص و شفافی درباره ضرورت قطعشدن و قطعماندن اینترنت جهانی بیان نمیکنند و حداکثر همان توصیههای تکراری، مهم و دستوری که دیگران گفته و خواستهاند که شهروندان ایرانی به پذیرش آن مجبور باشند را تکرار میکنند. به این ترتیب آشکار است که جمهوری اسلامی چه در سطح ارشد و امنیتی و چه در سطح دولت تمایلی به توضیح دادن درباره قطع کردن اینترنت و اعتراضهایی که به آن میشود، ندارد. در عین حال گاهی رسانهای که خود را ملی میخواند، تلاش کرده قطع بودن اینترنت را موجه جلوه دهد و افکار عمومی را قانع کند که این کار به صلاح شهروندان است.
اما در همین برنامهها گاهی دروغهای آشکار و بزرگی گفته میشود که حتی کودکان را هم به شگفتی وامیدارد، از جمله اینکه روزنامهها و رسانههای غرب، شبکههای اجتماعی را ضدجمهوریت و دموکراسی خوانده و اثبات کردهاند که اینترنت عاملی بر ضدحقوق شهروندی و جامعه مدنی است یا این نکته که ترامپ اظهار داشته که از طریق شبکههای اجتماعی ایرانی به جامعه ایرانیان نفوذ و از افکار عمومی ایرانی را هدایت کرده است. همه این موارد بیشتر آنکه در برنامههای زنده یا ضبطشده صداوسیما به خورد افکار عمومی داده میشود دروغهایی است که اگرچه عوام بلافاصله آن را باور میکنند اما بدنه جامعه که اخبار را از نزدیک دنبال میکند، نمیتواند آن را بپذیرد چراکه با سایر اطلاعات واقعی و اخبار تاییدشده همخوانی ندارد و افکار عمومی را قانع نمیکند.
اگر دروغگویی و بیان اطلاعات نادرست امری مذموم و نکوهیده است و به خاطر انتشار اخبار دروغ و نادرست به رسانههای فارسیزبان خارج از کشور انتقاد میشود، همین انتقاد به رسانههای داخلی نیز وارد است و اهداف درست و ملی حتی باعث موجه بودن انتشار اخبار نادرست و دروغ نمیشود. اگر همین دروغهایی که در رسانهها و مخصوصا در رسانه سراسری رادیو و تلویزیون برای توجیه قطع شدن اینترنت جهانی گفته میشود علت اصلی قطع شدن اینترنت باشد و رییسجمهور و همکارانش با همین به اصطلاح دلیلها، مسدود شدن دسترسی ایرانیان به شبکه جهانی را پذیرفته باشند آنگاه باید در هوشمندی و عمق درک ایشان از یا درباره مسائل اجتماعی و کشوری تردید کرد.
این مساله نیز مطرح است که آیا فقط در ایران، عدهای از روی دشمنی یا بیتوجهی از طریق اینترنت اطلاعات را منتقل و دسترسی دشمن علیه ایران را افزایش میدهند؟ در یک بررسی ساده میتوان اذعان کرد که تمام یا حداکثر بیشتر فلسطینیهایی که در شهرهای مختلف اسرائیل زندگی میکنند دارای حس دشمنی با اسرائیل و اسرائیلیها هستند ضمن آنکه شهروندان اسرائیلی نیز گاهی و به هر دلیل اطلاعات و تصاویری را از منطقه مورد هدف واقعشده در سرزمینهای اشغالی منتشر کردهاند آیا اسرائیل به خاطر همین گروه فلسطینی که در کلیپها از مورد هدف قرار گرفتن اهدافی در سرزمینهای اشغالی خوشحالی میکردند، دسترسی شهروندان خود یا بخشی از شهروندان خود به اینترنت را مسدود یا محدود کرد؟ در هیچیک از روزهایی که ایران سرزمینهای اشغالی را مورد هدف قرار میداد هیچ خبری در مورد قطع اینترنت در سرزمینهای اشغالی منتشر نشده است. حتی شایعهای در مورد اعمال محدودیت بر دسترسی شهروندان به اینترنت در اسرائیل هم وجود ندارد. در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز که هدف دوم حملات ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان را تشکیل میدادند باز هم خبری وجود ندارد که از قطع شدن اینترنت حکایت کند. در بیشتر این کشورها مخصوصا در بحرین و عربستان شیعیانی زندگی میکنند که برای براندازی حکومت مرکزی و نابودی سلطنت تلاش میکنند و اتفاقا نزدیکی قابل درکی با ایران دارند اما این نزدیکی با ایران که گاهی از اصابت موشکهای ایرانی به اهدافی در این مناطق خوشحالی میکردند، هم باعث اعمال محدودیت یا مسدود شدن دسترسی شهروندان این کشورها به شبکه جهانی اینترنت نشد و تا امروز و در طول جنگ نیز دسترسی و کیفیت خدمات شبکه جهانی اینترنت در تمامی این کشورها برقرار باقی مانده است.
آیا دشمنان ایران از دشمنان کمخطری نسبت به کشورمان برخوردارند و آنان که در ایران با حکومت و امنیت ملی ایران مقابل میکنند دارای درجه خطر بیشتر و تاثیر افزونتری هستند؟ یا امنیت کشورهای دیگر برای شهروندان و دولتهایشان چندان مهم نیست و فقط جمهوری اسلامی ایران امنیت ملی و آسیبپذیری حاکمیت کشورمان را درک و با آن مقابله کرده است.
آیا پزشکیان و همکارانش به این نکات واقف هستند؟ آیا آنان میتوانند به این سوالها پاسخ دقیق و قانعکننده بدهند؟ پس از چه رو است که همچنان نفس اتصال به شبکه جهانی اینترنت در ایران بریده شده است؟