فتحعلیشاه قاجار؛ شاه زنباره یا سیاستمدار واقعگرا؟
فتحعلیشاه قاجار؛ شاهی میان افسانه و واقعیت. از حرمسرایی گسترده تا عقلانیتی که ایران را از فروپاشی نجات داد. روایت تازهای از او بخوانید.
او را بیشتر با سبیلهای تابخورده و حرمسرایی پرشمار میشناسند، اما پشت این تصویر پر زرقوبرق، شاهی ایستاده بود که میان «غرور سلطنت» و «واقعیت تلخ قدرتهای نوظهور» گرفتار شد.
بخش اول: تولد و صعود فتحعلیشاه قاجار
اخبار سبز کشاورزی؛ فتحعلیشاه قاجار در سال ۱۱۵۱ هجری خورشیدی در دامغان متولد شد. او در کودکی پدرش را از دست داد و تحت تعلیم عموی خود، آقامحمدخان – بنیانگذار سلسله قاجار – بزرگ شد. آقامحمدخان با سرکوب شدید ایلات و تثبیت قدرت مرکزی، راه را برای سلطنت فتحعلیشاه هموار کرد. در سال ۱۱۷۶ خورشیدی، با قتل عمویش در قفقاز، او در ۲۸ سالگی بر تخت پادشاهی نشست و دومین شاه قاجار شد.
بخش دوم: پادشاهی میان تجمل و تدبیر
فتحعلیشاه با وجود چهرهای اشرافی و وابسته به آیین درباری، توانست ثبات نسبی را در کشور برقرار کند. او به جای خشونت مستقیم، از شبکهای از سرداران، ازدواجهای قبیلهای و تشریفات درباری برای کنترل قدرت استفاده میکرد.
این روش باعث شد دورهاش نسبت به دوران آقامحمدخان آرامتر و منسجمتر باشد، اما در عین حال، مانع از اصلاحات بنیادین نظامی و اداری نیز شد.
بخش سوم: جنگهای ایران و روسیه؛ عقل در برابر احساس
دورهی فتحعلیشاه با دو جنگ بزرگ ایران و روسیه همراه بود. ایرانِ آن روز در برابر ارتش مدرن روسیه چارهای جز عقبنشینی نداشت. با وجود شجاعت ولیعهد، عباسمیرزا، و تلاش برای ایجاد ارتش نوین، ضعف مالی و فنی باعث دو معاهدهی تلخ گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) شد.
بسیاری، این شکستها را به حساب بیکفایتی فتحعلیشاه گذاشتند، اما برخی مورخان امروز میگویند او با پذیرش واقعیت، از فروپاشی کامل ایران جلوگیری کرد.
بخش چهارم: زندوستی یا دیپلماسی قبیلهای؟
نام فتحعلیشاه در فرهنگ عامه، به «حرمسرای پرجمعیت» گره خورده است. منابع مختلف از دهها تا صدها همسر برای او یاد کردهاند، اما تاریخپژوهان معتقدند این تعداد اغراقآمیز است.
بسیاری از ازدواجهای شاه قاجار، در واقع پیوندهای سیاسی برای ایجاد اتحاد میان قبایل ترکمن، بختیاری، کرد و لر بود. این سیاست، وفاداری ایلات را تضمین و شورشها را مهار میکرد؛ نشان از هوشیاری سیاسی نه صرفاً خوشگذرانی.
بخش پنجم: فتحعلیشاه و دیپلماسی نوین ایران
شاه قاجار نخستین گام را برای تأسیس وزارت خارجه ایران برداشت. او دریافت که جهان در حال تغییر است و روابط بینالمللی نیازمند سازماندهی حرفهای است.
در سال ۱۲۰۰ خورشیدی، به فرمان او، وزارت امور خارجه ایران رسمیت یافت و «میرزا عبدالوهاب نشاط اصفهانی» بهعنوان نخستین وزیر خارجه منصوب شد؛ اقدامی که ساختار دیپلماسی ایران را برای دههها پایهگذاری کرد.
بخش ششم: چهرهای فرهنگی و هنردوست
فتحعلیشاه شاعران، نقاشان و معماران را بهسوی دربار جذب کرد. کاخ گلستان با شکوه خیرهکنندهاش، از یادگارهای معماری عصر اوست. خود نیز با تخلّص «خاقان»، شعر میگفت و شعر و ادب را مایهی شکوه سلطنت میدانست. او ساعاتی از روز را به شعرخوانی شاعران در حضورش اختصاص میداد و از اهل هنر به گرمی حمایت میکرد.
بخش هفتم: مردی با نظم و تجمل
نقاشیهای دوره قاجار تصویری افسانهای از فتحعلیشاه ارائه میدهند: ریشهای آراسته، لباسهای مرصع و تختهایی مزین به زر و جواهر. ظاهر باشکوه او، بخشی از سیاست نرم سلطنت بود. شاه خوب میدانست که جلوهی ظاهری اقتدار، برای حکومتی که هنوز ساختار نهادینه نداشت، ضروری است.
بخش هشتم: میراث و داوری تاریخ
فتحعلیشاه بیش از سه دهه حکومت کرد؛ ایران دوران او درگیر فشار روسیه از شمال و نفوذ انگلستان از جنوب بود.
در حافظه تاریخی مردم، نامش با واژههایی چون «ترکمنچای» و «بیعرضگی» عجینشده، اما نگاه دقیقتر نشان میدهد او به واقعیتهای روز تن داد و کشور را از فروپاشی حفظ کرد.
او ساختارهایی چون وزارت خارجه و ارتش منظم را پایهگذاری کرد و توانست قدرت سیاسی قاجار را ثبت و پایدار سازد.
جمعبندی
فتحعلیشاه قاجار، همانقدر که در چشم مردم پادشاهی زنبار و تجملگراست، در نگاه تاریخ، سیاستمداری واقعگرا و ساختارساز است. او شاید در جنگ شکست خورد، اما در سیاست داخلی، نهادسازی و اداره کشور، بهویژه با درایت در پذیرش واقعیتها، توانست میراثی ماندگار بر جای گذارد./عصر ایران
