پشت پرده جشنهای هفته تهران؛ پایتخت نفس میکشد یا غرق میشود؟
پشت زرقوبرق برنامههای هفته تهران چه میگذرد؟ هشداری جدی درباره تراکمفروشی، آسیبهای طرح جامع و بحران زیستپذیری شهر تهران از نگاه کارشناسان شهری.
این روزها خیابانهای پایتخت در هیاهوی بنرها و تورهای گردشگری «هفته تهران» غرق شدهاند؛ ویترینی جذاب از موزهگردیهای رایگان، شبهای روشن و روایتهای تاریخی که تهران را شهری زنده و افسونگر نشان میدهد. اما کافی است چند قدم از این کارناوال شهری فاصله بگیریم و به واقعیت بتنی، آسمان خاکستری و تنفس به شماره افتاده پایتخت نگاه کنیم.
زیر پوست این پوسته جشنزده، بحرانی ریشهدار نهفته است: شهری که به شکلی بیسابقه میان رؤیای توسعه و سقوط به سمت ناپایداری دستوپا میزند. تهران امروز در نقطهای حساس از تاریخ معاصر خود ایستاده؛ جایی که باید از متولیان پرسید این برنامهریزیها در خدمت هویت پایتخت است یا تسریع زوال آن؟
جشن در سایه خفگی؛ چرا هفته تهران نیازمند بازخوانی است؟
«هفته تهران» میتوانست فرصتی برای گفتوگوی بیواسطه میان مدیران شهری و شهروندان درباره دردهای مشترک این کهنشهر باشد؛ از ریشهکن شدن باغهای قدیمی و خشکی سفرههای آب تا سایه شوم فرونشست و بار ترافیکی که اعصاب پایتختنشینان را میفرساید. اما آنچه امروز میبینیم، پررنگکردن گذشته برای فرار از پاسخگویی به حال است.
پایتخت در حالی نقاب لبخند به چهره زده که شاخصهای حیاتی آن زنگ خطر را به صدا درآوردهاند. میراث فرهنگی و بافت تاریخی تخریب میشوند تا جای خود را به مالها و برجهای تجاری بدهند؛ سازههایی که نه تنها هویت محلات را بلعیدهاند، بلکه تابآوری شبکه برق، آب و هوا را به مرز هشدار رساندهاند.
کالبدشکافی طرحهای شهری؛ بارگذاری جنونآمیز بر شانههای خسته پایتخت
به عنوان یک ناظر شهری و معمار، مرور تصمیمهای اخیر مدیران و مصوبات کمیسیونهای شهری اضطرابآور است. تهران سالهاست که خط قرمز ظرفیت زیستمحیطی خود را رد کرده، با این حال تصمیمگیران همچنان نسخههایی میپیچند که فشار ساختمانی را تشدید میکند:
۱. تراکمفروشی پیرامون ایستگاهها و ابهام در مدل TOD
توسعه مبتنی بر حملونقل همگانی (TOD) در جهان با هدف کاهش آلودگی و انسانمحور کردن تردد شکل گرفت، اما نسخهای که در تهران زمزمه میشود، عمدتاً به معنای بارگذاری ساختمانی مضاعف، صدور مجوزهای تجاری نامتعارف و افزایش جمعیتپذیری در متراکمترین نقاط است.
۲. تغییر بافت محلات اصیل و مصوبات پرچالش
افزایش تراکم در محلاتی چون شهرک غرب یا دستاندازی به حریم فضاهای سبز باقیمانده، این پرسش بنیادین را ایجاد میکند: آیا پیش از صدور مجوزها، پیوستهای زیستمحیطی و اثر آنها بر زیستپذیری شهر تهران سنجیده شده است؟
۳. پروژههای زیرزمینی؛ پدافند غیرعامل یا توجیهی برای سوداگری؟
طرحهایی مانند انتقال فضاهای عمومی یا فعالیتهای خدماتی به زیر زمین با عناوین امنیتی و شرایط بحران، اگر بدون مطالعات دقیق هیدرولوژیکی، اجتماعی و اقلیمی انجام شوند، زیرساخت شهری را با فجایع پیشبینینشده روبهرو خواهند کرد. کارشناسان هشدار میدهند هزینههای جانبی و خسارات چنین مداخلاتی میتواند دهها برابر کارکرد مقطعی آنها باشد.
بنبست طرح جامع و بیتوجهی به صدای متخصصان
نگرانیهای بدنه تخصصی کشور، بهویژه انجمنها و جامعه مهندسان شهرساز، بارها به زبان آمده است. پرسش بنیادین این است: چرا نسخه جدید بازنگری در طرح جامع تهران، به جای مهار تراکمفروشی و نجات منابع طبیعی، همچنان در بند درآمدزایی از ساختوساز مانده است؟
برگزاری ماه هنر یا برنامههای نمادین گردشگری ثابت میکند که تهران عطش حفظ هویت و تاریخ دارد؛ اما همانطور که دلسوزان حوزه میراث هشدار میدهند، نمیتوان با یک دست تاریخ را فروخت و با دست دیگر برای آن سالگرد گرفت.
از تجربه جهانی تا مطالبه جمعی: چگونه پایتخت نجات مییابد؟
سال گذشته در همایشی با موضوع آینده کلانشهرها در ملبورن حضور داشتم؛ رویدادی مشارکتی که در آن بیش از ۱۲۰۰ نفر شامل متخصصان برنامهریزی، بومشناسان، فعالان مدنی و نمایندگان جامعه محلی برای ترسیم خطمشی آینده شهر دور یک میز نشستند.
تهران نیز برای برونرفت از این چرخه فرسایشی، نیازمند «عقلانیت جمعی و شفافیت تصمیمگیری» است. طرح بازنگری جامع پایتخت نباید پشت درهای بسته و تحت نفوذ اقتصاد سوداگرانه تدوین شود. امروز نیازمند یک پارادایم شیفت واقعی هستیم:
- توقف فوری واگذاری تراکم مازاد در مناطق بحرانی و آسیبپذیر.
- برگزاری کارگروههای مشارکتی و علنی با حضور جامعه دانشگاهی و انجمنهای صنفی مستقل.
- اولویتبخشی مطلق به سلامت عمومی و پایداری منابع آب و خاک بر درآمدهای مقطعی شهرداری.
اگر «هفته تهران» به زنگ بیداری برای اصلاح مسیر توسعه تبدیل نشود، جشنهای بعدی تنها مرثیهای بر پیکر شهری خواهند بود که روزگاری میتوانست نگین البرز باشد./پیام ما