وزیر جهاد کشاورزی به سیب زمینی هم رحم نکرد
از شوک کود تا گرانی سیبزمینی؛ هزینه بیتدبیری بر دوش سفره مردم
وقتی هزینه تولید چند برابر میشود، نمیتوان انتظار داشت قیمت محصول در بازار ثابت بماند؛ حالا سیبزمینی به یکی از تازهترین نمونههای انتقال بحران نهادهها از مزرعه به سفره مردم تبدیل شده است.
ایران سالانه حدود ۵ تا ۵.۵ میلیون تن سیبزمینی تولید میکند؛ در حالی که برآوردها نشان میدهد مصرف سالانه کشور با احتساب مصرف خانوار، بذر مورد نیاز کشت بعدی و صنایع تبدیلی، حدود ۴.۶ میلیون تن است.
با این حال، در هفتههای اخیر کاهش عرضه و افزایش قیمت سیبزمینی بار دیگر توجهها را به وضعیت تولید و سیاستهای حمایتی در بخش کشاورزی جلب کرده است. گزارشهای بازار از کاهش قابل توجه عرضه سیبزمینی در تهران حکایت دارد؛ موضوعی که مستقیماً خود را در قیمت محصول نشان داده است.
اما پشت این افزایش قیمت، تنها داستان بازار مصرف نیست.
کود؛ هزینهای که از مزرعه تا سفره میرسد
در سال ۱۴۰۵ قیمت برخی کودهای پایه فسفاته و پتاسه با جهشهای کمسابقه مواجه شد. گزارشهای منتشرشده از افزایش بیش از ۸.۵ برابری سوپرفسفات ساده، حدود ۷.۷ برابری سوپرفسفات تریپل و بیش از ۶ برابر سولفات پتاسیم گرانوله حکایت دارد.
نرخنامه رسمی کودهای شیمیایی سال ۱۴۰۵ نیز افزایش قابل توجه قیمت این نهادهها را نشان میدهد؛ برای مثال قیمت هر کیسه ۵۰ کیلوگرمی سوپرفسفات تریپل بیش از ۷۱ میلیون ریال تعیین شده است.
در چنین شرایطی، انتظار اینکه کشاورز همان محصول سابق را با همان هزینه سابق تولید کند، با واقعیت اقتصادی مزرعه سازگار نیست.
فعالان حوزه سیبزمینی نیز از جهش هزینههای تولید گلایه دارند و در یکی از گزارشهای اخیر، افزایش قیمت کود و سایر نهادهها بهعنوان یکی از عوامل اصلی فشار بر تولیدکنندگان مطرح شده است.
وقتی حمایت از تولیدکننده عقب میماند
مسئله اصلی اینجاست: اگر دولت قرار است از امنیت غذایی و تولید داخل حمایت کند، حمایت باید قبل از رسیدن محصول به بازار و در زمان تصمیم کشاورز برای کشت اتفاق بیفتد، نه زمانی که قیمت در بازار بالا رفته است.
کشاورزی با بخشنامه و وعده اداره نمیشود. زارع پیش از آنکه بذر را در زمین بکارد، باید بتواند هزینه کود، سم، آب، انرژی، ماشینآلات و سایر نهادهها را پیشبینی کند و بداند محصول نهایی با چه سازوکاری به بازار خواهد رسید.
وقتی نهادهای مانند کود با چنین جهش قیمتی مواجه میشود و در کنار آن مشکلات تأمین و توزیع نیز وجود دارد، طبیعی است که فشار هزینه به زنجیره تولید منتقل شود. گزارشهای بخش کشاورزی نیز از کمبود و افزایش شدید قیمت کود در ماههای اخیر خبر دادهاند.
سیبزمینی؛ صورتحساب یک سیاستگذاری ناکارآمد؟
افزایش قیمت سیبزمینی را نمیتوان صرفاً به یک عامل نسبت داد. عرضه، زمان برداشت، ذخیرهسازی، هزینه تولید، شبکه توزیع و رفتار بازار همگی در شکلگیری قیمت نهایی نقش دارند.
اما نمیتوان سهم سیاستگذاری در بخش نهادهها را نیز نادیده گرفت.
وقتی کود گران میشود، تولید گران میشود؛ وقتی تولید گران میشود، فشار به قیمت محصول منتقل میشود و در نهایت این مصرفکننده است که صورتحساب آن را پرداخت میکند.
اینجاست که پرسش اصلی متوجه وزارت جهاد کشاورزی میشود:
اگر قرار است کشاورز تولیدکننده امنیت غذایی کشور باشد، در برابر جهش چندبرابری هزینه نهادههای پایه چه حمایت مؤثری دریافت کرده است؟
و اگر سیاستهای حمایتی نتواند هزینه تولید را کنترل کند، چگونه میتوان انتظار داشت تولید پایدار بماند و قیمت مواد غذایی برای مردم قابل دسترس باشد؟
گرانی سیبزمینی فقط یک افزایش قیمت در بازار نیست؛ زنگ هشداری است درباره شکاف میان سیاستهای اعلامشده برای حمایت از تولید و واقعیتی که کشاورز در مزرعه با آن مواجه است.
در نهایت، اگر هزینه بیثباتی در نهادهها و ضعف سیاستگذاری به تولیدکننده منتقل شود، هزینه نهایی آن دیر یا زود به سفره مردم خواهد رسید؛ و کوچکتر شدن سفره، نتیجهای نیست که بتوان آن را صرفاً به «شرایط بازار» نسبت داد.
اکنون این وزارت جهاد کشاورزی است که باید پاسخ دهد: سهم حمایت واقعی از زارع در این معادله کجاست؟