خبر فوری
شناسه خبر: 57509

غار کازرون؛ داربست‌ها بالا رفت اما مرمت مجسمه شاپور آغاز نشده است

پروژه ساماندهی تندیس شاپور اول در کازرون آغاز شد؛ از حاشیه‌های بی‌خبری در تهران تا چالش‌های مرمت سنگین‌ترین مجسمه باستانی ایران در دل زاگرس.

غار کازرون؛ داربست‌ها بالا رفت اما مرمت مجسمه شاپور آغاز نشده است

تندیس ۶.۷ متری دومین شهریار ساسانی در اعماق غاری صعب‌العبور در کوه‌های کازرون، بار دیگر کانون توجه میراث‌فرهنگی قرار گرفته است؛ پروژه‌ای که با اعتباری ۲۰ میلیارد ریالی از نفت کلید خورده، اما هنوز از مداخله فنی خبری نیست و میان کارشناسان میدانی و پایتخت‌نشینان نیز ناهماهنگی‌هایی به چشم می‌خورد.

پیمودن ۲۲۸ پله در ارتفاع ۸۰۰ متری کوهستان زاگرس و عبور از دهانه فراخ غار شاپور، همیشه حس ورود به تاریخ خاموش فارس را تداعی می‌کند. اما این روزها در فاصله چند ده متری دهانه غار، داربستی فلزی و بلند قامت افراشته شده و حصارهایی شفاف، تندیس ۳۰ تنی شاپور یکم را احاطه کرده‌اند. خبری که در محافل خبری پیچید حاکی از آغاز مرمت بزرگ‌ترین پیکره تراشیده‌شده تاریخ ایران باستان بود؛ با این حال، شواهد میدانی و صحبت با دست‌اندرکاران نشان می‌دهد آنچه امروز در غار جریان دارد، نه اجرای یک مداخله فیزیکی، بلکه تنها گام‌های مقدماتی برای نجات‌بخشی و مستندسازی اثری است که دهه‌ها به حال خود رها شده بود.

 

عملیات در نقطه صفر؛ تندیس در محاصره حصار و اسکن نوری

برخلاف برخی تصورات که از آغاز چکش‌کاری یا مداخلات شیمیایی روی سنگ‌ها حکایت دارد، پروژه در مرحله مقدماتی متوقف مانده است. تمرکز اصلی تیم مستقر در غار، ثبت نقشه‌های دقیق و جلوگیری از تماس فیزیکی آسیب‌رسان گردشگران با بدنه مجسمه است.

افشین ابراهیمی، مدیر پایگاه میراث جهانی منظر باستان‌شناسی ساسانی فارس (شهر تاریخی بیشاپور)، در گفت‌وگو با خبرنگار ما با تاکید بر اینکه عملیات اجرایی هنوز آغاز نشده، توضیح می‌دهد: «اکنون تیمی از کارشناسان تشکیل شده و صرفاً در حال تدوین طرح مرمت هستیم. در حال حاضر فقط محیط پیرامون اثر حصارکشی شده و هیچ دست‌کاری ساختاری رخ نداده است. فاز نخست طرح ساماندهی و حفاظت تندیس با بودجه‌ای ۲۰ میلیارد ریالی از محل اعتبارات نفت کلید خورد. هدف ما تهیه داده‌های دقیق فتوگرامتری برد کوتاه و بلند به‌وسیله پهپاد و دوربین‌های اسکن نوری است تا طرح کلی با دقتی علمی پی‌ریزی شود.»

به گفته ابراهیمی، سازه داربستی ۴ در ۴ با ارتفاع هفت متر برای دسترسی امن مرمتگران تعبیه شده و دیواره‌ای از پلی‌کربنات شفاف مانع از لمس تندیس توسط کوهنوردان و مسافران خواهد شد؛ اقداماتی که انتظار می‌رود طی یک دوره سه ماهه به پایان برسد، اما اجرای کلی طرح حفاظت و مرمت مجسمه شاپور بین دو تا دو سال و نیم زمان خواهد برد.

 

میراث بتنی سال ۱۳۳۶ و خط قرمزهای مرمتگران باسابقه

تندیس شاپور قرن‌ها پیش—احتمالاً بر اثر زلزله‌های مهیب پهنه گسل کازرون—فرو افتاد و تا دوره پهلوی دوم روی زمین غار آرام گرفته بود. در سال ۱۳۳۶، ارتش با هدایت باستان‌شناسان وقت، تندیس را با تزریق حجم زیادی از بتن و پایه‌های سیمانی سرپا کرد؛ مداخله‌ای که اثر را سرپا نگه داشت، اما استانداردهای علمی امروزی آن را نیازمند بازنگری جدی می‌داند.

سیروس زارع، استادکار پیشکسوت مرمت سنگ با ۳۴ سال تجربه در محوطه‌هایی همچون تخت‌جمشید و شوش، درباره حساسیت‌های این پروژه معتقد است شتاب‌زدگی می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد:«دست‌زدن به مجسمه شاپور بدون یک طرح مصوب و آزمایش دقیق آزمایشگاهی روی ساختار سنگ، اشتباهی نابخشودنی است. من شخصاً تا داده‌های سنگ‌شناسی کامل نشود دست به این اثر نمی‌زنم. این مجسمه از شاخص‌ترین نمادهای تمدنی ماست و سرنوشتش نباید به نظر یک شخص یا فرضیات ذهنی گره بخورد.»

زارع با اشاره به دشواری‌های لجستیکی در انتقال ابزارها به غار می‌افزاید:«حتی جابه‌جایی ابزار سبک با قاطر در این صخره‌ها یک چالش بزرگ است. با وجود آنکه از منظر فنی امکان جابه‌جایی سنگ‌های ده‌ها تنی را داریم، اما هیچ لزومی ندارد بدون ارزیابی تنش‌های وارده به چنین تصمیمی فکر کنیم. قطعات جداشده‌ای مانند بازوان و بخش‌هایی از بالاتنه که سال‌هاست روی زمین محصور مانده‌اند، باید دانه به دانه بررسی شوند تا معلوم شود آیا اصلاً قابلیت الحاق مجدد را دارند یا خیر.»

 

از استالاگمیت آهکی تا تاج خردشده؛ شکوه شهریار در دهانه غار

برای درک اهمیت این عملیات، باید به شاهکار معماران ساسانی در دل غار نگریست. بر خلاف بسیاری از مجسمه‌های باستانی که تراشیده و سپس نصب شده‌اند، این پیکره از دل یک قندیل غول‌پیکر آهکی (استالاگمیت) که به‌طور طبیعی روی سکوی غار روییده بود، خلق شده است؛ اثری به ارتفاع ۶.۷ متر و عرض شانه بیش از دو متر که گویی از دل صخره زاده شده است.

محمد خلیل محمودی، مدیر داخلی مجموعه میراث جهانی بیشاپور، تندیس شاپور یکم را سندی بی‌بدیل از بلوغ هنر حجاری ساسانی در قرن سوم میلادی معرفی می‌کند و می‌گوید: «این اثر با ظرافتی مثال‌زدنی از هر سو تراش خورده است؛ از چین‌وشکن‌های دقیق ردای شهریار و مرواریدهای درشت گردن‌بند تا آرایش شگفت‌انگیز موها که حالتی صدفی شکل دارد. این تندیس دست‌کم تا سده هشتم هجری پابرجا بوده، چراکه گزارش‌هایی از جغرافیانویسانی چون مقدسی و حمدالله مستوفی درباره برپایی آن ثبت شده است. الگوهای گسست نشان می‌دهد سقوط آن ناشی از نیروی برشی تکانه‌های زمین‌لرزه بوده، نه تخریب عمدی انسان‌ها.»

محمودی تاکید دارد که حفاظت از این تندیس، صیانت از شناسنامه هنر تجسمی شرق باستان است که باید فارغ از کلیشه‌ها و با نگاهی علمی و جهانی مدیریت شود.

 

صدای ناهماهنگی در تهران؛ «بی‌خبریم!»

با وجود آغاز مراحل تجهیز کارگاه و مانورهای رسانه‌ای پیرامون ایمن‌سازی اثر، سایه عدم هماهنگی‌های ستادی نیز بر این پروژه سنگینی می‌کند.

حشمتی، از کارشناسان دفتر پایگاه‌های میراث ملی و جهانی وزارت میراث‌فرهنگی، در اظهارنظری کوتاه که پرسش‌های تازه‌ای پیرامون روند اداری پروژه ایجاد کرده، اعلام کرده است: «این اقدامات بدون اطلاع دفتر پایگاه‌ها آغاز شده و ما در جریان جزئیات مراحل آن نیستیم.»

این موضع‌گیری نشان می‌دهد پروژه‌ای که با اعتبارات ویژه و پس از سال‌ها رخوت در یکی از مهم‌ترین غارهای باستانی ایران آغاز شده، هنوز در جلب اجماع اداری میان بدنه ستادی در تهران و مدیران محلی در استان فارس با چالش روبه‌رو است. اینکه آیا داربست‌های افراشته‌شده در تاریکی غار شاپور سرانجام به یک مرمت اصولی و نجات‌بخش ختم می‌شوند یا طرح در پیچ‌وخم مطالعات و ناهماهنگی‌های اداری فرسایشی خواهد شد، پرسشی است که گذر ماه‌های آینده به آن پاسخ خواهد داد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای