«وزیرسازی» یا بازآرایی نفوذ در بدنه اجرایی وزارت جهاد کشاورزی توسط مدیر محکوم و جنجالبرانگیز دو سال گذشته
بررسی پرسشهای چالشبرانگیز درباره تحرکات مدیریتی در وزارت جهاد کشاورزی، از شائبه «وزیرسازی» و نقشآفرینی چهرههای سیاسی تا چالشهای شفافیت و امنیت غذایی.
۱. آیا حضور مسعود نمازی به همراه شماری از نمایندگان مجلس در دفتر آقای گلمحمدی در هفدهم شهریور ۱۴۰۵، نشانهای از تحرکات جدید در فضای مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی است؟
۲. با توجه به نقشآفرینیهای پیشین مسعود نمازی در چیدمانهای مدیریتی، آیا این دیدارها این شائبه را ایجاد نمیکند که بار دیگر بحث «وزیرسازی» یا اثرگذاری بر معادلات وزارتخانه مطرح شده است؟
۳. آیا ادعاهایی که در محافل غیررسمی درباره روابط خانوادگی و سیاسی برخی افراد مطرح میشود، میتواند مبنای تصمیمگیری در یک وزارتخانه استراتژیک باشد؟ آیا ضرورت ندارد تمامی این موضوعات با شفافیت کامل رد یا تأیید شوند؟
۴. آیا حضور برخی چهرهها در این جلسات، از جمله آقای آزادیخواه و دیگر نمایندگان، در راستای حمایت از استیضاح وزیر جهاد کشاورزی بوده یا با هدف پیشبرد هماهنگیهای پشتپرده انجام شده است؟
۵. آیا این پرسش جدی مطرح نیست که چرا آقای گلمحمدی، با وجود معرفی خود بهعنوان دارنده دکترای منابع انسانی، درباره سطح و ماهیت مدارک تحصیلی خود توضیحات شفاف و مستندی ارائه نمیدهد؟
۶. آیا صرف گذراندن دورههای مدیریتی مانند MBA یا DBA برای معرفی یک فرد بهعنوان دارنده دکترای تخصصی کافی است، یا لازم است مسیر علمی و مدرک ایشان بهصورت رسمی روشن شود؟
۷. آیا پروژه هوش مصنوعی مستقر در ورودی سازمان تحقیقات، تاکنون کارکرد مؤثر و ملموسی در پژوهش و تصمیمسازی داشته است؟ هزینه دقیق اجرای این پروژه چقدر بوده است؟
۸. آیا طرح الگوی کشت، با وجود افتتاحهای پرهزینه و حضور وزیر در مراسمهای رونمایی، توانسته تغییری واقعی در حل مشکلات بخش کشاورزی ایجاد کند یا همچنان در سطح شعار و نمایش باقی مانده است؟
۹. آیا سازمانی با قدمت نزدیک به ۶۰ سال و زیرمجموعههایی با سابقهای حتی بیشتر، نباید از درون خود، مدیران متخصص و بومیِ آشنا به سازوکارهای این حوزه تربیت کند؟
۱۰. آیا انتقال گسترده مدیران و نیروهای هماستانی از خراسان به ستاد سازمان، مراکز، مؤسسات و حتی پارک علم و فناوری، این پرسش را ایجاد نمیکند که معیار انتخابها تا چه اندازه حرفهای و ملی بوده است؟
۱۱. آیا بحث امنیت غذایی که سالهاست در این سازمان مطرح میشود، تاکنون خروجی عملی، قابل اندازهگیری و مؤثری برای بخش کشاورزی داشته است؟
۱۲. آیا جلسات متعدد، سفرهای داخلی و خارجی، حق مأموریتها و نشستهای پرهزینه، نتیجهای فراتر از تولید گزارش و نمایشهای مدیریتی برای این حوزه داشتهاند؟
۱۳. آیا صدور مستقیم احکام رؤسای مراکز و مؤسسات توسط رئیس سازمان، بدون طی کردن روندهای معمول و بدون امضای وزیر، با روالهای اداری گذشته و حدود اختیارات قانونی سازگار است؟
۱۴. آیا این رویه، این شائبه را تقویت نمیکند که رئیس سازمان خود را فراتر از جایگاه اداری تعریف کرده و عملاً در موقعیت تصمیمگیری همسنگ وزیر قرار گرفته است؟
۱۵. آیا روابط عمومی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی در این دوره از مأموریت اصلی خود فاصله نگرفته و به بستری برای تبلیغات شخصی و انتشار مداوم اخبار و تصاویر آقای گلمحمدی تبدیل نشده است؟
۱۶. آیا سازمانی با حدود ۲۰۰۰ عضو هیئت علمی، نباید خروجیهای عملی و مسئلهمحور بیشتری برای کشاورزی کشور ارائه میکرد؟
۱۷. آیا کثرت مقالات، همایشها، مصاحبهها و سخنرانیها، بدون حل مسائل اصلی کشاورزی، میتواند جایگزین اثربخشی واقعی در بدنه اجرایی و تولیدی کشور شود؟
۱۸. آیا در نهایت، سیاسیکاری، انتصابات غیرشفاف و لابیگریهای مدیریتی، باعث تضعیف نقش این سازمان بهعنوان مغز متفکر وزارت جهاد کشاورزی نشده است؟
۱۹. آیا وقت آن نرسیده است که روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی و سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، درباره همه این پرسشها توضیحی روشن، رسمی و مستند ارائه دهند؟
۲۰. آیا نمایندگان مجلس نیز نباید بهجای ابهامگذاری بیشتر، از مسیر نظارتی و قانونی خود برای روشن شدن این موضوعات استفاده کنند؟