مجاز سیاسی؛ معماری پنهان قدرت در زبان
مجاز سیاسی چگونه به فهم رابطه زبان و قدرت کمک میکند؟ بررسی نقش واژهها در نمایندگی نهادها، گروهها و واقعیتهای سیاسی در زبان.
زبان سیاسی فقط ابزار انتقال پیام نیست؛ گاهی واژهها جای اشخاص، نهادها و گروههای اجتماعی مینشینند و تصویری خاص از واقعیت میسازند. «مجاز سیاسی» یکی از سازوکارهایی است که این معماری پنهان قدرت را آشکار میکند.
مجاز را نباید صرفاً آرایهای ادبی برای زیبایی سخن دانست. مجاز یکی از سازوکارهای بنیادین معناسازی در زبان است؛ سازوکاری که در آن ذهن از معنای ظاهری یک واژه عبور میکند و به معنایی دیگر میرسد. در علم بلاغت، این انتقال زمانی شکل میگیرد که میان معنای حقیقی و معنای مجازی رابطهای وجود داشته باشد که آن را «علاقه» مینامند و «قرینه» مسیر این انتقال را برای مخاطب روشن میکند.
رومن یاکوبسن با تمایز میان دو محور استعاری و مجازی، این مفهوم را از محدوده بلاغت فراتر برد. در نگاه او، استعاره بر پایه شباهت و مجاز بر پایه مجاورت و پیوستگی شکل میگیرد. از این منظر، مجاز تنها یک آرایه ادبی نیست، بلکه یکی از شیوههایی است که انسان به وسیله آن، واقعیت پیچیده را در قالب واژهها و نشانههای فشرده بیان میکند.
اهمیت این سازوکار در سیاست بیشتر آشکار میشود. سیاست فقط عرصه تصمیمگیری و توزیع قدرت نیست، بلکه میدان تولید معنا نیز هست. قدرت سیاسی برای سخن گفتن درباره جامعهای پیچیده، از واژههایی استفاده میکند که مجموعهای از انسانها، نهادها و منافع را در یک عنوان واحد فشرده میکنند.
برای نمونه، هنگامی که گفته میشود «دولت تصمیم گرفت»، دولت یک شخص واحد نیست، بلکه مجموعهای از نهادها، وزارتخانهها، مقامات و فرایندهای تصمیمگیری است. در اینجا، یک عنوان نهادی به جای مجموعهای از کنشگران قرار میگیرد. این فشردهسازی، سخن سیاسی را ساده میکند، اما ممکن است تفاوت میان تصمیمگیرندگان و مسئولیتهای گوناگون را پنهان سازد.
عبارت «کاخ سفید اعلام کرد» نمونه دیگری است. کاخ سفید یک ساختمان است، اما در زبان سیاسی میتواند به جای رئیسجمهور و دستگاه اجرایی مستقر در آن قرار گیرد. در اینجا، مکان به جای نهاد و قدرت سیاسی نشسته است.
در اقتصاد نیز گفته میشود «بازار واکنش نشان داد». بازار موجودی واحد نیست، بلکه مجموعهای از سرمایهگذاران، شرکتها، مؤسسات مالی، انتظارات و رفتارهای اقتصادی است. یک واژه کلی، شبکهای پیچیده از کنشگران را در خود فشرده میکند.
در عرصه اعتراضات اجتماعی، عبارت «خیابان خواستار تغییر است» نمونه دیگری از مجاز سیاسی است. خیابان نمیتواند خواستار چیزی باشد، بلکه به جای انسانهایی قرار گرفته است که در فضای عمومی حضور یافته و مطالباتی را بیان میکنند. چنین تعبیری، کنش اجتماعی متکثر را در قالب تصویری واحد بیان میکند.
واژههایی مانند «ملت» و «مردم» نیز چنین ظرفیتی دارند. جامعه از گروهها و دیدگاههای متنوع تشکیل شده است، اما در گفتمان سیاسی، گاه این تکثر در قالب یک «مردم» یا «ملت» واحد بیان میشود. بنابراین، هنگامی که گفته میشود «مردم تصمیم گرفتند» یا «مردم خواهان این سیاست هستند»، باید پرسید منظور کدام گروهها و بر اساس چه شواهدی است. پرسش مهمتر این است که چه کسی خود را سخنگوی این کل متکثر معرفی میکند.
از همینجا، مجاز با قدرت سیاسی و مسئله نمایندگی پیوند میخورد. قدرت فقط توانایی فرمان دادن نیست، بلکه توانایی نامگذاری و چارچوببندی واقعیت نیز هست. نامی که برای یک پدیده انتخاب میشود، میتواند زاویه نگاه مخاطب را تغییر دهد.
برای نمونه، یک تجمع ممکن است «اعتراض»، «آشوب» یا «حرکت اجتماعی» نامیده شود. هر یک از این تعبیرها بر جنبهای متفاوت از یک پدیده تأکید میکند و زمینه متفاوتی برای فهم آن میسازد.
از این رو، زبان سیاسی صرفاً واقعیت را توصیف نمیکند، بلکه در شکل دادن به تصویر ما از واقعیت نیز نقش دارد. البته هر کاربرد مجازی را نمیتوان فریب یا دستکاری دانست. فشردهسازی معنایی بخشی طبیعی از زبان است.
مسئله زمانی اهمیت سیاسی پیدا میکند که نشانه چنان جای واقعیت را بگیرد که مخاطب رابطه میان واژه و آنچه واژه نمایندگی میکند را از یاد ببرد. مخاطب آگاه، بنابراین، تنها نباید بپرسد «چه گفته شد»، بلکه باید بپرسد این واژه به جای چه چیزی نشسته است؟ چه کسانی را نمایندگی میکند؟ چه رابطهای میان نشانه و واقعیت وجود دارد و چه بخشهایی از واقعیت در این انتقال معنایی برجسته یا پنهان شدهاند؟
مجاز سیاسی در نهایت نشان میدهد که قدرت فقط در نهادها، قوانین و ابزارهای اجبار حضور ندارد، بلکه در زبان نیز جریان دارد. گاه یک ساختمان به جای حکومت سخن میگوید، یک مکان به جای قدرت مینشیند، یک جمعیت در واژهای واحد خلاصه میشود و یک دیدگاه خاص به نام یک کل بزرگتر بیان میشود.
از این منظر، فهم سیاست بدون فهم زبان ناقص است. برای شناخت معماری پنهان قدرت، باید علاوه بر آنچه گفته میشود، به واژههایی نیز توجه کرد که به جای اشخاص، نهادها و گروههای اجتماعی سخن میگویند.
گردآورنده: حمید سیمیاری، دانشآموخته فلسفه سیاسی