تاکسیسواری برای دوربین و عوامفریبی! دستور رئیسجمهور فقط همین یک مورد بود؟
آیا تاکسیسواری وزیر جهاد کشاورزی برای نمایش سادهزیستی، پوششی برای عدم پاسخگویی به ابهامات انتصابات و هزینههای سفر است؟
به نظر میرسد در وزارت جهاد کشاورزی، برخی دستورات رئیسجمهور ویژگی مشترکی دارند؛ هر کدام که قابلیت عکسبرداری و انتشار در فضای مجازی برای عوامفریبی را داشته باشند، با سرعت برق و باد اجرا میشوند!
دیروز «نوری قزلجه» با یک تاکسی برقی راهی وزارتخانه شد و دستگاه رسانهای اطرافش نیز بلافاصله دستبهکار شد تا این اقدام را بهعنوان نماد همراهی قزلجه با سیاست دولت و «روز بدون خودرو» برجسته کند. اصل استفاده از حملونقل عمومی در راستای سیاست صرفهجویی، فینفسه قابلدفاع است؛ دولت نیز چنین رویکردی را در چارچوب کاهش مصرف سوخت دنبال کرده است.
اما سؤال اینجاست: دستور رئیسجمهور فقط تاکسیسواری بود؟
اگر قرار است سیاستهای دولت اجرا شود، چرا از میان تمام این سیاستها، آنهایی که دوربینپسندترند اینقدر سریع اجرا میشوند، اما درباره بخشهای دشوارتر و پرهزینهترِ حکمرانی، پرسشهای جدی همچنان بیپاسخ مانده است؟
شایستهسالاری؛ دستور بدون دوربین
وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده است که کمیته انتخاب و انتصاب مدیران با هدف «پیادهسازی نظام شایستهسالاری» تشکیل شده و اعضای مشخصی برای آن تعیین شدهاند. پس مردم حق دارند بپرسند:
- آیا در تمام انتصابات نوری قزلجه، رزومه، تخصص، سوابق اجرایی و معیارهای حرفهای حرف اول را زده است؟
- آیا همه انتصابات با همان سازوکاری انجام شده که وزارتخانه برای تحقق شایستهسالاری طراحی کرده است؟
- آیا برای منصوبین، سابقه، صلاحیت حرفهای و فرآیند انتخاب آنها بهصورت شفاف اعلام میشود؟
اگر پاسخ مثبت است، انتشار مستندات آن نهتنها مشکلی ندارد، بلکه بهترین دفاع از عملکرد قزلجه است. اما اگر درباره برخی انتصابات، شائبه مسائل قومیتی، زدوبندهای سیاسی، توصیهنامههای آقازادهها و روابط شخصی مطرح است، دیگر «تاکسیبازی» نمیتواند جای پاسخگویی مدیریتی را بگیرد.
سادهزیستی فقط یک قاب دوربین نیست
سادهزیستی زمانی معنا پیدا میکند که در الگوی هزینهکرد، سفرها، انتصابات، استفاده از امکانات دولتی و مدیریت منابع عمومی دیده شود؛ موضوعی که قزلجه و اطرافیانش به آن پایبند نیستند و حکایتهای پُرتکرار ریختوپاشهای بیرحمانه آنها، نقل محافل شده است. وقتی از صرفهجویی سخن گفته میشود، افکار عمومی فقط به یک تاکسی نگاه نمیکند؛ بلکه مجموعه رفتار مالی و مدیریتی یک دستگاه را در کنار هم میگذارد. سوال اصلی این است:
- تعداد سفرهای خارجی قزلجه و شمار همراهان او چقدر است؟
- هزینه این سفرهای پرتعداد و پرهمراه چقدر بوده؟
- چه میزان از منابع عمومی صرف مأموریتهایی شده که خروجی قابلاندازهگیری ندارند؟
- در انتصابات، چه میزان از ظرفیت نیروهای باسابقه و متخصص وزارتخانه استفاده شده است؟
- و در نهایت، آیا صرفهجویی فقط از صندلی خودروی قزلجه شروع میشود یا باید به تمام سطوح هزینهکردهای او و اطرافیان پرشمارش برسد؟
اجرای دستور رئیسجمهور را گزینشی نکنید
اگر رئیسجمهور بر صرفهجویی تأکید کرده، آن را در تمام شئون نشان دهید، نه اینکه از آن پوششی برای عوامفریبی و سرپوش گذاشتن بر رفتارهایی بسازید که خلاف مشی دولت است.
اگر رئیسجمهور بر شایستهسالاری تأکید کرده، فرآیند واقعی انتصابات را شفاف کنید.
اگر بر مبارزه با فساد تأکید کرده، اسناد و سازوکارهای نظارتی را منتشر کنید.
اگر بر کاهش هزینههای دولت تأکید کرده، صورت هزینههای سفرها و برنامههای پرهزینه را در معرض قضاوت عموم قرار دهید.
اینها اتفاقاً همان بخشهایی هستند که قزلجه و تیم رسانهایاش کمتر دوستشان دارند، اما برای افکار عمومی بسیار مهمترند. مردم به تاکسیسواری وزیر اعتراض ندارند؛ اعتراض به جایی است که تاکسیسواری جایگزین پاسخگویی شود.
یک وزیر میتواند با تاکسی به محل کار برود و این اقدام را هم در چارچوب سیاست دولت انجام دهد؛ اما نمیتواند با یک عکس، تمام ابهامات، تخلفات و پرسشهای مدیریتی و مالی خود و اطرافیانش را نادیده بگیرد. اگر میخواهید در مسیر سیاستهای رئیسجمهور حرکت کنید، فقط به دستورهای قابلفیلمبرداری اکتفا نکنید؛ دستورهای سخت، بیسروصدا و هزینهبرِ مبارزه با رانت، فساد و اصلاح نظام مدیریتی را اجرا کنید. آنوقت دیگر نیازی نیست برای سرپوش گذاشتن بر تخلفات پرشمار، با چند عکس از تاکسیسواری تقلا کنید؛ کارنامه شما خودش حرف خواهد زد.