توسعه دریامحور؛ از شعارهای پُرادعا تا واقعیتهای روی زمین
تحلیلی انتقادی از توسعه دریامحور در ایران؛ بررسی فاصله شعار تا اجرا، نقش شیلات، سرمایهگذاری، بخش خصوصی، جمعیت ساحلی و امنیت غذایی در اقتصاد دریا.
«توسعه دریامحور» سالها به یکی از پرتکرارترین کلیدواژههای سیاستگذاری کشور تبدیل شده است. مفهومی که در سخنرانیها، اسناد بالادستی و برنامهها حضوری پررنگ دارد، اما در عمل، فاصله معناداری میان شعار و اجرا دیده میشود.
اخبار سبز کشاورزی؛ در حالی که اقتصاد دریا، شیلات و حضور جمعیت در سواحل میتوانند موتور محرک امنیت غذایی، اشتغال پایدار و حتی امنیت ملی باشند؛ هنوز بخش بزرگی از این ظرفیتها بدون استفاده ماندهاند. نه بهدلیل کمبود توان، بلکه بهواسطه نداشتن نگاه اجرایی و همچنین به فعالیت مردم و سرمایهگذاری در این عرصه اجازه فعالیت نمیدهند.
بیشتر بخوانید:نگاهی نو به نقش میگو در سفره ایرانی و توسعه پایدار صنعت پرورش آبزیان

توسعه دریامحور؛ مفهومی که بیش از اجرا، گفته شده است
توسعه دریامحور صرفاً به معنای افزایش صید یا ساخت اسکله و بندر نیست. این مفهوم، زنجیرهای بههمپیوسته از تولید، سرمایهگذاری، اشتغال، امنیت، جمعیتپذیری و حکمرانی محلی را شامل میشود. با این حال در سالهای گذشته، این رویکرد بیشتر در سطح عنوان و شعار باقیمانده و کمتر به پروژههای ملموس و اثرگذار در زندگی مردم ساحلنشین تبدیل شده است.
واقعیت این است که بسیاری از مناطق ساحلی و دریایی کشور هنوز با محرومیتهای جدی روبهرو هستند؛ در شرایطی که همین مناطق میتوانند پیشران رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی باشند.

اقتصاد دریا؛ گنج پنهانی که دیده نمیشود
اقتصاد مبتنیبر دریا، بهویژه شیلات، یکی از کمهزینهترین و سریعترین تاثیر برای مسیر توسعه است. تولید پروتئین دریایی، بدون فشار مضاعف بر منابع آب و خاک، مزیتی است که بسیاری از کشورها برای آن سیاستگذاریهای بلندمدت کردهاند.
ایران نیز از این قاعده جدا نیست و از منظر ظرفیت تولید، در موقعیتی ایستاده است که میتواند بازیگر تعیینکننده منطقه باشد.
بررسی آمارهای منطقهای نشان میدهد ایران با تولید سالانه بیش از ۱,۳ میلیون تن آبزی، بزرگترین تولیدکننده شیلات در غرب آسیا است؛ با این حال، در حوزه صادرات، کشورهایی مانند عمان با تولیدی کمتر، سهم بیشتری از بازارهای جهانی را در اختیار گرفتهاند؛ شکافی که بیش از آن که ریشه در توان تولید داشته باشد، به سیاستگذاری، لجستیک و سازوکارهای صادراتی بازمیگردد.
این فاصله معنادار، یکی از روشنترین مصادیق «شعار بدون اجرا» در توسعه دریامحور است. کشوری که توان تولید دارد اما سهم مناسبی از بازار جهانی نمیگیرد، در واقع بخشی از ارزش افزوده خود را واگذار کرده است. جبران این شکاف، نه با افزایش فشار به تولیدکننده، بلکه با اصلاح رویکرد در زنجیره پساتولید امکانپذیر است؛ از زیرساختهای صادراتی و حملونقل گرفته تا دیپلماسی اقتصادی و تسهیل حضور بخش خصوصی در بازارهای هدف.

وقتی بخش خصوصی جلوتر از سیاستگذاری حرکت میکند
در عمل، بخش خصوصی در حوزههای دریایی نشان داد که از توان فنی، جسارت سرمایهگذاری و نگاه بلندمدت برخوردار است. بسیاری از تولیدکنندگان، بدون اتکا به منابع دولتی، فناوریهای نوین را وارد کردهاند، بهرهوری را چند برابر افزایش دادهاند و چرخه تولید تا صادرات را شکل دادهاند.
اما چالش اصلی جایی است که این حرکت رو به جلو، با دیوار مقررات زائد، نگاه غیرتوسعهای و نداشتن درک تولید، متوقف میشود. توسعه دریامحور زمانی محقق میشود که سیاستگذار، بهجای مداخله مستقیم، نقش تسهیلگر و حامی را ایفا کند.
سرمایهگذاری؛ حلقه گمشده توسعه واقعی سواحل
یکی از تناقضهای آشکار در توسعه دریامحور، تأکید پررنگ بر سرمایهگذاری در گفتار و ضعف شدید در عمل است. در شرایطی که پروژههای دریایی و شیلاتی بازده سریع و سودآوری مشخص دارند، بسیاری از سرمایهگذاران با موانع اداری پیچیده و تصمیمهای سلیقهای مواجهاند. توسعه زمانی اتفاق میافتد که سرمایهگذار بداند:
• مقررات پایدار است.
• امنیت سرمایه تضمین میشود.
• دستگاهها مانع نیستند، بلکه همراهاند.
بدون این سه اصل، توسعه دریامحور به میزان یک آرزو باقی میماند.

