آنجا که تاریخ بوی میخک میدهد؛ زنگبار، جزیرهای میان ادویه و خاطره
زنگبار فقط مقصدی برای سواحل فیروزهای نیست؛ جزیرهای است که عطر میخک، تاریخ تجارت، موسیقی تاراب و گذشتهای پرماجرا را در خود جای داده است.
زنگبار فقط جزیرهای با آبهای فیروزهای و سواحل سفید نیست؛ پشت درهای چوبی استونتاون، عطر میخک و ادویه با خاطره تجارت، موسیقی و یکی از تلخترین فصلهای تاریخ شرق آفریقا درهم آمیخته است.
زنگبار؛ جایی که دریا تاریخ را با خود آورد
وقتی خورشید در اقیانوس هند پایین میرود و نور نارنجی روی دیوارهای مرجانی استونتاون مینشیند، چهره زنگبار آرامآرام تغییر میکند.
از کوچههای باریک، بوی ادویه و غذاهای دریایی به مشام میرسد، صدای اذان با همهمه بازار شبانه فورودانی درهم میآمیزد و کنار ساحل، گردشگران و مردم محلی به قایقهای چوبی سنتی خیره میشوند.
اینجا زنگبار است؛ مجمعالجزایری که شهرتش تنها به سواحل استوایی محدود نمیشود. تاریخ زنگبار قرنهاست با دریا، تجارت، مهاجرت، فرهنگ و البته خاطراتی تلخ گره خورده است.
زنگبار در اقیانوس هند قرار دارد و دو جزیره اصلی آن، اونگوجا ــ که معمولاً زنگبار نامیده میشود ــ و پمبا هستند. این جزایر در مسیر بادهای موسمی اقیانوس هند قرار داشتند؛ مسیری که کشتیها را از شبهجزیره عربستان، ایران، هند و شرق آفریقا به سواحل زنگبار میرساند.
همین رفتوآمد دریایی، زنگبار را به یکی از مراکز مهم تجارت شرق آفریقا تبدیل کرد؛ جایی که طلا، عاج و ادویه میان سرزمینهای مختلف جابهجا میشد.
پمبا؛ جزیرهای که با عطر میخک شناخته میشود
اگرچه بسیاری از مسافران زنگبار را با سواحل اونگوجا میشناسند، پمبا چهرهای متفاوت از این مجمعالجزایر دارد. طبیعت بکرتر، فضای آرامتر و مزارع میخک، هویت ویژهای به این جزیره دادهاند.
عطر میخک در این بخش از زنگبار فقط بخشی از فضای طبیعی جزیره نیست؛ بلکه یادآور جایگاه تاریخی ادویه در اقتصاد و تجارت منطقه است. به همین دلیل، زنگبار برای بسیاری نهفقط «جزیرهای استوایی»، بلکه بخشی از تاریخ تجارت ادویه در اقیانوس هند است.
استونتاون؛ شهری که گذشته هنوز در آن زنده است
قلب تاریخی زنگبار را باید در استونتاون جستوجو کرد؛ شهری با کوچههای پیچدرپیچ، ساختمانهای قدیمی و درهای چوبی حکاکیشده که ردپای فرهنگهای گوناگون را در خود حفظ کرده است.
نفوذ عمان در سواحل شرق آفریقا از قرن هفدهم افزایش یافت و در قرن نوزدهم، زنگبار به مرکز مهم حکومت عمانیها تبدیل شد. در دوران سلطانهای عمانی، استونتاون رونق فراوانی گرفت و بناهایی مانند خانه شگفتیها، قلعه قدیمی و کاخ سلطان از آن دوره به یادگار ماندند.
امروز استونتاون بهعنوان میراث جهانی یونسکو شناخته میشود؛ شهری که معماری و فرهنگ آن آمیزهای از عناصر آفریقایی، عربی، هندی و اروپایی است. حتی جزئیاتی مانند درهای چوبی قدیمی خانهها، داستانی از ثروت، تجارت و سفرهای دریایی گذشته را روایت میکنند.
گذشتهای تلخ پشت رونق تجاری زنگبار
اما تاریخ زنگبار تنها داستان ادویه و تجارت دریایی نیست.
این جزیره یکی از مراکز مهم تجارت برده در شرق آفریقا نیز بود و هزاران انسان از بازارهای بردهفروشی آن عبور کردند. این بخش از گذشته زنگبار، روی تاریک تاریخی است که در کنار رونق اقتصادی و فرهنگی شکل گرفت و همچنان بخشی از حافظه تاریخی مردم جزیره به شمار میرود.
شناخت زنگبار بدون توجه به این گذشته دشوار است؛ زیرا هویت امروز این جزیره حاصل مجموعهای از تجربههای متناقض است: شکوفایی تجارت و فرهنگ در کنار رنج، استثمار و جابهجایی اجباری انسانها.
تاراب؛ موسیقیای که داستان زنگبار را میخواند
اگر تاریخ زنگبار را بتوان در معماری استونتاون دید، بخشی از روح آن را باید در موسیقی تاراب شنید.
تاراب سبکی موسیقایی است که عناصر آفریقایی، عربی، هندی و اروپایی را در خود ترکیب کرده و با سازهایی مانند عود، قانون، ویولن و سازهای کوبهای و همچنین آوازهای شاعرانه سواحیلی اجرا میشود.
این موسیقی در اواخر قرن نوزدهم و در دربار سلطان برغش رشد کرد، اما بهتدریج از فضای دربار فراتر رفت و به جشنها و مراسم مردم راه پیدا کرد.
در این میان، نام سیتی بنت سعد جایگاه ویژهای دارد. این خواننده زن زنگباری در دهه ۱۹۲۰ با ضبط آثارش در بمبئی، به شناختهشدن تاراب در سراسر شرق آفریقا کمک کرد. داستان او نشان میدهد زنان زنگباری تنها مخاطب این موسیقی نبودند، بلکه در شکلگیری و گسترش یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی زنگبار نیز نقش داشتند.
انقلاب ۱۹۶۴ و پایان یک دوره تاریخی
زنگبار در سال ۱۹۶۴ شاهد انقلابی مهم بود؛ رویدادی که به پایان سلطنت و سپس پیوستن زنگبار به تانگانیکا انجامید و کشور تانزانیا را شکل داد.
این تحول سیاسی، نقطه عطفی در تاریخ معاصر جزیره بود و مسیر زنگبار را برای همیشه تغییر داد. با این حال، نشانههای دورههای پیشین همچنان در معماری، فرهنگ، موسیقی و حافظه جمعی جزیره باقی مانده است.
زنگبار؛ فراتر از یک مقصد ساحلی
امروز سواحل نونگوی و کندوا، آبهای شفاف و صخرههای مرجانی از مهمترین جاذبههای زنگبار هستند و سالانه مسافران بسیاری را به این جزیره میکشانند.
اما زنگبار چیزی فراتر از یک مقصد ساحلی است. اینجا تاریخ در کوچههای استونتاون جریان دارد، عطر میخک یادآور گذشته تجاری جزیره است، موسیقی تاراب روایتگر پیوند فرهنگهای مختلف است و دریا هنوز مسیر رفتوآمد مردمانی را به یاد میآورد که قرنها پیش به این سواحل رسیدند.
شاید راز ماندگاری زنگبار نیز همین تضاد باشد؛ جزیرهای که همزمان میتواند تصویری از بهشت استوایی و روایتی پیچیده از تاریخ شرق آفریقا باشد.
از جزیره ادویهها تا قلب وحشی تانزانیا
داستان تانزانیا به سواحل زنگبار ختم نمیشود. آن سوی آبهای فیروزهای اقیانوس هند، سرزمینی گسترده آغاز میشود؛ جایی که غرش حیوانات جای همهمه بازارهای ساحلی را میگیرد، دشتهای بیکران تا افق امتداد پیدا میکنند و قلههای آتشفشانی بر چشمانداز مسلط میشوند.
در شماره بعد «گوشه دنیا»، از جزیره ادویهها فاصله میگیریم و به قلب وحشی تانزانیا سفر میکنیم؛ جایی که طبیعت، هنوز یکی از قدیمیترین داستانهای زمین را روایت میکند.