واقعیتهای روی زمین و جنگ
بررسی واقعیتهای روی زمین، تنش ایران و آمریکا، وضعیت تنگه هرمز، بازار نفت و احتمال وقوع دوباره جنگ در خلیجفارس.
کمتر از ۲۴ ساعت پس از آنکه عباس عراقچی برخی جزئیات پیشنهاد ایران به ایالاتمتحده را آشکار کرد و مسعود پزشکیان نیز بر آمادگی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در صورت پذیرش خواستهای کشورمان تأکید کرد، دونالد ترامپ این پیشنهاد را رد و آن را غیرقابل قبول خواند. البته در ابتدا دیپلماتهای ایرانی گفتند که مخالفت ایالاتمتحده هنوز بهطور رسمی به ایران ارائه نشده، اما معلوم بود که تصمیمگیران آمریکایی نمیتوانند موضعی اتخاذ کنند که با اظهارات رئیسجمهورشان در تضاد باشد.
از این بابت، ایرانیان متوجه شدند که برخلاف گمانهزنی یا پیشبینی برخی تحلیلگران، تلاشهای دیپلماتیک در نیویورک هیچ دستاوردی دربر نداشته است. همان هنگام، برخی پیشبینیها که از سوی مقامات رسمی و غیررسمی تأیید شد، از این احتمال حکایت میکرد که بهزودی حمله نظامی علیه ایران آغاز میشود و جنگ گستردهای در خلیجفارس درمیگیرد.
این پیشبینی البته با گمانهزنیهای زمانی نیز همراه بود و مهلتهایی از سه روز، ۷۲ ساعت، تا سه هفته و بیشتر درباره مهلت ایران برای تمکین به خواستهای ایالاتمتحده بیان شد. این گمانهزنیها درباره ضربالاجل برای ایران، هرچند از سوی هیچ مقام رسمی اظهار و تأیید نشده، اما با توجه به تهدیدهای بیانشده از جانب دونالد ترامپ، حمله ایالاتمتحده به ایران و شعلهور شدن مجدد آتش منازعه مسلحانه در خلیجفارس حتمی به نظر میرسد و بسیاری از خبرنگاران و ناظران شمارش معکوس را برای ازسرگیری جنگ در آبراه خلیجفارس و تنگه هرمز آغاز کردهاند. قابل انتظار است که هیچکس نمیتواند بگوید این شمارش معکوس چه زمانی به صفر میرسد و جرقهها آتش جنگ را دوباره روشن میکنند.
حالا همه میپرسند که شروع جنگ چه زمان و چگونه خواهد بود؟ آیا قبل یا بعد از انتخابات ایالات این منازعه آغاز میشود و آیا ایران بر اثر محاصره دریایی و محاصره هوایی، آنقدر دچار سختی و آسیب میشود که کنترل خود را از دست بدهد، ماشه را بچکاند و جنگ را آغاز کند؟ یا مقاومت و پایداری ایران بر مواضعش و نتیجه ندادن محاصرههای اعمالشده، واشنگتن را آنقدر عصبانی میکند که اختیار از دست بدهد و دوباره حمله به مناطق نظامی و غیرنظامی ایران را شروع کند؟
اوضاع در جریان است که بازار نفت، هرچند به آرامش نرسیده، اما با اوضاع موجود خو گرفته و نوسانهای قابلکنترلی را تجربه میکند. با این حال، قیمتها همچنان بالاست و به همین نسبت، قیمت کالا و خدمات در کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
میتوان چنین ارزیابی کرد که اگرچه کشورهای جهان محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز را نمیپذیرند و موضعگیریهای اتخاذشده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد این عدم پذیرش را بهروشنی به تصویر کشید، اما هیچ کشوری حاضر نیست برای تغییر چنین شرایطی اقدام عملی انجام دهد و ایالاتمتحده نیز تاکنون تغییر چندانی در این شرایط پدید نیاورده است؛ چنانکه طی هفتههای اخیر تعداد شناورهای تجاری که روزانه از خلیجفارس و از مسیر شمال یا جنوب تنگه هرمز خارج یا وارد میشوند، از هفت شناور در روز بیشتر نشده است. این میزان با ۲۱ تا ۲۵ شناور در روز که پیش از جنگ آمریکا با ایران در تنگه هرمز تردد میکردند، تفاوت زیادی دارد.
نکته نگرانکننده آن است که ترامپ پیشنهادهایی را که ایران برای حلوفصل منازعه در خلیجفارس ارائه میکند، نشانه ضعف این کشور قلمداد کرده و با اظهار اطمینان از اینکه تهران در حال تسلیم شدن است، از پیشنهادهای ایران استقبال نمیکند.
مسئله دیگر آن است که ترامپ میخواهد نشان دهد نتایج انتخابات کنگره و سنا ـ هرچه باشد ـ تأثیری بر رفتارش ندارد و نمیتواند او را به چرخش در مواضعش وادار کند. برخی تحلیلگران بر این باورند که رئیسجمهور ایالاتمتحده بنا را بر شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات پیشرو گذاشته و برای بدترین سناریو در اینباره خود را آماده کرده است.
طی هفتههای گذشته، ترامپ چندینبار این موضع را بر زبان آورده و تأکید کرده که نتایج انتخابات پیشرو برایش مهم نیست. از این منظر، این تحلیلگران ابراز اطمینان میکنند که اگر رئیسجمهور ایالاتمتحده تصمیم به شروع جنگ گرفته باشد، حتماً آن را پیش از انتخابات و در هفتههای آینده عملی خواهد کرد.
به همین دلیل، پرسش آن است که آیا شرایط موجود، زنگهای خطر را برای نظامیان دو طرف به صدا درآورده و هر روز که از خواب بیدار میشویم باید انتظار انجام حملات نظامی و انتشار خبر آن را داشته باشیم؟
نکته مهم در اینباره آن است که جنگ، هرچند زخمهایی را به ایران وارد خواهد کرد و اوضاع ایران را چه به لحاظ اقتصادی و چه از نظر اجتماعی پیچیدهتر میکند، اما باعث شکست، تسلیم، عقبنشینی یا فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در ایران نمیشود. در عین حال، ایران همچنان به حملات صورتگرفته از طریق حمله به پایگاههای ایالاتمتحده در منطقه پاسخ خواهد داد.
از این بابت، کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس تا اردن، هدف چنین حملاتی از سوی ایران قرار خواهند گرفت، ولی بعید به نظر میرسد که ایران در اینسری از حملات، برای هدف قرار دادن اسرائیل پیشقدم شود. بنابراین، گمان نمیرود که اسرائیل در موقعیت کنونی و اگر میان ایالاتمتحده و ایران جنگ رخ دهد، درگیر منازعه شود.
البته اعراب خاورمیانه برای واشنگتن روشن کردهاند حملاتی که به براندازی حکومت جمهوری اسلامی در ایران منجر نشود ـ که تاکنون منجر نشده و چشماندازی هم ندارد که منجر شود ـ روابط این کشورها با ایران را شکنندهتر و آسیبزا کرده و به این دلیل، از نظر عربهای خاورمیانهنشین، حملات ایالاتمتحده به ایران فقط اوضاع را با تنش بیشتر مواجه میکند و هیچ سود دیگری ندارد.
اعراب به ترامپ گفتهاند بالاخره این ما، یعنی اعراب، هستیم که باید با ایران زندگی کنیم و آمریکا ۱۲ هزار کیلومتر آنطرفتر زندگی میکند و هیچوقت از این اوضاع آسیب مستقیم را تحمل نکرده است.
در واقع، حمله به ایران چیز زیادی را تغییر نمیدهد. در عین حال، سختگیریهایی که ایران بر تنگه اعمال میکند افزایش خواهد یافت. گمان میرود هماکنون بخشی از شناورهایی که چه از مسیر مجاز یا غیرمجاز از تنگه هرمز عبور میکنند، براساس مصلحتسنجی ایران به آبهای آزاد راه پیدا میکنند و ایران بهخاطر اقتصاد کشورهای دوست یا همکار در این منطقه نمیخواهد تردد در این آبراه را بهطور مطلق متوقف کند.
برخی گمانهزنیها هم حاکی از خارج شدن نفت ایران در قالب نفت برخی کشورهای دوست یا همکار از خلیجفارس است. این امر میتواند به این معنی باشد که ایران دستکم برای تداوم یافتن حداقلی صادرات نفت خویش، از مسدودسازی مطلق خروج و ورود شناورها به خلیجفارس جلوگیری نمیکند.
مجموعه این واقعیتهای روی زمین، احتمال وقوع یک جنگ، چه محدود و چه تمامعیار و گسترده، را در خلیجفارس کاهش میدهد؛ اما این کاهش آیا به معنای عدم وقوع جنگ خواهد بود؟ پاسخ احتمالاً منفی است.