شیلات؛ فراتر از تولید غذا، یک مؤلفه امنیتی
نگاه رایج، شیلات را صرفا تولیدکننده غذا میداند؛ در حالی که واقعیت بسیار فراتر از این است. حضور فعال صیادان، مزارع پرورش آبزیان و شناورها در دریا، تصویری از پدافند غیرعامل را ایجاد میکند؛ حضوری که هم امنیت مرزها را تقویت میکند و هم از خالیشدن سواحل جلوگیری میکند.
در بسیاری از نقاط مرزی، این حضور مردمی عملا نقش حافظان خاموش مرز را ایفا میکند؛ بدون هزینه مستقیم برای دولت، اما با اثرگذاری بالا.
جمعیت؛ کلید فراموششده توسعه دریایی
هیچ توسعهای بدون حضور پایدار جمعیت محقق نمیشود. یکی از ضعفهای جدی سیاستهای ساحلی، بیتوجهی به عامل انسان است. وقتی شغل، درآمد و امید به آینده در مناطق ساحلی وجود نداشته باشد؛ مهاجرت افزایش مییابد و سواحل خالی از جمعیت میشوند.
توسعه دریامحور واقعی یعنی:
• ایجاد شغل پایدار در محل؛
• تقویت نقش جوامع محلی؛
• استفاده از ظرفیت زنان و جوانان؛
• پیوند اقتصاد دریا با گردشگری و صنایع جانبی.

اشتغال ساحلی؛ توسعهای با چهره اجتماعی
شیلات و فعالیتهای وابسته به دریا، فقط اشتغال مستقیم ایجاد نمیکنند، بلکه زنجیرهای از مشاغل مکمل را شکل میدهند: فرآوری، حملونقل، صنایع غذایی، گردشگری، خدمات محلی و ... . این اشتغال، بهویژه در مناطق محروم، آثار اجتماعی عمیقی دارد؛ از کاهش فقر و مهاجرت گرفته تا بازگشت کرامت اقتصادی خانوادهها.
در بسیاری از مناطق ساحلی، همین مشاغل دریایی باعث شده است گروههایی که پیشتر از بازار کار حذف شده بودند، دوباره نقش فعال اجتماعی پیدا کنند.
زنان در توسعه دریامحور؛ ظرفیتی که کمتر دیده شده است
برخلاف تصور رایج، توسعه دریامحور حوزهای مردانه نیست. مشارکت زنان در صیادی، فرآوری، صنایع جانبی و حتی گردشگری دریایی، الگویی موفق در بسیاری از نقاط کشور شکل داده است.
این مشارکت، هم به افزایش درآمد خانوار کمک کرده و هم ساختار اجتماعی مناطق ساحلی را متحول ساخته است. توسعهای که نیمی از جمعیت را نادیده بگیرد، هرگز پایدار نخواهد بود.
رسانهها؛ بازوی مهم توسعه دریایی
یکی از ضعفهای جدی در مسیر توسعه دریامحور، کمکاری رسانهها در روایت موفقیتهای واقعی است. تمرکز بر حاشیهها و غفلت از دستاوردهای میدانی، باعث شده است تا تصویر نادرستی از ظرفیتهای موجود شکل بگیرد.
رسانه میتواند:
• امید اجتماعی ایجاد کند.
• سرمایهگذار جذب کند.
• الگوهای موفق را معرفی کند.
• نگاه سیاستگذار را اصلاح کند.
بدون روایت درست، توسعه دیده نمیشود و از آنچه دیده نشود؛ حمایت هم نخواهد شد.

از شعار عبور کنیم؛ وقت اقدام است
توسعه دریامحور بیش از آن که نیازمند سند جدید باشد، به اراده اجرایی نیاز دارد. ظرفیتها وجود دارد، مردم آمادهاند و بخش خصوصی جلوتر از سیاستها ایستاده است. آنچه باقی مانده، عبور از نگاه شعاری و رسیدن به اقدام عملی است.
اگر توسعه دریامحور جدی گرفته شود، میتواند:
• اقتصاد محلی را احیا کند.
• امنیت غذایی را تقویت کند.
• مرزها را تثبیت کند.
• اشتغال گسترده ایجاد کند.
اما اگر همچنان در سطح شعار باقی بماند، فرصتها از دست خواهند رفت؛ فرصتهایی که بهسادگی قابل جایگزینی نیستند.
سخن پایانی
توسعه دریامحور یک انتخاب نیست، یک ضرورت است؛ ضرورتی برای اقتصاد، امنیت و آینده کشور. فاصله میان «گفتن» و «انجام دادن» هنوز زیاد است، اما تجربههای موفق نشان میدهد که مسیر روشن است؛ بهشرط آن که به مردم اعتماد شود، موانع برداشته شود و توسعه از طرح روی کاغذ، به اقدام در عمل آید.