تحلیلی بر نقش شبکههای اجتماعی در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ وقتی خیابان از شبکههای اجتماعی جلو زد
تحلیل نقش شبکههای اجتماعی در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ وقتی اینترنت قطع شد و خیابان جلوتر از شبکهها روایت را شکل داد.
در دیماه ۱۴۰۴، برخلاف یک دهه گذشته، این شبکههای اجتماعی نبودند که میدان اعتراض را شکل دادند؛ خیابان جلوتر از پلتفرمها حرکت کرد و اینترنتِ قطعشده، روایتها را به مسیری تازه کشاند.
اخبار سبز کشاورزی؛ با آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، شبکههای اجتماعی همچنان منبع اصلی خبر و روایت بودند؛ اما این وضعیت دیری نپایید. از ۱۸ دیماه و با قطع سراسری اینترنت، گردش آزاد روایتهای شخصی متوقف شد و ایران وارد دورهای از خاموشی ارتباطی شد. در این خلأ، از یکسو صداوسیما روایت رسمی خود را ارائه کرد و از سوی دیگر، شبکههای تلویزیونی ماهوارهای روایتهای جایگزین را به مخاطبان رساندند.
از ۸ بهمنماه، با بازگشت ناپایدار و پراختلال اینترنت، شبکههای اجتماعی دوباره فعال شدند؛ اما نه برای سازماندهی اعتراض، بلکه برای بازخوانی دو شب خونبار، ثبت سوگواری جمعی و بازنمایی رنجی که در غیاب اینترنت انباشته شده بود. نقش شبکههای اجتماعی در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نقشی متفاوت و غیرکلاسیک بود؛ نقشی که بیش از «محرک اعتراض»، به «آینه پس از واقعه» شباهت داشت.
شبکههای اجتماعی؛ از ابزار بسیج تا بستر روایت
در سالهای اخیر، محدودیتهای رسانهای و کاهش اعتماد عمومی به رسانههای رسمی، شبکههای اجتماعی را به جایگزینی برای رسانه تبدیل کرده بود. سرعت گردش خبر، روایتهای شخصی و امکان شبکهسازی افقی، این پلتفرمها را به بازیگر اصلی اعتراضات بدل کرده بود.
با این حال، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مسیر دیگری را طی کرد؛ مسیری که نشان داد شبکههای اجتماعی همیشه نقطه آغاز اعتراض نیستند.
از توییتر تا خیابان؛ نظریهها چه میگویند؟
بخش مهمی از ادبیات دانشگاهی، شبکههای اجتماعی را ابزار سازماندهی اعتراضها میداند. کتاب مشهور «شبکههای خشم و امید» نوشته «مانوئل کاستلز» از مهمترین منابع در این زمینه است. کاستلز با بررسی خیزشهای ۲۰۱۱ در تونس، مصر، اسپانیا و آمریکا نشان میدهد که چگونه فراخوانهای اینترنتی به اشغال میادین شهری انجامید.
او معتقد است جوانان تحصیلکرده، بیکار یا کماشتغال، با دسترسی گسترده به اینترنت و تلفن همراه، آماده تبدیل نارضایتی انباشته به کنش جمعی بودند؛ کنشی که «کرامت انسانی» موتور محرک آن بود.
با این حال، منتقدان کاستلز میگویند تمرکز بیشازحد بر رسانه و فناوری، عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عمیقتر را به حاشیه میراند.
خوشبینی دیجیتال و نقد آن
نگاه خوشبینانه به فناوری، شبکههای اجتماعی را تقویتکننده دموکراسی میداند. این رویکرد پس از اعتراضات ۱۳۸۸ ایران پررنگ شد؛ زمانی که برخی تحلیلگران از «انقلاب توییتری» سخن گفتند.
اما تجربه سالهای بعد نشان داد دولتها نیز یاد میگیرند:
- نظارت دیجیتال را تقویت کنند
- روایتهای موازی بسازند
- و بهجای سانسور مستقیم، ذهنها را با روایتهای متضاد آشفته کنند
توییتر و گاز اشکآور؛ اعتراض سریع، سازمان ضعیف
«زینب توفکچی» در کتاب «توییتر و گاز اشکآور» تصویری واقعگرایانهتر ارائه میدهد. به باور او، شبکههای اجتماعی اگرچه:
- شروع اعتراض را سریعتر میکنند
- هزینه ورود را کاهش میدهند
- روایت را جهانی میسازند
اما همزمان با ضعفهای جدی مواجهاند:
- فقدان رهبری و سازمان
- ناتوانی در تصمیمگیری جمعی
- ضعف در مذاکره و تغییر تاکتیک
بهگفته توفکچی، اعتراضات دیجیتال سریعاند، اما شکننده؛ و بدون روابط انسانی و نهادسازی، به پایداری سیاسی نمیرسند.
نقش کمرنگ شبکههای اجتماعی در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
«محمد رهبری»، تحلیلگر شبکههای اجتماعی و پژوهشگر علوم سیاسی، معتقد است نقش شبکههای اجتماعی در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تعیینکننده نبوده است.
او تأکید میکند: پیش از قطع اینترنت، شبکههای اجتماعی بیتأثیر نبودند، اما «عامل اصلی شکلگیری اعتراض» هم محسوب نمیشدند. پس از قطع اینترنت، این نقش تقریباً به صفر رسید.
بهگفته رهبری، زمینههای اجتماعی و شرایط بینالمللی نقش پررنگتری در شکلگیری اعتراضات داشتند و حتی بدون شبکههای اجتماعی، خبر و پیام از مسیرهای دیگر منتقل میشد.
آستانه مشارکت و فیدبک اجتماعی
رهبری به مفهوم «آستانه مشارکت» اشاره میکند؛ اینکه افراد زمانی به کنش جمعی میپیوندند که ببینند دیگران نیز همراه شدهاند.
شبکههای اجتماعی این «بازخورد مثبت» را بهسرعت منتقل میکنند: دیدن استوریها، پستها و اعلام همراهی آشنایان، احتمال مشارکت را افزایش میدهد. اما این اثر، مکمل اعتراض است نه خالق آن.
پس از بازگشت اینترنت؛ سوگواری دیجیتال
با اتصال دوباره اینترنت، شبکههای اجتماعی پر شدند از تصویر، ویدئو و روایتهای سوگ. پلتفرمها از ابزار اطلاعرسانی به فضایی برای معنا دادن به یک تجربه جمعی دردناک تبدیل شدند.
بهگفته رهبری، بخش زیادی از محتوای تولیدشده در این دوره، بیان سوگواری، خشم و اعتراض همزمان بود؛ بازتابی از آنچه رخ داده و آنچه هنوز ادامه دارد.
خاموشی صدای میانه و غلبه روایتهای قطبی
در دوره قطع اینترنت، میدان روایت به دو قطب محدود شد:
- صداوسیما
- شبکههای ماهوارهای فارسیزبان
در این میان، صدای میانه و روایت مستقل تضعیف یا حذف شد. توقیف رسانههایی که تلاش کردند روایت متفاوتی ارائه دهند، به تشدید قطبیسازی انجامید و روایتهای غالب، بدون امکان راستیآزمایی، تثبیت شدند.
در غیاب اینترنت، ارتباطات چهرهبهچهره نیز نقش داشت، اما جریان اصلی اطلاعرسانی همچنان بالا به پایین و رسانهمحور بود.
اعتراض بدون شبکه هم راه خود را پیدا میکند
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که تحلیلهای کلاسیک درباره جامعه شبکهای نیازمند بازنگریاند. با وجود طولانیترین قطع اینترنت و تداوم فیلترینگ، خبر راه خود را باز کرد و میدان، پیشروتر از شبکهها حرکت کرد.
قدرت روایتهای مردمی، ارتباطات انسانی و زمینههای اجتماعی، همچنان تعیینکنندهاند؛ حتی وقتی اینترنت خاموش است./ پیام ما