خبر فوری
شناسه خبر: 56074

چرا تنگه هرمز برای پایداری کشاورزی جهان اهمیت دارد؟

تنگه هرمز فقط گلوگاه انرژی نیست؛ اختلال در این مسیر با افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه و کودهای نیتروژنی، امنیت غذایی و پایداری کشاورزی جهان را تهدید می‌کند

چرا تنگه هرمز برای پایداری کشاورزی جهان اهمیت دارد؟

بحران‌های ژئوپلیتیکی به طور سنتی از دریچه بازارهای نفت و تجارت غلات نگریسته می‌شوند. با این حال، تاب‌آوری سیستم‌های غذایی جهانی به همان اندازه به ثبات زنجیره‌های تأمین نهاده‌های کشاورزی بستگی دارد.

در حالی که توجه جهانی پس از جنگ روسیه و اوکراین به تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین غلات معطوف شده است، یک آسیب‌پذیری حیاتی همچنان نادیده گرفته می‌شود: تمرکز صادرات کودهای نیتروژنی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند.

کودهای نیتروژنی، عمدتاً آمونیاک و ترکیبات نیتروژن تولید شده از گاز طبیعی، به طور منحصر به فردی در معرض خطرات دوگانه نوسانات بازار انرژی و اختلالات حمل و نقل دریایی قرار دارند.

شواهد اخیر نشان می‌دهد که افزایش ناگهانی قیمت انرژی و کود می‌تواند تأثیر عمیق‌تری بر قیمت جهانی مواد غذایی نسبت به محدودیت صادرات غلات به تنهایی داشته باشد  این «شوک ورودی» به ویژه برای چندین اقتصاد بزرگ تولیدکننده کود در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، قطر، ایران و امارات متحده عربی که برای دسترسی به بازارهای جهانی به تنگه هرمز متکی هستند، حاد است.

تشدید خصومت‌ها با ایران و بسته شدن عملی تنگه هرمز، به سرعت در حال تغییر قیمت ریسک در حوزه‌های کشتیرانی، بیمه و انرژی است، هزینه‌های غلات تحویلی را افزایش می‌دهد، دسترسی به کود را محدود می‌کند و نگرانی‌هایی را در مورد امنیت غذایی در بازارهای وابسته به واردات در سراسر خلیج فارس و فراتر از آن ایجاد می‌کند. چشم‌انداز کشاورزی جهانی که پیش از این نیز سال‌ها تحت تأثیر نوسانات ژئوپلیتیکی قرار داشت، وارد مرحله جدیدی از عدم قطعیت شده است.

پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و اقدام برای محدود کردن عبور از تنگه هرمز، شریانی که حدود 20 درصد از حمل و نقل نفت جهان از آن عبور می‌کند، بازارهای بیمه و نهاده‌ها بلافاصله واکنش نشان دادند.

کشتی‌های فله ‌بر و کانتینری سرعت خود را کاهش دادند یا مسیر خود را تغییر دادند، پوشش ریسک جنگ تشدید شد و بازرگانان در کنار افزایش ریسک نیتروژن پیش از کاشت بهاره، از افزایش اصطکاک در خرید غلات خبر دادند.

هرمز بیشتر به عنوان یک گلوگاه انرژی شناخته می‌شود که حدود ۲۰ درصد از جریان نفت جهانی را مدیریت می‌کند، اما مکانیسم انتقال کشاورزی آن سریع است. انرژی بالاتر، سوخت و بار بانکر را افزایش می‌دهد، در حالی که اختلال در لجستیک خلیج فارس و پریمیوم‌های ریسک جنگ، قیمت غلات CFR/CIF را حتی زمانی که شاخص‌های آتی پایدار هستند، افزایش می‌دهد. با اجتناب کشتی‌ها از خلیج فارس یا انتظار در سواحل، تأثیر این موضوع بر زنجیره تأمین قابل اندازه‌گیری است.

موسسه تحقیقاتی کلارکسونز تخمین می‌زند که حدود ۳۲۰۰ کشتی (حدود ۴٪ از تناژ کشتی‌های جهان) در داخل خلیج فارس بلااستفاده هستند، در حالی که تقریباً ۵۰۰ کشتی (حدود ۱٪ از تناژ جهانی) در خارج از خلیج فارس، نزدیک بنادر امارات متحده عربی و عمان، منتظرند.

یادداشت تفاهمی که بین ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن امضا شد، امیدهایی را برای بازگشت تدریجی کشتیرانی از طریق تنگه هرمز به حالت عادی ایجاد کرده بود. اما حملات به کشتی‌های تجاری ، همراه با حملات آمریکا به اهداف ایرانی، باعث شده است که کشتی ها مسیر خود را تغییر دهند و نگرانی‌ها را در مورد اینکه تنگه هرمز همچنان یک نقطه حساس باقی خواهد ماند، افزایش داده است. با توجه به اینکه حدود ۸۰ درصد از کالاهای جهانی از طریق دریا معامله می‌شوند، اختلال در حمل و نقل دریایی به سرعت در زنجیره‌های تأمین تأثیر می‌گذارد.

پیش از بحران، حدود یک پنجم نفت جهان، به همراه حجم قابل توجهی از گاز طبیعی مایع، محصولات پتروشیمی و کودهای شیمیایی که زیربنای تولید و کشاورزی هستند، از تنگه هرمز عبور می‌کردند. تنگه هرمز برای کل جهان و تجارت جهانی بسیار مهم است. اما هزینه‌های اختلال به طور مساوی توزیع یا جذب نمی‌شوند.

کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) ۶۱ کشور آسیب‌پذیر را که همزمان در معرض افزایش قیمت سوخت و شوک‌های واردات مواد غذایی قرار دارند، شناسایی کرد. اکثر آنها واردکننده خالص نفت و غلات هستند و دولت‌ها را مجبور به تحمل افزایش نرخ حمل و نقل، هزینه‌های بیمه و هزینه‌های انرژی می‌کنند. نزدیک به یک میلیارد نفر در این اقتصادها زندگی می‌کنند که بیش از ۳۰٪ آنها با کمتر از ۳ دلار در روز امرار معاش می‌کنند.

قیمت‌های بالاتر انرژی، قیمت‌های بالاتر حمل و نقل، قیمت‌های بالاتر واردات - و به ویژه مواد غذایی - پیامدهای عظیمی برای رفاه مردم این کشورها دارد. هر روزی که ما هنوز در این وضعیت نامشخص زندگی می‌کنیم، هزینه‌های بالاتری را ایجاد می‌کند، به خصوص برای اقتصادهای کوچک، آسیب‌پذیر و در حال توسعه.

 

بیمه و حمل و نقل: سریع‌ترین انتقال به قیمت غلات

برای خریداران غلات، مشکل اصلی کمبود گندم یا ذرت در مبدا نیست، بلکه افزایش ناگهانی «هزینه تحویل» است. قیمت‌گذاری مبتنی بر ریسک جنگ به سرعت تغییر کرده، اختلاف قیمت خرید و فروش را افزایش داده و اعتبار پیشنهادها را کاهش داده است، زیرا معامله‌گران منتظر تثبیت سیگنال‌های حمل و نقل و بیمه هستند.

اختلالات کشتیرانی و هوایی هزینه‌ها را چند برابر می‌کنند. طبق برآوردهای زنجیره تأمین، سفرهای طولانی‌تر در اطراف دماغه امید نیک می‌تواند ۱۰ تا ۱۴ روز به طول انجامد و تقریباً ۱ میلیون دلار سوخت اضافی برای هر کشتی به همراه داشته باشد.

 

نوسانات انرژی، کل هزینه پایه را افزایش می‌دهد

شوک هرمز قیمت انرژی را بالاتر برده و نوسانات را افزایش داده است. نفت برنت بیش از ۵ درصد افزایش یافت و به نزدیک ۷۷ دلار در هر بشکه رسید، در حالی که قیمت گازوئیل آمریکا برای اولین بار از نوامبر ۲۰۲۳ به بیش از ۳ دلار در هر گالن رسید که مستقیماً به گران‌تر شدن هزینه‌های حمل و نقل دریایی و لجستیک داخلی برای غلات و دانه‌های روغنی منجر می‌شود.

 

 واردات غلات تحت فشار

خطر امنیت غذایی برای بازارهای وابسته به واردات خلیج فارس و ایران، که زنجیره‌های تأمین در حال حاضر تحت فشار هستند، بسیار حاد است. فایننشال تایمز با استناد به کپلر تخمین می‌زند که کشورهای خلیج فارس سال گذشته حدود 30 میلیون تن غلات وارد کرده‌اند، از جمله تقریباً 14 میلیون تن به مقصد ایران که بخش عمده‌ای از آن معمولاً از طریق تنگه هرمز ترانزیت می‌شود.

کپلر همچنین تخمین می‌زند که عربستان سعودی حدود ۴۰٪ از غلات و دانه‌های روغنی خود را از طریق بنادر شرقی خلیج فارس وارد می‌کند، در حالی که امارات متحده عربی حدود ۹۰٪ از این کالاها را از طریق جبل علی وارد می‌کند.

جبل علی همچنین به عنوان یک مرکز حمل و نقل مواد غذایی و فاسدشدنی کانتینری عمل می‌کند که به حداقل چهار کشور (امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین و قطر) خدمات ارائه می‌دهد و جمعیتی بالغ بر تقریباً ۴۵ تا ۵۰ میلیون نفر را در خود جای داده است.

از سوی دیگر، تحلیلگران ایرانی هشدار می‌دهند که «تقریباً تمام» ذرت و حجم زیادی از سویا و گندم این کشور از طریق تنگه هرمز وارد می‌شود و اختلال طولانی‌مدت در این مسیر، به‌ویژه برای زنجیره‌های تأمین خوراک دام و روغن پخت‌وپز خطرناک است. اگر درگیری ادامه یابد، «حق بیمه و هزینه حمل و نقل و ارز و همچنین قیمت کالاها به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت» و این امر خطر شوک گسترده‌تر هزینه‌های زندگی را برای اقتصادهای وابسته به واردات افزایش می‌دهد.

 

اختلال در بندر و کشتیرانی

اختلالات عملیاتی در بندر جبل علی متعلق به شرکت دی‌پی ورلد - یک قطب حیاتی حمل و نقل و توزیع جهانی - فشار لجستیکی برای مواد غذایی و نهاده‌های کانتینری را تشدید کرده است. گزارش شده است که چندین خط کشتیرانی بزرگ این اختلال را احساس کرده‌اند و شرکت ام‌اس‌سی اعلام کرده است که پس از تعطیلی بندر، رزرو محموله‌های بارگیری یا تخلیه شده در خاورمیانه را متوقف می‌کند، که نشان می‌دهد بحران با چه سرعتی از ریسک امنیتی به محدودیت‌های اجرایی عملی سرایت می‌کند.داده‌های کلارکسونز که در یادداشت‌ها ذکر شده است، همچنین نشان می‌دهد که خاورمیانه حدود ۹.۸ درصد از جابجایی کانتینرهای جهانی را در سال ۲۰۲۵ به خود اختصاص داده است که نقش این منطقه در جریان‌های جهانی و پتانسیل اثرات موجی در صورت تداوم تعطیلی‌ها را برجسته می‌کند.

 

خطرات تأمین کود

فراتر از حمل و نقل، مهم‌ترین ریسک کشاورزی ممکن است کود - به ویژه نیتروژن - باشد، زیرا می‌تواند اقتصاد کاشت و نتایج عملکرد را در چرخه بعدی تغییر دهد. قطر حدود 11 درصد از صادرات جهانی اوره را تأمین می‌کند و خاورمیانه حدود 20 میلیون تن در سال - حدود 35 درصد از تجارت جهانی اوره از طریق دریا - را حمل می‌کند و ایران تقریباً یک چهارم از این عرضه منطقه‌ای را به خود اختصاص می‌دهد. هرمز تقریباً ۲۵ درصد از کود نیتروژنی تجارت شده در سطح جهان را تشکیل می‌دهد و تقریباً ۴۵ درصد از محموله‌های اوره جهانی به طور گسترده‌تر به تأسیسات خلیج فارس مرتبط هستند.

قیمت‌ها به سرعت واکنش نشان داده‌اند. در نیواورلئان (NOLA)، ارزش محموله‌های اوره در ماه آوریل از حدود ۴۵۷ دلار در هر تن به حدود ۵۵۰ دلار در هر تن افزایش یافته است، که نشان می‌دهد ریسک انرژی و لجستیک چقدر سریع می‌تواند قیمت نهاده‌های کشاورزی را تغییر دهد. زمان‌بندی به طور ویژه حساس است: شوک در آغاز کاشت بهاره در نیمکره شمالی رخ داده و این خطر را افزایش می‌دهد که هزینه‌های بالاتر دیزل و نیتروژن بتواند بر تصمیمات مربوط به سطح زیر کشت تأثیر بگذارد و در صورت نرسیدن به موقع منابع نیتروژن، به طور بالقوه بخشی از زمین‌های زیر کشت ذرت به سویا تغییر یابد.

با توجه به وابستگی بالای واردات مواد غذایی در سراسر خلیج فارس و افزایش ریسک کوددهی همزمان با قطعی شدن تصمیمات مربوط به کاشت، اختلال طولانی مدت در تنگه هرمز، نوسانات قیمت حمل و نقل، نهاده‌ها و غلات تحویلی را بالا نگه می‌دارد و فشارهای مربوط به امنیت غذایی را در بازارهای آسیب‌پذیر تشدید می‌کند.

 

نویسنده: حسین شیرزاد؛ تحلیلگر و دکترای توسعه کشاورزی

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای