خبر فوری
شناسه خبر: 56244

وداع با نابغه قرن؛ نفس‌های «دونلی» ایران برای همیشه خاموش شد

روایتی از زندگی و درگذشت استاد شیرمحمد اسپندار، نابغه دونلی‌نوازی بلوچستان؛ نگاهی به فقر، افتخارات جهانی و میراثی که در خطر فراموشی است.

وداع با نابغه قرن؛ نفس‌های «دونلی» ایران برای همیشه خاموش شد

موسیقی ایران یکی از نایاب‌ترین و درخشان‌ترین ستاره‌های آسمان خود را از دست داد. استاد شیرمحمد اسپندار، پیرِ دیر و تنها نوازنده چیره‌دست ساز «دونلی»، در سن ۹۸ سالگی چشمان ابری خود را به روی دنیا بست و راهی دیار باقی شد.

او که با نوای سحرآمیز سازش، از تالارهای مجلل پاریس و رم تا جشنواره‌های کلمبیا و پاناما را تسخیر کرده بود، در حالی رخت از جهان بربست که میراث عظیمش یعنی هنر دونلی‌نوازی، حالا در لبه پرتگاه فراموشی قرار گرفته است. این گزارش، مروری است بر زندگی پرفرازونشیب مردی که دکترای افتخاری موسیقی از فرانسه داشت، اما در خانه‌ای ساده و بی‌تکلف در بمپور، با خاطراتش روزگار می‌گذراند.

 

از دکترای افتخاری فرانسه تا زندگی در چادر سیل‌زدگان

زندگی استاد شیرمحمد اسپندار تجسم غریبی از تضادها بود؛ هنرمندی که نامش در فهرست مفاخر یونسکو می‌درخشید، اما طعم تلخ فقر و بی‌مهری را تا آخرین روزهای عمر چشید. سالی که سیل بی‌رحم خانه او را در بمپور ویران کرد، سهم این گنجینه زنده بشری، ماه‌ها زندگی زیر سقف چادرهای امدادی بود.

با وجود وعده‌های فراوان مسئولان برای خرید خانه او و تبدیل آن به «موزه موسیقی بلوچستان»، این آرزو هرگز در زمان حیاتش رنگ واقعیت به خود نگرفت. او حتی پیشنهادهای وسوسه‌انگیز اقامت در اروپا را با یک جمله تاریخی رد کرد: «من باید نزدیک زمینم باشم؛ دل من به دامم است، غربت با ماشین و خانه هم غربت است.»

 

رازهای «دونلی»؛ سازی که با شیرمحمد دفن شد

آنچه استاد شیرمحمد اسپندار را به یک افسانه بدل کرد، مهارت خارق‌العاده او در نواختن هم‌زمان دو نی بود؛ هنری که به آن «دونلی» می‌گویند. این ساز که از دو لوله هم‌صدا تشکیل شده، نیازمند تمرکز، هماهنگی خیره‌کننده دست‌ها و تکنیک نفس‌گیری پیوسته است که کمتر کسی در جهان قادر به اجرای آن بود.

شیرمحمد نوجوانی خود را در کراچی گذراند و این هنر را تنها با نگاه کردن به انگشتان نوازندگان قدیمی آموخت. تلخ‌ترین بخش ماجرا اینجاست که او تنها یک شاگرد تراز اول تربیت کرد که متأسفانه در سال ۱۳۹۰ بر اثر تصادف جان باخت؛ اتفاقی که باعث شد با مرگ شیرمحمد، رازهای ناگفته این ساز کهن نیز به زیر خاک برود.

 

میراثی که در غبار بی‌مهری گم شد

در سال‌های پایانی، استاد شیرمحمد اسپندار نه تنها با فقر نقدینگی، بلکه با تاریکی مطلق نیز دست‌وپنجه نرم می‌کرد. یک تشخیص اشتباه پزشکی، آب‌مروارید چشمان او را به آب‌سیاه تبدیل کرد و جراحی‌ها هم نتوانستند بینایی را به پیرمرد موسیقی ایران بازگردانند.

اگرچه آلبوم‌های او توسط مؤسسات معتبر منتشر شده و تندیسش در موزه مردم‌شناسی تهران خودنمایی می‌کند، اما حقیقت این است که حقوق ناچیز دولتی هرگز نتوانست هزینه‌های درمانی و معیشتی او را پوشش دهد. پسر او به درستی گفته بود: «سنگ قبر به کسی جواب نمی‌دهد؛ تا زنده‌ایم قدر یکدیگر را بدانیم.»

 

خاموشی ابدی حنجره موسیقی بلوچستان

با رفتن استاد شیرمحمد اسپندار، بخشی از حافظه شفاهی و تاریخی بلوچستان برای همیشه خاموش شد. او که دیپلم افتخار نوازندگی ایران و جوایز متعدد جشنواره فجر را در کارنامه داشت، آخرین بازمانده از نسلی بود که موسیقی را با خون و پوست خود درک کرده بودند.

اکنون تنها یادگار او، نواهای سوزناکی است که در دل کویر طنین‌انداز شده و به ما یادآوری می‌کند که چگونه یک هنرمند می‌تواند با دو تکه چوب، نام ایران را در آن سوی اقیانوس‌ها بلندآوازه کند. روحش شاد و نوای سازش در گوش زمان ماندگار باد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای