خبر فوری
شناسه خبر: 57439

ثروت پنهان شعر و ادب؛ چرا گردشگری ادبی ایران جاماند؟

چرا میراث غنی ادبی ایران به مقصد سفر تبدیل نشد؟ بررسی ۱۰۰ مسیر گردشگری ادبی، ظرفیت‌های مغفول نسل سوم سفر و افتتاح بارگاه شمس در خوی.

ثروت پنهان شعر و ادب؛ چرا گردشگری ادبی ایران جاماند؟

سرزمینی که حافظ، فردوسی، خیام و نیما را به جهان معرفی کرده، هنوز نتوانسته از این اقیانوس بی‌انتهای واژه‌ها یک «محصول سفر» پول‌ساز و پایدار بسازد.

در حالی که خیابان‌های دوبلین به نام جیمز جویس نفس می‌کشند و ادینبورگ تمام هویت شهری‌اش را به والتر اسکات گره زده، سهم گردشگری ادبی در ایران سال‌هاست پشت درهای بسته آرامگاه‌ها و خرید چند جلد دیوان شعر متوقف مانده است.

آمارها و شواهد میدانی نشان می‌دهد سفر ادبی در ایران بیشتر یک توقف گذراست تا زیست در جهان یک ادیب؛ اما حالا با بازتعریف مسیرهای خلاق و تکمیل پروژه‌های نمادینی چون بارگاه شمس تبریزی در خوی، نشانه‌هایی از پوست‌اندازی این حوزه دیده می‌شود؛ تغییری که از تبدیل یک سنت تاریخی به صنعتی مدرن خبر می‌دهد.

 

گردشگری ادبی چیست و چرا از نسل سوم گردشگری خلاق جا ماندیم؟

گردشگری ادبی صرفاً به فاتحه‌خوانی بر سر مزار اهل قلم خلاصه نمی‌شود؛ این الگو یکی از شاخه‌های کلیدی گردشگری فرهنگی و زیرمجموعه «نسل سوم گردشگری خلاق» به شمار می‌رود که از حدود سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان یک مدل تجربی و متکی بر روایت‌گری وارد ادبیات سفر دنیا شد.

در این مدل، مسافر فقط بیننده خشت و سنگ نیست، بلکه در اتمسفر خلق یک شاهکار سهیم می‌شود. کارشناسان مقصدهای ادبی جهان را در سه گروه تفکیک می‌کنند:

  1. اماکن واقعی: خانه‌های تاریخی نظیر خانه نیما یوشیج در یوش یا خانه استاد شهریار در تبریز.
  2. اماکن خیالی و الهام‌بخش: محله‌ها و کوچه‌هایی که در بطن رمان‌ها و منظومه‌ها متولد شدند و گردشگر به شوق یافتن ردپای یک شخصیت داستانی به آن‌ها سر می‌زند.
  3. سازه‌ها و فضاهای یادمانی: مراکز نوساخت و موزه‌های مفهومی که حول یک محور ادبی، تجربه‌ای حسی تولید می‌کنند.

 

از ردپای ابن‌بطوطه تا گره‌خوردن سفر با غزل سعدی

برخلاف ادبیات نظری مدرن که سابقه‌ای چند دهه‌ای دارد، پیشینه گردشگری ادبی در ایران به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد. یادداشت‌های ابن‌بطوطه مراکشی در قرن هشتم هجری گواه روشنی است؛ جهانگردی که شش دهه پس از مرگ سعدی شیرازی، خود را به مزار او رساند تا حال‌وهوای این شاعر بلندآوازه را درک کند.

پس از او نیز شاردن و جهانگردان عصر صفوی بارها در سفرنامه‌های خود از آرامگاه‌های شعرای پارسی‌گوی به عنوان اصلی‌ترین انگیزه‌های سفر به فلات ایران یاد کردند.

امیرحسین حکمت‌نیا، دبیر میز ملی گردشگری ادبی، با اشاره به همین پیوند ریشه‌دار، سعدی را از طلایه‌داران سفر در تاریخ می‌داند و معتقد است جهان‌دیدگی این شاعر بزرگ، شالوده فرهنگ سفر ایرانی است؛ با این حال، انتقال این میراث کهن به زنجیره ارزش اقتصادی گردشگری با تأخیری چند دهه‌ای روبه‌رو بوده است.

 

طراحی ۱۰۰ مسیر گردشگری ادبی؛ آغاز عبور از «بازدیدهای تک‌نقطه‌ای»

بزرگ‌ترین آسیب سفر در ایران، تک‌مقصدی بودن آن است؛ گردشگر بلیت می‌خرد، در محوطه حافظیه یا مقبره صائب قدمی می‌زند و خارج می‌شود، بدون آنکه ارتباطی میان شهر، خوراک، موسیقی و بافت تاریخی با جهان آن شاعر حس کند.

برای شکستن این بن‌بست، تاکنون ۱۰۰ مسیر گردشگری ادبی در کشور طراحی و اجرایی شده که ۳۰ مسیر آن به تنهایی در استان فارس شکل گرفته است.

این مسیرها با تکیه بر اسطوره‌ها، متون کهن، ادبیات معاصر و پیوند آن‌ها با آیین‌های بومی بازتعریف شده‌اند تا گردشگر را در یک شبکه پیوسته از روایت، احساس و تاریخ هدایت کنند. به باور صاحب‌نظران، پیوند گردشگری ادبی با سایر جاذبه‌ها نظیر گردشگری خوراک و فرهنگ عشایر می‌تواند زمان اقامت مسافر را به طور معناداری افزایش دهد.

 

مثلث طلایی گردشگری ادبی در ایران

کارشناسان معتقدند بقای این صنعت نیازمند توازن میان سه ضلع اصلی است:

  • بناهای اصیل و هویت‌بخش: حفاظت از اصالت خانه‌ها و آرامگاه‌های تاریخی بدون تغییر هویت بومی آن‌ها.
  • مسیرهای روایت‌محور: شکل‌گیری تورها و قصه‌های محلی که بازدید ساده را به ماجراجویی فرهنگی تبدیل کند.
  • موزه‌های موضوعی و رویدادسازی مستمر: بهره‌گیری از تقویم فصلی، شب‌های شعر محیطی و پیوند دادن ادبیات با جریان زندگی امروز.

 

شمارش معکوس در خوی؛ بارگاه شمس تبریزی در یک قدمی بهره‌برداری

یکی از بارزترین نمونه‌های عبور از نگاه انفعالی به گردشگری ادبی، روند توسعه و ساماندهی مقبره شمس تبریزی در شهرستان خوی است. با پیوند تاریخی و جهانی میان شمس و مولانا، تبدیل این محوطه به یک قطب بین‌المللی سال‌ها معطل مانده بود.

مرتضی صفری، مدیرکل میراث‌فرهنگی آذربایجان‌غربی، با اعلام پیشرفت ۹۷ درصدی این پروژه تأکید کرده است که مجموعه بارگاه شمس تبریزی پس از پایان عملیات کفسازی، گنبدخانه و تأمین زیرساخت‌های تأسیساتی، نیمه مهرماه جاری رسماً افتتاح می‌شود. این پروژه ۲۵۰ میلیارد تومانی که در زمینی به وسعت ۷ هزار مترمربع و با زیربنای ۳۵۰۰ مترمربع احداث شده، زیرساختی بنیادین برای میزبانی از گردشگران فرهنگی و عرفانی منطقه به شمار می‌رود.

در همین راستا، رضا رحمانی، استاندار آذربایجان‌غربی نیز افتتاح این بنا را فراتر از یک سازه اداری و معماری دانسته و آن را بستری استراتژیک برای پیوندهای فرامرزی و میزبانی از مسافران بین‌المللی ارزیابی کرده است. هم‌زمان، پیشنهاد نام‌گذاری بازه یکم تا هشتم مهرماه به عنوان «هفته شمس» روی میز است تا شهر خوی نه مقصدی برای چند ساعت توقف، بلکه به قطب سالانه جشنواره‌های بین‌المللی عرفان و ادب شرق تبدیل شود.

 

فرجام سخن؛ راهبرد نجات ادبیات از ویترین‌های خاموش

فرصت‌سوزی در عرصه گردشگری ادبی در ایران زمانی پایان می‌یابد که مدیران و تورگردانان بپذیرند ادبیات کهن فارسی صرفاً متعلق به کتابخانه‌ها نیست؛ بلکه کالایی اقتصادی، جریان‌ساز و اشتغال‌آفرین است. اگر روایت‌گری و قصه‌پردازی خلاقانه جانشین نگاه‌های سنتی نشود، حتی مدرن‌ترین یادمان‌های معماری نیز پس از تب‌وتاب افتتاح، به بناهایی سوت‌وکور تبدیل خواهند شد؛ کلید موفقیت، زنده نگه‌داشتن جریان روایت و میزبانی از مخاطبانی است که در پی کشف حقیقتِ سفرند.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای