خبر فوری
شناسه خبر: 57485

چرا دست ادبیات ایران از نوبل کوتاه ماند؟ ناگفته‌های لیلی گلستان از یک غیبت تاریخی

لیلی گلستان در گفت‌وگو با پیام ما از پشت‌پرده ناکامی نویسندگان ایرانی در نوبل ادبیات، ضرورت نهاد مستقل ترجمه و مقایسه با پاموک می‌گوید.

چرا دست ادبیات ایران از نوبل کوتاه ماند؟ ناگفته‌های لیلی گلستان از یک غیبت تاریخی

مهرماه که از نیمه می‌گذرد، بازار پیش‌بینی‌ها و هیجان برای معرفی برنده نوبل ادبیات در محافل فرهنگی داغ می‌شود. امسال نیز موجی از امیدواری با نام محمود دولت‌آبادی در شبکه‌های اجتماعی چرخید؛ امیدی که خیلی زود با انتخاب «آن کارسون» از سوی آکادمی سوئد خاموش شد تا بار دیگر این پرسش تکراری و تلخ مطرح شود: چرا داستان‌نویسی معاصر ما سهمی از این صحنه بزرگ ندارد؟ «لیلی گلستان»، مترجم و منتقد باسابقه، در گفت‌وگو با «پیام ما» ریشه این مسکوت ماندن را نه در ضعف قلم نویسندگان، بلکه در پل‌های ساخته‌نشده میان ادبیات ما و مخاطب جهانی می‌داند.

 

سراب شرط‌بندی‌ها؛ از شایعه در اینستاگرام تا واقعیت در استکهلم

پاییز امسال، بازتاب قرار گرفتن نام خالق «کلیدر» در فهرست بنگاه‌های شرط‌بندی، فضای مجازی را پر کرد. بسیاری این موضوع را نشانه نزدیک شدن نویسنده کهنه‌کار ایران به جایزه تلقی کردند؛ به ویژه که سال‌ها پیش خود او با اعتماد‌به‌نفس گفته بود دست‌کم از بسیاری از برندگان نوبل نویسنده‌تر است. با این حال، تصمیم نهایی داوران سوئدی نشان داد معیارهای انتخاب فرسنگ‌ها با این هیاهوهای بومی فاصله دارد.

لیلی گلستان این موج‌های خبری را از اساس بی‌پایه می‌داند: «گمانه‌زنی‌ها درباره آقای دولت‌آبادی اشتباه بزرگی بود که خیلی هم زود در اینستاگرام بالا گرفت. کتاب زمانی شانس بررسی در آکادمی نوبل را پیدا می‌کند که به زبان‌های زنده دنیا و دست‌کم به یک زبان معتبر ترجمه شده باشد؛ در حالی که از آقای دولت‌آبادی هم فقط یکی دو اثر، آن‌هم عمدتاً با پیگیری‌های شخصی خودشان ترجمه شده است.»

 

بحران پل ارتباطی؛ وقتی شاهکارهای معاصر در مرزها محبوس می‌مانند

غیبت داستان‌نویسی ایران در جهان، پیش از آنکه متوجه شایستگی نویسندگان باشد، نتیجه دیده نشدن آثارشان است. به باور گلستان، ادبیات داستانی ما ذخیره‌ای ارزشمند از آثاری چون نوشته‌های احمد محمود، هوشنگ گلشیری، ابراهیم گلستان و محمود دولت‌آبادی دارد؛ متن‌هایی قدرتمند که هنوز راهی روشن به کتابفروشی‌های انگلیسی، فرانسوی یا آلمانی‌زبان پیدا نکرده‌اند.

ترجمه چند اثر پراکنده، بدون شبکه توزیع و جریان‌سازی نقادانه، تصویر کاملی از یک جریان ادبی نمی‌سازد. گلستان بر این باور است که ترجمه ادبی فرآیندی کاملاً تخصصی است و مترجم باید امکان دیالوگ زنده با نویسنده را داشته باشد تا لحن و ظرافت‌های معنایی اثر آسیب نبیند؛ امری که تاکنون برنامه‌ای جدی و مدون برای آن وجود نداشته است.

 

نسخه گلستان برای بن‌بست جهانی: یک نهاد مستقل صنفی

در پاسخ به چرایی کم‌کاری نهادهای رسمی، این مترجم معتقد است ورود مستقیم دولت‌ها به حوزه گزینش کتاب، نتیجه‌ای معکوس به همراه دارد: «دولت در این حوزه سلیقه خاص خود را اعمال می‌کند؛ کتاب‌هایی که با این سلیقه گزینش می‌شوند، آثاری نیستند که بتوانند توجه آکادمی نوبل را جلب کنند. بنابراین بهتر است تصمیم‌گیری به اهل فن واگذار شود.»

راهکار پیشنهادی او تأسیس تشکیلاتی غیردولتی با حضور ناشران معتبر، نویسندگان و منتقدان است؛ نهادی که فارغ از اعمال سلیقه‌های رسمی، کتاب‌ها را صرفاً بر مبنای ارزش‌های ساختاری و ادبی برگزیند و برای ترجمه و انتشار جهانی آن‌ها برنامه‌ریزی کند.

 

درس ترکیه و مصر؛ دولت حامی یا مروج سلیقه؟

مرور تجربه کشورهای همسایه نشان می‌دهد که مسیر حضور بین‌المللی همیشه بدون حمایت‌های کلان ساختاری طی نشده است. ترکیه با برنامه‌های حمایتی هدفمند و بودجه‌های حمایتی ترجمه، توانست شرایط دیده‌شدن آثار «اورهان پاموک» را در اروپا فراهم کند؛ همان‌طور که پیش‌تر نام «نجیب محفوظ» با اتکا به ظرفیت‌های انتشاراتی مصر بر سر زبان‌ها افتاد.

گلستان با اشاره به این تجارب می‌گوید: «ترکیه تلاش زیادی برای معرفی چهره‌های خود کرد و در نهایت پاموک نوبل گرفت. از نظر من نه نجیب محفوظ و نه اورهان پاموک از حیث ادبی در حد و اندازه محمود دولت‌آبادی نیستند، اما سازوکار معرفی آن‌ها با ما قابل مقایسه نبود.»

 

آیا فقر و نبود کپی‌رایت مانع نوشتن است؟

برخی تحلیل‌گران، مشکلات معیشتی اهل قلم و نپیوستن ایران به پیمان‌های جهانی کپی‌رایت را به عنوان موانع اصلی رشد ادبیات جهانی عنوان می‌کنند؛ اما گلستان به این نگاه باور ندارد. از نگاه او، انضباط فردی و رسالت نویسنده وابسته به رفاه اقتصادی نیست: «نویسنده‌های ما هیچ‌وقت مرفه نبوده‌اند، اما شاهکار خلق کرده‌اند. کسی که نویسنده واقعی باشد در سخت‌ترین شرایط هم می‌نویسد؛ حتی در میان نویسندگان نسل جدید کارهای درخشان و رو‌به‌رشدی می‌بینم.»

او تأکید دارد که بهانه‌هایی چون کپی‌رایت نباید مانع ارزیابی اصل ادبیات شود. از منظر این مترجم، حلقه مفقوده حضور نویسندگان ایرانی در رخدادهای بین‌المللی، بیش از هر چیز غیبت شبکه‌ای منسجم و مستقل برای ترجمه و بازاریابی آثار تراز اول در خارج از مرزهاست./پیام ما

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای