خبر فوری
شناسه خبر: 56092

چرا با وجود ثبات قیمت آرد، نان گران شد؟

چرا با وجود ثبات قیمت آرد نان گران شد؟ بررسی سهم دستمزد، تورم و نقش مستقیم سیاست‌های اقتصادی دولت در افزایش نرخ نان.

چرا با وجود ثبات قیمت آرد، نان گران شد؟

دولت می‌گوید قیمت آرد یارانه‌ای را تغییر نداده، اما نان گران شده است. این توضیح اگرچه بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، اما همه ماجرا نیست.

گرانی نان فقط نتیجه رشد هزینه‌های نانوایی‌ها نیست؛ بلکه به شکل مستقیم به سیاست‌های اقتصادی دولت، تورم مزمن، نظام معیوب یارانه‌ای و ناتوانی در کنترل هزینه‌های تولید برمی‌گردد.

 

دولت آرد را ثابت نگه داشت، اما بقیه هزینه‌ها را رها کرد

دولت و برخی مقام‌های صنفی تلاش دارند این‌طور توضیح دهند که چون قیمت آرد یارانه‌ای بالا نرفته است، پس گرانی نان به دولت مربوط نیست و فقط ناشی از افزایش دستمزد، بیمه، اجاره، حمل‌ونقل و انرژی است. اما این روایت، صورت مسأله را ناقص بیان می‌کند.

درست است که آرد تنها یکی از اجزای قیمت نهایی نان است، اما تقریباً همه هزینه‌های دیگر نانوایی‌ها نیز در بستری افزایش پیدا کرده‌اند که مسئول اصلی آن دولت است.

وقتی تورم عمومی مهار نمی‌شود، وقتی اجاره‌بها، هزینه کارگر، بیمه، انرژی و حمل‌ونقل پیوسته بالا می‌رود، نمی‌توان دولت را از نتیجه نهایی یعنی گرانی نان جدا کرد.

به بیان روشن‌تر، ثابت ماندن قیمت آرد به‌تنهایی نشانه حمایت مؤثر از مردم نیست؛ زیرا دولتی که نتوانسته است سایر متغیرهای اثرگذار بر هزینه تولید را کنترل کند، عملاً زمینه گرانی نان را خودش فراهم کرده است.

 

سهم آرد در قیمت نان؛ آماری که دولت را تبرئه نمی‌کند

براساس خبر منتشر شده در روزنامه ایران، رئیس کارگروه آرد و نان گفته است که سهم آرد در قیمت تمام‌شده نان یارانه‌ای، کمتر از ۵ درصد است. اگر این عدد درست باشد، یک نتیجه مهم به دست می‌آید: دولت سال‌ها مهم‌ترین ابزار حمایتی خود را روی بخشی متمرکز کرده است که سهم کمی در قیمت نهایی نان دارد.

این یعنی اشکال فقط در گرانی امروز نان نیست، بلکه در طراحی سیاست یارانه‌ای نیز است. اگر دولت می‌دانسته سهم آرد در قیمت نهایی ناچیز است، چرا همچنان یارانه را در ابتدای زنجیره نگه داشته و از اصلاح ساختار توزیع آن خودداری کرده است؟ چرا با وجود پرداخت یارانه سنگین، مصرف‌کننده همچنان فشار گرانی را تحمل می‌کند؟

در واقع همین آمار کمتر از ۵ درصد، بیش از آن که دولت را بی‌تقصیر نشان دهد، ناکارآمدی سیاست‌گذاری را آشکار می‌کند.

 

گرانی نان، محصول مستقیم تورم و سوءمدیریت است

دستمزد کارگران نانوایی، حق بیمه، اجاره واحد صنفی، هزینه تعمیرات، حمل‌ونقل و انرژی همه افزایش یافته‌اند. اما این افزایش‌ها ناگهانی و بی‌ارتباط با سیاست‌گذاری نیست. اینها پیامد مستقیم اقتصادی است که سال‌ها با تورم بالا، تصمیم‌های ناپایدار و ضعف نظارت اداره شده است.

دولت نمی‌تواند بگوید چون آرد را گران نکرده است، پس مسئول گرانی نان نیست. وقتی هزینه‌های جانبی تولید تحت تأثیر سیاست‌های کلان اقتصادی بالا رفته، مسئولیت آن نیز متوجه همان سیاست‌گذار است. نانوا فقط آخرین حلقه زنجیره‌ای است که فشار را به مصرف‌کننده منتقل می‌کند.

اگر دولت واقعاً قصد حمایت از سفره مردم را داشت، باید علاوه بر یارانه آرد، برای مهار تورم، کنترل هزینه‌های تولید و اصلاح سازوکار توزیع نیز برنامه مؤثر ارائه می‌کرد. در غیاب چنین برنامه‌ای، گرانی نان، نه یک اتفاق، بلکه نتیجه طبیعی یک سیاست ناقص است.

 

۵۰۳ همت یارانه؛ عدد بزرگ، اثر کم

بر اساس گزارش منتشرشده در روزنامه ایران، دولت برای زنجیره گندم، آرد و نان در سال ۱۴۰۵ حدود ۵۰۳ همت یارانه در نظر گرفته است. این رقم به‌خودی‌خود بسیار بزرگ است و باید به حفظ قدرت خرید مردم منجر می‌شد، اما نتیجه‌ای که مردم در زندگی روزمره می‌بینند چیز دیگری است.

وقتی با وجود چنین یارانه سنگینی هم نانوا از هزینه‌ها ناراضی است و هم مردم از گرانی نان گلایه دارند، یعنی سازوکار توزیع یارانه، کارآمد نیست.

اشکال اصلی اینجاست که یارانه در ابتدای زنجیره پرداخت می‌شود، نه در نقطه‌ای که مستقیماً به مصرف‌کننده برسد. همین مسأله هم زمینه اتلاف منابع را بالا می‌برد و هم اثر واقعی یارانه را کم می‌کند.

 

انتقال یارانه به مردم؛ راه‌حل یا فرار از پاسخگویی؟

در خبری که توسط روزنامه ایران منتشر شده، آمده است که انتقال یارانه نان به مصرف‌کننده نهایی هنوز در مرحله بررسی است. این ایده در ظاهر می‌تواند بخشی از انحراف‌های موجود را کم کند، اما مسأله اینجاست که دولت پس از سال‌ها اجرای سیاست فعلی، تازه در حال بررسی گزینه‌ای است که باید بسیار زودتر درباره آن تصمیم می‌گرفت.

اگر یارانه مستقیم قرار است جایگزین مدل فعلی شود، باید با زیرساخت دقیق، شفافیت کامل و تضمین حفظ قدرت خرید دهک‌های پایین همراه باشد. در غیر این صورت، این تغییر می‌تواند فقط شکل بحران را عوض کند، نه اصل آن را.

 

مسأله فقط قیمت نان نیست، بحران اعتماد است

افزایش قیمت نان با وجود ثابت ماندن نرخ آرد یارانه‌ای از نظر فنی قابل توضیح است، اما از نظر سیاسی و مدیریتی، بار مسئولیت را از دوش دولت برنمی‌دارد. دولتی که نتوانسته است تورم را مهار کند، هزینه تولید را مدیریت نماید و یارانه را به‌درستی به مردم برساند، در گرانی نان، نقش اصلی دارد.

پرسش اصلی این نیست که چرا نان گران شد؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا با وجود پرداخت صدها همت یارانه، هم نانوا ناراضی است و هم مردم.

همین تناقض نشان می‌دهد بحران اصلی فقط در قیمت نان نیست، بلکه در کارایی سیاست اقتصادی دولت و اعتماد عمومی به آن است.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای