راز همزبانی رند ۷۰۰ ساله با نسل زد؛ در روز بزرگداشت حافظ چه میگذرد؟
چگونه شاعری ۷۰۰ ساله همنشین نسل زد شد؟ تحلیل اسماعیل امینی و عباس سبزی از راز ماندگاری غزلهای خواجه شیراز در عصر شتاب و شبکههای اجتماعی.
بیستم مهرماه در تقویم رسمی ایران تنها یک سالروز تشریفاتی نیست؛ محکی جدی برای سنجش پیوند فرهنگ کهن با روزمرگی جامعه است. در روزگاری که شتاب زیست دیجیتال، توجه مخاطبان را به چند ثانیه در شبکههای اجتماعی محدود کرده، دیوان حافظ نهتنها خاک نمیخورد، بلکه از تاقچهها به استوریهای اینستاگرام، پلیلیستهای نسل نو و گپهای پشت میز کافهها کوچ کرده است. اما معمای همصدایی رند شیراز با نسلی که زبان و جهانبینی متفاوتی دارد از کجا آب میخورد؟
در آستانه روز بزرگداشت حافظ، دو پژوهشگر و منتقد ادبی—اسماعیل امینی و عباس سبزی—پای دلایل ماندگاری غزلهای خواجه شیراز نشستهاند؛ روایتی از جدال تخصص با تفسیرهای عامهپسند و رازی که این شعر هفتصد ساله را هنوز در رگهای نسل زد زنده نگه داشته است.
از فاکتور کافه تا واگنهای مترو؛ حافظ کجای زندگی ماست؟
مواجهه جامعه با بزرگان ادب یکدست نیست. اسماعیل امینی، شاعر، طنزپرداز و استاد دانشگاه، معتقد است بهرهگیری جامعه از کلام حافظ مراتب متعددی دارد: «یک سطح قضیه به دانشگاه، پژوهشهای نسخهشناسی و تحلیلهای ساختاری مربوط است؛ سطح دیگر، پیوند روزمره مردم است که غزلها را در دلِ تنهاییها یا لحظات تصمیمگیری زمزمه میکنند. برخلاف تصور عدهای، جوانها پیوندشان را با ادبیات نبریدهاند. بارها شاهد بودهام که دانشجویان و هنرمندان نسل نو، غزل حافظ را به ملودیهای معاصر گره میزنند یا در دورهمیها، جلسات شعرخوانی اختصاصی برپا میکنند.»
امینی این جریان پویا را از منظر اقتصادی و اجتماعی هم کمنظیر میداند: کلام لسانالغیب امروز از صنعت نشر و خوشنویسی تا فروش فال در مترو، صدها فرصت شغلی آفریده است. اما درست در همین نقطه، زنگ خطری جدی به صدا درمیآید.
هشدار نسبت به «روانشناسی زرد» و تعبیرهای خرافی
روی دیگرِ این محبوبیت عمومی، قرائتهای سطحی است. امینی نسبت به رواج تحلیلهای غیرعلمی صریح هشدار میدهد: «نگرانی درست از جایی آغاز میشود که عدهای بدون کمترین بضاعت و سواد ادبی، پای روانشناسی زرد یا تفکرات خرافی را به شرح غزل باز میکنند. این کار شأن شعر را فرومیکاهد و تصویری آشفته و جعلی از اندیشه حافظ میسازد.»
خط قرمز تخصص؛ چرا هر هنرمندی صلاحیت تصحیح شعر ندارد؟
بخشی از چالشهای پیرامون متون کهن، ورود سلبریتیها و هنرمندان حوزههای دیگر به دنیای متن است. اسماعیل امینی بدون تعارف به تجربیاتی چون تصحیح احمد شاملو و اثر زندهیاد عباس کیارستمی اشاره میکند: «با تمام احترامی که برای جایگاه جهانی عباس کیارستمی در سینما قائلم، تجربه تقطیع شعر حافظ را موفق نمیدانم، چون حوزه تخصص او تصویر و سینما بود. ورود بیپشتوانه به حوزه تخصصی، مانند این است که من بدون دانش فنی دست به فیلمسازی بزنم؛ خروجی کار سست خواهد شد. تصحیح احمد شاملو نیز پر از خطاهای آشکار بود. کار بر روی نسخ کهن مهارتی دانشگاهی و مستقل میطلبد؛ چنانکه من با سالها تدریس دانشگاهی، هیچگاه وارد حوزه تصحیح نسخه نمیشوم چون تخصص دیگری است.»
کدام تصحیح دیوان حافظ را بخوانیم؟
اگر به دنبال متنی پیراسته، مطمئن و استاندارد از حافظ هستید، امینی دو منبع علمی را به مخاطبان جدی و جستوجوگر پیشنهاد میکند:
- تصحیح دکتر سلیم نیساری: حاصل دههها کار روشمند، تطبیقی و مبتنی بر روشهای نوپژوهی.
- تصحیح دکتر رشید عیوضی: متنی استوار که بهدلیل دسترسی به نسخههای کهن نویافته و ثبت دقیق تمام نسخهبدلها، هم برای مخاطب کتابخوان و هم برای منتقدان، مرجعی بینقص است.
غزل چندوجهی و راز جاودانگی فال حافظ
چرا در میان قلههای ادب فارسی—از مولانا و سعدی گرفته تا فردوسی—تنها دیوان حافظ سنگصبور خلوت و آیینهای ملی شد؟ عباس سبزی، حافظپژوه و پژوهشگر ادبیات، این کشش را به ساختار فرمی و اندیشگی غزلهای لسانالغیب پیوند میزند.
به گفته سبزی، اسناد تاریخی—از جمله پژوهشهای دکتر محمد افشینوفایی—نشان میدهند سنت تفأل به دیوان خواجه تنها حدود یک قرن پس از وفاتش در ایران فراگیر شد؛ سنتی که پیشتر تنها با قرآن یا کتابهای ادعیه پیوند داشت.
سبزی در تبیین این ویژگی توضیح میدهد: «در یک غزل ده بیتی حافظ، وحدت موضوعی ارسطویی حاکم نیست. بیتی از سوز عشق میگوید، بیت بعد تیغ طعنه به زهد ریایی میکشد و بیتی دیگر گلایهمند اوضاع روزگار است. این تنوع درونی سبب میشود هر انسانی با هر احوال و نیتی درونی، پاسخی همخوان در آینه این منشور چندوجهی بیابد؛ گویی حافظ از راز درونش آگاه بوده است.»
آیا کیارستمی راه فهم حافظ را برای نسل نو هموار کرد؟
دیدگاهها درباره دستبردن چهرهها در متون کهن لزوماً یکسان نیست. عباس سبزی برخلاف امینی، رویکرد عباس کیارستمی در کتاب «حافظ به روایت کیارستمی» را نوعی بازآفرینی خلاقانه سنت کهن «جُنگنویسی» میداند: «کیارستمی قصد تصحیح نسخه نداشت؛ او میخواست کلام را به رگ زندگی عمومی بازگرداند. در گذشته نیز پژوهشگران شاهبیتها را در جُنگها بیرون میکشیدند. کیارستمی با قابگرفتن تکمصرعها و ایجاز بخشیدن به آنها، در واقع زبان شعر را به حوصله نسل زد نزدیک کرد.»
به باور سبزی، نسل شبکه اجتماعی و محتواهای کوتاه حوصله خواندن یک غزل پانزده بیتی را ندارد، اما وقتی با یک تکبیت نافذ مواجه میشود، ضربه عاطفی عمیقی دریافت میکند؛ همان خصلتی که شعر حافظ را در روز بزرگداشت حافظ و ورای هفت قرن فاصله، همچنان مدرن، تپنده و زنده نگه داشته است./هفت صبح