دو ماه سرنوشتساز؛ تهران و واشنگتن بر سر دوراهی توافق یا تقابل
آیا خاورمیانه به سمت آتشبس میرود یا جنگی فراگیر؟ جزئیات پیشنهاد «توافق ۷ روزه»، تحرکات دوحه و تقابل جبهه پایداری با ائتلاف قالیباف و پزشکیان را بخوانید.
تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه پس از تنشهای نظامی اخیر به نقطهای رسیده که شاید بتوان هفتههای پیشرو را تعیینکنندهترین برهه تاریخ معاصر منطقه دانست. در حالی که افکار عمومی در بیم و امید احتمال درگیری مجدد به سر میبرند، سیگنالهای دریافتی از اتاقهای دربسته نشان میدهد خطوط دیپلماتیک با وجود فضای ملتهب بیرونی همچنان فعال هستند. همزمانی این تحرکات با انتخابات سرنوشتساز پاییز در ایالات متحده و مرزبندیهای تازه در صحنه سیاسی تهران، معادلات مذاکرات ایران و آمریکا را به یک شطرنج چندوجهی تبدیل کرده است.
بسته «توافق ۷ روزه»؛ دیپلماسی دوحه در لبه پرتگاه
ساعاتی پیش پایگاه آمریکایی آکسیوس با انتشار گزارشی مدعی انسداد در مجاری گفتوگوها شد؛ ادعایی که بلافاصله با تحرکات واسطهها و بازتاب مواضع جدید دو طرف تعدیل شد. قطر همچنان کانال اصلی ارسال پیامهاست و نشانههایی وجود دارد که اظهارات اخیر چهرههای دولت ترامپ (از جمله معاون او، جیدی ونس) پنجره تعامل را کاملاً مسدود نکرده است.
در همین چارچوب، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پاسخ غیرمستقیم واشنگتن درباره طرح موسوم به «توافق ۷ روزه» را دریافت کرده است؛ پیشنهادی که قرار است بهعنوان یک آتشبس آزمایشی یا تنشزدایی مرحلهای عمل کند تا پیشزمینه توافقی پایدارتر سنجیده شود.
شکاف سیاسی در پایتخت؛ از صدای طبل جنگ تا جبهه توافق
در داخل ایران، رویکرد به پرونده سیاست خارجی دیگر یکصدایی گذشته را ندارد و جامعه سیاسی به دو قطب کاملاً متمایز تقسیم شده است:
- طیف حامی تداوم تقابل: جبهه پایداری و جریانهای همسو که توافق موقت را دامی برای امتیازگیری بیشتر غرب میدانند و بر مواضع تقابلی پافشاری میکنند.
- ائتلاف معتدلها: رویکردی که پیرامون چهرههایی نظیر مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف شکل گرفته و برای کاستن از فشار معیشتی و امنیتی، مسیر یک مصالحه شرافتمندانه و حفاظت از منافع ملی را دنبال میکند.
تحلیلگران معتقدند برآیند این وزنکشی داخلی، مستقیماً مسیر تهران در مواجهه با پیشنهادهای بینالمللی را روشن خواهد کرد.
۳ نشانه معنادار از لایههای پنهان تصمیمگیری
بررسی جزئیات رویدادهای روزهای اخیر سه متغیر اساسی را آشکار میکند که هر کدام میتوانند به تنهایی جهت آینده منطقه را تعیین کنند:
۱. ورود دستگاههای امنیتی به وضعیت هشدار
وایرال شدن اظهارات علی آقامحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، پیرامون احتمال نفوذ تیمهای خرابکاری و دعوت از شهروندان برای هوشیاری در محلات، نشان میدهد ارزیابی نهادهای حاکمیتی از ماههای پیشرو، یک وضعیت امنیتی فوقالعاده است؛ رویکردی که تلاش میکند هرگونه تحرک خرابکارانه همزمان با فشارهای دیپلماتیک را مهار کند.
۲. سایه سنگین انتخابات آبان ماه در واشنگتن
انتخابات میاندورهای کنگره و سنا برای جمهوریخواهان یک آزمون بقاست. برخی نظرسنجیها از شانس بالای دموکراتها حکایت دارند و در واشنگتن دو دیدگاه نسبت به رفتار ترامپ مطرح است:
- گروهی معتقدند او برای جلوگیری از تضعیف پایگاه حزبی، ریسک نظامی پرهزینه جدیدی نخواهد پذیرفت و حتی ممکن است یک «توافق سریع» را بهعنوان برگ برنده انتخاباتی رو کند.
- در مقابل، برخی تحلیلگران بدبین بر این باورند که تمرکز ترامپ بر دوره دوم فراتر از حزب است؛ همزمان افزایش تجهیزات ارتش آمریکا در پایگاههای منطقه این نگرانی را تقویت کرده که سناریوی نظامی پس از بازه انتخابات نیز همچنان روی میز است؛ احتمالی که ستاد کل نیروهای مسلح ایران اعلام کرده برای پاسخ متقابل به آن در بالاترین سطح آمادگی قرار دارد.
۳. مهار تندروها؛ تسویه سیاسی یا یکدستسازی برای تصمیم نهایی؟
برخی چهرههای تحلیلی، نظیر مهدی مطهرنیا، پروندههای قضایی تازه علیه چهرههای رادیکال و مواضع اخیر تندروها را نه صرفاً یک اصطکاک جناحی، بلکه حرکتی به سبک بازآرایی قدرت در منطقه ارزیابی میکنند.
همراستا با این روند، انتقادهای تند روزنامه خراسان از تجمعات خیابانی خودسر و سیگنال توقف این دست اقدامات، فرضیه «مهار حواشی برای دستیابی به یک اجماع حاکمیتی» را تقویت کرده است؛ نشانهای شفاف مبنی بر اینکه ساختار حاکمیت برای مواجهه با تصمیمات سختِ پیشرو، کاهش پارازیتهای داخلی را در دستور کار قرار داده است.