سقوط ۹۰ درصدی فروش صنایع دستی؛ هنری که دیگر نان نمیدهد
گزارش میدانی از رکود بازار صنایع دستی؛ با کاهش ۹۰ درصدی فروش فرش، معرق و ورنی، کارگاهها تعطیل شده و هنرمندان ناچار به کوچ اجباری شدهاند.
سکوت سنگینی که این روزها بر کارگاههای صنایعدستی ایران حاکم شده، فقط یک افت فصلی در کسبوکار نیست؛ آژیر خطر برای هویت هنری کشور است. روایتهای میدانی تولیدکنندگان فرش، معرق، ورنی و زیورآلات حکایت از آن دارد که فروش بخش بزرگی از تولیدات سنتی طی دو سال گذشته تا ۹۰ درصد آب رفته است. همزمانی تورم مواد اولیه، افت قدرت خرید جامعه و رکود عمیق گردشگری سبب شده تا «هنر دست» جایگاه خود را در سبد هزینه خانوارها از دست بدهد؛ شرایطی که استادکاران قدیمی را به تغییر شغل ناچار کرده و دارهای قالی و میزهای معرق را یکی پس از دیگری بیوارث گذاشته است.
از دار قالی سیرجان تا بنبست بازارهای جهانی
در بخش فرش و دستبافتهها، فعالان کهنهکار نخستین گروهی هستند که ضربه مستقیم رکود بازار صنایع دستی را احساس کردهاند. محمودی، کارشناس و تولیدکننده فرش در سیرجان، تصویر روشنی از این روزها به دست میدهد: تولید بدون مشتری و قالیهایی که روی دست بافنده ماندهاند.
به گفته او، قفل شدن مسیرهای صادراتی همزمان با کاهش کشش بازار داخلی، چرخه اقتصادی فرش و گلیم را عملاً متوقف کرده است. بافندهای که ماهها وقت و سرمایه خود را پای دار صرف میکند، در زمان عرضه با خریدارانی روبهرو میشود که حتی حاضر به پرداخت بهای تمامشده نخ و پشم هم نیستند؛ روندی که تیغ برّان آن بیش از همه، اشتغال محلی مناطق کویری و روستایی را هدف گرفته است.
معرقکاری در دوراهی هنر اصیل یا کارهای بازاری
در شاخههای ظریفتر هنرهای چوبی نیز اوضاع بهتر نیست. امیر توحیدیپور، هنرمند معرقکار دارای معلولیت، ریشه بحران را تنها تحریم و تورم عمومی نمیداند، بلکه به افت سواد بصری و ناشناخته ماندن این شاخههای اصیل اشاره میکند.
«بسیاری هنوز شناخت درستی از معرق چوبی رنگی ندارند. وقتی معیشت تحت فشار است، طبیعی است تابلوی هنری نخستین چیزی باشد که خط میخورد. اما دردناکتر این است که برای زنده ماندن باید اثر بازاری تولید کنی؛ کاری که من هرگز زیر بارش نمیروم.»
او که بخش عمده دخلوخرج کارگاهش را با شهریه ناچیز تدریس پوشش میدهد، تأکید میکند معافیتهای مالیاتی و بیمههای حداقلی، پاسخگوی بهای تصاعدی چوب، تیغ و تجهیزات کارگاهی نیست. با بسته ماندن کانالهای فروش حضوری، گالریها و حتی پلتفرمهای آنلاین، نگهداری یک کارگاه ساده معرق بیشتر از آنکه سودآور باشد، تحمیل خسارت ماهانه است.
ورنی تبریز؛ رشتهای که پدربزرگها به فرزندان توصیه نمیکنند
در آذربایجان، وضعیت دارهای ورنیبافی به نقطه هشدار رسیده است. عظیم مرادی، از تولیدکنندگان باسابقه ورنی در تبریز، آماری تکاندهنده ارائه میدهد: از جمع حدود ۲۰۰ استادکار و تولیدکننده فعال این رشته در شهر، امروز به سختی ۴۰ نفر به کار ادامه میدهند.
مرادی با اعلام اینکه فروش ورنی نسبت به سال گذشته ۷۰ درصد و نسبت به دو سال قبل ۹۰ درصد افت کرده، واقعیتی تلخ را درباره آینده این دستبافته بیان میکند:
- ریزش چشمگیر کارگاههای فعال و تغییر اجباری شغل پیشکسوتان
- گرانی سرسامآور تار و پود و رنگهای طبیعی
- تمایل نداشتن جوانان برای ورود به کار به دلیل نبود افق مالی روشن
او با صراحت میگوید نهتنها دیگر انگیزه آموزش به جوانان را ندارد، بلکه فرزندانش را هم از ورود به این حرفه منع کرده است؛ زنگ خطری جدی که نشان میدهد رشتههای کهن بومی یکی پس از دیگری در آستانه فراموشی کامل نسلها قرار دارند.
حذف زیورآلات از سبد مصرف؛ هنر جای خود را به طلای آبشده داد
افت توان اقتصادی جامعه، رفتار خریداران را حتی در بازار زیورآلات و صنایع تلفیقی دگرگون کرده است. بیتا ابطحی، کارشناس صنایعدستی، با اشاره به تجربه بازارهای اصفهان و میدان نقشجهان یادآور میشود که خلاء گردشگران خارجی و افت سفر خانوادهها، نبض بازار را کند کرده است.
به گفته ابطحی، در شرایطی که حقوق مردم کفاف مسکن، خوراک و بهداشت را میدهد، صنایع تزیینی به سرعت کنار گذاشته میشوند:
- غرق شدن در منطق سرمایهای: حتی در بازار طلا و نقره، خانوادهها به سمت خرید طلای آبشده یا سکه رفتهاند تا ارزش پولشان حفظ شود و حاضر نیستند اجرت دستسازهای هنری را بپردازند.
- کاهش کیفیت آموزش عملی: کلاسهای تئوری و دانشگاهی نمیتوانند مهارت واقعی کارگاهی و تجاریسازی هنر را به نسل تازه منتقل کنند.
- قطع حمایتهای مؤثر دولتی: وامهای اندک بانکی با فرآیندهای فرسایشی، انگیزه تمدید مجوزهای کارگاهی را هم از بین برده است.
راهکارهای نجات؛ زنجیره تأمین مواد اولیه تا احیای گردشگری
برونرفت از رکود بازار صنایع دستی تنها با برپایی غرفههای مناسبتی یا شعار حفظ میراث ممکن نیست. فعالان این صنعت بر این باورند که احیای کارگاهها در گرو اقدامات واقعی در سطح سیاستگذاری است:
- تأمین بدون واسطه مواد اولیه: احیای سهمیههای تخفیفدار چوب، فلزات، پشم و رنگ برای صنعتگران شناسنامهدار تا قیمت نهایی کاهش یابد.
- تسهیل دیپلماسی گردشگری: بازگرداندن تورهای مسافرتی به شهرهای تاریخی به عنوان موتور محرک فروش نقدی صنایع دستی.
- آموزش تجاریسازی مدرن: پیوند دادن کارگاههای سنتی با بازارهای صادرات منطقهای و بازاریابی دیجیتال برونمرزی.
تا زمانی که هزینه تولید کنترل نشود و هنر دست در سبد مصرفی طبقه متوسط تعریف تازهای پیدا نکند، حفظ میراث ناملموس ایران تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند./ پیام ما