خبر فوری
شناسه خبر: 57359

چرا جشن مهرگان پس از ثبت جهانی هنوز در حاشیه ماند؟

با وجود ثبت جشن مهرگان در یونسکو، این آیین کهن پاییزی هنوز در فضای عمومی غایب است. کارشناسان از جای خالی برنامه‌ای ملی و پایدار می‌گویند.

چرا جشن مهرگان پس از ثبت جهانی هنوز در حاشیه ماند؟

دو سال از روزی که نام «جشن مهرگان» در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو نشست می‌گذرد، اما در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد. این جشن چند هزارساله که در ژرفای باورهای اسطوره‌ای و تقویم کشاورزی ایران ریشه دوانده، همچنان سهم اندکی از زیست روزمره و حافظه جمعی جامعه امروز دارد.

ثبت جهانی قرار بود سرآغاز احیا، روایتگری پویا و بازگشت آیین‌ها به کوچه و خیابان باشد؛ اما در غیاب یک راهبرد ملی و منسجم، بار سنگین زنده نگه‌داشتن مهرگان بیش از آنکه روی دوش دستگاه‌های متولی قرار گیرد، بر شانه نهادهای مدنی، پژوهشگران و مردم بومی سنگینی می‌کند.

 

میراثی که در ویترین یونسکو خاک می‌خورد

مسئله پاسداری از مواریث فرهنگی ناملموس، با پایان فرآیند اداری در مقر یونسکو تمام نمی‌شود؛ بلکه پرونده تازه از همین نقطه آغاز به کار می‌کند.

علیرضا افشاری، کنشگر شناخته‌شده میراث فرهنگی، در گفت‌وگو با روزنامه «پیام ما» این پرسش بنیادین را پیش می‌کشد: «مسئله صرفاً نشاندن نام مهرگان در سیاهه یونسکو نیست؛ پرسش تعیین‌کننده این است که چنین رخدادی تا چه اندازه توانسته مسیر حضور عینی این آیین را در متن جامعه و بطن فرهنگ زیسته هموار کند؟»

افشاری بر این باور است که بازتاب مهرگان نباید به چند گردهمایی محدود استانی یا جشن‌های مقطعی، نظیر آنچه پاییز گذشته در محوطه جهانی بیستون رقم خورد، تقلیل یابد: «ثبت جهانی نقطه پایان نیست، بلکه تعهدی الزام‌آور برای معرفی، پایش، حفاظت و انتقال سینه به سینه آن به نسل فرداست. جامعه مدنی، انجمن‌ها و شیفتگان فرهنگ ملی همواره در صحنه بوده‌اند، اما فعالیت‌های خودجوش مردمی هرگز نافی مسئولیت‌های ذاتی و نهادی وزارت میراث فرهنگی نخواهد بود.»

 

پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها روی آنتن نیست

شکاف عمیق میان نسل جوان و جشن‌های کهن تقویم ایرانی، ناشی از غیبت ساختارمند این مفاهیم در متون درسی و رسانه‌های جریان اصلی است. افشاری با انتقاد از رویکردهای مقطعی و نمایش‌های نمادین تأکید می‌کند:

  • سیاست‌گذاری یکپارچه: آیا دولت برای این میراث کهن برنامه‌ای ملی، مداوم و ملموس در تقویم رویدادها تدارک دیده است؟
  • سهم رسانه‌ها: بازتاب رسانه‌ای این جشن در قاب رادیو و تلویزیون و پلتفرم‌های عمومی تا چه اندازه عمق دارد؟
  • آگاهی‌بخشی به نسل نو: کودکان و نوجوانان ما در محتوای رسمی آموزش و پرورش چه تصویری از اسطوره‌ها، صلح‌طلبی و آیین‌های مهرگان دریافت می‌کنند؟

این فعال میراث فرهنگی با تأکید بر اینکه نباید جشن‌ها را در برابر یکدیگر نشاند، یادآور می‌شود: «صحبت از مهرگان به معنای چشم‌پوشی از تیرگان، سده یا یلدا نیست. زنجیره آیین‌های ایرانی کلیتی درهم‌پیوسته از یک اندیشه فرهنگی است و نباید گذاشت برجسته‌سازی یک رویداد به فراموشی یا حاشیه‌نشینی رخدادی دیگر بینجامد.»

 

ریشه‌های اسطوره‌ای و پیوند گسسته‌ناپذیر با چرخه طبیعت

اهمیت نمادین جشن مهرگان را باید در تعامل تنگاتنگ ایرانیان با خاک، اقلیم و کهکشان جست‌وجو کرد. برخلاف رویکردهای سطحی، این آیین تجمیعی از چند لایه معنایی سترگ است:

  1. شکرگزاری و گاه‌شماری کشاورزی: مهرگان نقطه عطف چرخه پاییز و فصل برداشت است؛ مجالی برای بزرگداشت زمین، شکرگزاری محصول و پیوند انسان با بوم‌زیست خویش.
  2. پدیده‌های کیهانی و اعتدال پاییزی: همانند نوروز در اعتدال بهاری و یلدا در انقلاب زمستانی، مهرگان نیز بر مدار نظم کائنات و فهم عمیق ایران باستان از نظام گردش روزگار بنا شده است.
  3. پیروزی داد بر ستم در بستر اسطوره: لایه ماندگار دیگر مهرگان، داستان ایستادگی فریدون و فروپاشی حکومت ضحاک است؛ بن‌مایه‌ای که این جشن را از یک آیین فصلی فراتر برده و به نماد ماندگار عدالت‌خواهی، قانون و رفع تباهی تبدیل می‌کند.

افشاری با اتکا به همین چندلایگی نتیجه می‌گیرد: «وقتی انسان، اسطوره و زیست‌بوم در مهرگان چنین درهم‌تنیده‌اند، حفظ آن به مثابه صیانت از شناسنامه تاریخی و حافظه فرهنگی جامعه است؛ حقیقتی که باید از پوسته عناوین اداری به درون جریان زندگی مردم بازگردد.»

 

خاستگاه تاریخی؛ ردپای مهرگان از دوره هخامنشی تا امروز

درباره دیرینگی این یادگار باستانی، علیرضا حسن‌زاده، مردم‌شناس و مدیر تدوین پرونده ثبت جهانی مهرگان، به داده‌های معتبر تاریخی اشاره می‌کند:

نخستین گزارش‌های مکتوب از برپایی جشن مهرگان در متون کهن یونانی به دوران هخامنشیان می‌رسد و شواهد گسترده‌ای نیز از برگزاری باصلابت و همگانی آن در عهد ساسانیان در دست است. به عقیده این پژوهشگر، اگر مهرگان را در تراز سنت‌های دیرپایی مانند یلدا و چهارشنبه‌سوری بازخوانی کنیم، چه بسا پیشینه آن از مستندات کنونی نیز فراتر برود.

«مهرگان» که از واژه مهر مایه می‌گیرد، فراتر از ارجاع به فرشته و ایزد باستانی مهر، مروج اصول انسانی نظیر دوستی، تعهد و پایبندی به پیمان است. فرم و صورت این آیین در درازنای هزاره‌ها بازآفرینی شده و ویژگی بارز این میراث ناملموس، سازگاری آن با تنوع جغرافیایی و زیست‌بوم اقوام ایرانی است.

حسن‌زاده در تحلیل این پرسش که چرا این جشن مانند جشن‌های دیگر دیده نمی‌شود، به یک جابه‌جایی گفتمانی در طول تاریخ اشاره دارد:

در دوره‌های متأخر، نمادهای باززایی بهاری جایگاهی مسلط در حافظه عمومی پیدا کردند و در مقابل، بازنمایی جشن‌ها و سنن پرشکوه پاییزی به تدریج رنگ باخت. جبران این فاصله تاریخی، امروز چشم‌انتظار اراده‌ای هماهنگ میان بدنه حکمرانی فرهنگی و نهادهای مردمی است تا مهرگان بار دیگر از خلوت پژوهشکده‌ها به میان نبض جامعه بازگردد./ پیام ما

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای