سوگ در عدد چهل
چرا چهلم در ایران پایان سوگ نیست؟ روایتی از یک آیین کهن
آیین چهلم از کجا آمده و چرا هنوز در فرهنگ ایرانی زنده است؟ گفتوگو با معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران درباره ریشههای اسطورهای سوگواری.
چهلم، فقط یک مراسم مذهبی یا خانوادگی نیست؛ لحظهای است که تاریخ، اسطوره و روان جمعی ایرانیان به هم میرسند. آیینی که از دل ایرانِ پیش از اسلام آمده، از جنگها و سوگهای بزرگ عبور کرده و هنوز هم یکی از مهمترین نقاط توقف اندوه در زندگی ایرانیان است.
چهلم؛ پایان رؤیای بازگشت
اخبار سبز کشاورزی؛ روزنامه پیام ما در گزارشی نوشت: چهلم، روز پذیرش فقدان است؛ روزی که امید پنهانِ بازگشتِ عزیز ازدسترفته فرو میریزد و غیاب، به واقعیتی قطعی بدل میشود. در فرهنگ ایرانی، این روز فقط یک تاریخ در تقویم سوگواری نیست؛ بلکه مرزی نمادین میان «انتظار» و «پذیرش» است.
اما سوگ برای آنان که «سروهای فروافتاده»اند، پایان ندارد. تاریخ ایران، سرشار از سوگواریهای جمعی است؛ سوگهایی که در بزنگاههای تاریخی، معناهای تازه یافتهاند و از یک اندوه فردی، به حافظهای جمعی بدل شدهاند.
در همین بستر تاریخی است که آیین چهلم معنا پیدا میکند؛ آیینی که ریشههایش به اعماق اسطوره و باورهای کهن ایرانی بازمیگردد.
ریشههای اسطورهای سوگواری در ایران
بهگفته مریم سامعی، معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران، سوگواری در ایران مجموعهای از آیینهاست که بسیاری از آنها ریشهای اسطورهای دارند. در روایتهای کهن، سوگ پهلوانان با خاک بر سر ریختن، بریدن گیسوان و سیاهپوشی تصویر شده است.
در شاهنامه، رستم در سوگ سهراب و تهمینه با بریدن گیسوان، اندوه فقدانی را نشان میدهند که پیش از زرتشت نیز در این سرزمین وجود داشته است. اگرچه در دوره زرتشتی گریه و مویه نکوهیده میشود، اما اصل آیین سوگواری هرگز حذف نمیشود و فقط شکل آن تغییر میکند.
از ساسانیان تا صفویان و قاجار، این آیینها دگرگون شدهاند، اما نشانههایی چون سیاهپوشی، خاک بر سر ریختن، کتلگردانی و حتی رقصهای آیینی سوگ، همچنان در فرهنگ ایرانی باقی ماندهاند.
چرا عدد چهل برای ایرانیان مهم است؟
آیین چهلم بیش از هر چیز با عدد چهل گره خورده است؛ عددی که در اسطورهشناسی ایرانی و حتی جهانی، معنایی نمادین دارد.
سامعی توضیح میدهد: عدد چهل نماد پختگی و کمال است؛ ترکیبی از چهار و ده که هر دو نشانه تمامیتاند. برخی پژوهشگران نیز این عدد را به باورهای نجومی، بهویژه ناپدید شدن خوشه پروین در نجوم بابلی، مرتبط میدانند؛ چرخهای که به عمر و کمال انسان تشبیه شده است.
چله در سه گذرگاه مهم زندگی
اهمیت عدد چهل فقط به مرگ محدود نمیشود. در فرهنگ ایرانی، سه گذرگاه اصلی زندگی—تولد، ازدواج و مرگ—همگی با «چله» همراهاند:
- چهل روز پس از تولد؛ دورهای حساس برای مادر و نوزاد
- چهل روز پس از ازدواج؛ زمانی پرخطر از نظر باورهای عامه
- چهل روز پس از مرگ؛ دورهای تعیینکننده برای بازماندگان
در باورهای کهن، این چهل روز زمانی است که نیروهای اهریمنی در کمیناند و افراد نباید تنها بمانند. همین باور، پایه روانی و اجتماعی آیین چهلم را شکل داده است.
کارکرد روانی و اجتماعی آیین چهلم
بهگفته معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران، آیین چهلم بیش از هر چیز برای تنها نگذاشتن بازماندگان است. حضور جمع، همدردی و تداوم دیدارها، از شدت اندوه میکاهد.
در باورهای سنتی، پس از گذشت چهل روز، خطر آسیبهای شدید روانی کمتر میشود. اینجاست که خانواده میتواند آرامآرام به زندگی عادی بازگردد؛ حتی سیاهپوشی پایان مییابد.
چهلم؛ بازتاب ایرانی مذهب
پس از اسلام، آیین چهلم حذف نشد؛ بلکه رنگوبوی اسلامی گرفت. سامعی تأکید میکند که مراسم سوم، هفتم و چهلم که در آیینهای زرتشتی با عنوان «پَرسه» شناخته میشدند، وارد سنتهای اسلامی شدند.
به همین دلیل است که اربعین در فرهنگ شیعی، ریشهای عمیقتر از یک مناسک مذهبی دارد. بهباور سامعی، برجسته شدن اربعین امام حسین، بازتابی از سنت ایرانی سوگواری برای مرگ جوانان و قهرمانان است.
آیینهای محلی؛ از گلمالی تا رقص سوگ
اگرچه ساختار آیین چهلم در سراسر ایران مشابه است، اما شیوههای عزاداری تنوع بسیاری دارد. از گلمالی در میان لرها، گیسو بریدن و کتلبستن در بختیاریها تا زنار بستن در جنوب کشور؛ همگی بیانهای محلی یک اندوه مشترکاند.
حتی موسیقی و رقص بر مزار در مراسم چهلم—بهویژه برای جوانان—ریشهای تاریخی دارد و نشانهای از عبور تدریجی از سوگ سنگین به یادآوری جمعی است.
روحی که پس از چهلم بازنمیگردد
در باورهای زرتشتی، روح متوفی در روزهای سوم، هفتم و چهلم به بدن بازمیگردد و ناظر بر رفتار بازماندگان است. به همین دلیل، گذاشتن سنگ قبر اغلب به پس از چهلم موکول میشود.
پس از چهلم، روح برای همیشه جدا میشود؛ و چهلم، به همین معنا، پایان انتظار است.
سوگ سرو؛ اندوهی که در حافظه جمعی میماند
در اسطورههای ایرانی، سرو نماد استقامت و زیبایی است؛ درختی که با رسیدن به کمال، میسوزد. امروز، ایران پر از سروهایی است که فرو افتادهاند و سوگواری برای آنها، فراتر از یک آیین، به بخشی از حافظه جمعی بدل شده است.