ناوگان صیادی، پدافند غیرعامل فراموششده
از اروند تا خلیج فارس؛ ناوگان صیادی، سپر خاموش امنیت ایران
نقش کمتر گفتهشده صیادان در جنگ ایران و عراق و جایگاه راهبردی ناوگان صیادی امروز؛ از نجات آبادان تا امنیت دریایی ایران.
در روزهایی که آبادان در محاصره کامل بود و دشمن خیال سقوط شهر را در سر داشت، نه تانکها که لنجهای صیادی معادله جنگ را تغییر دادند.
اخبار سبز کشاورزی؛ دههها گذشته، اما همان ناوگان صیادی که روزی خط نجات آبادان بود، امروز نیز بیصدا در حال پاسداری از امنیت، معیشت و حاکمیت دریایی ایران است.
صیادان در دفاع مقدس؛ وقتی دریا آخرین راه بود
با آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، آبادان در محاصرهای ۲۵۴روزه قرار گرفت. راههای زمینی بسته شد و انتقال غذا، دارو، مهمات و نیرو به شهر، به بحرانی حیاتی بدل شد. در این شرایط، اروندرود، بهمنشیر و خورهای جنوبی تنها مسیرهای باقیمانده بودند؛ مسیرهایی که عبور ایمن از آنها بدون شناخت بومی، تقریباً ناممکن بود.
در همین نقطه، صیادان و لنجداران جنوب وارد صحنه شدند؛ مردانی که دریا را نه از روی نقشه، بلکه با جان و تجربه میشناختند.
بندر چوئبده؛ شاهراه خاموش نجات آبادان
بندر چوئبده در آن سالها بندر رسمی نبود؛ محل پهلوگرفتن لنجهایی بود که به ناوهای مردمی جنگ تبدیل شدند.
بین ۲۰ تا ۲۸ فروند لنج صیادی، شبانه و بدون چراغ، مسیر حیاتی میان بندر امام و آبادان را باز نگه داشتند.
این شناورها مهمات و آذوقه را منتقل میکردند؛ نیروهای رزمنده را جابهجا میساختند و مجروحان و خانوادهها را از دل آتش خارج میکردند. همه اینها بدون مزد، بدون ادعا و با خطر مستقیم جان انجام میشد.
«خدمت بدون پول»؛ روایتهایی که کمتر شنیده شد
محمدعلی نورانی، از رزمندگان خرمشهر، بعدها نوشت: «لنجدارها انصافا زحمت زیادی کشیدند. لنج خودشان را آوردند، بدون پول مردم و نیروها را جابهجا کردند و در این راه صدمات زیادی دیدند».
در بسیاری از موارد، حتی خانوادههای غیرنظامی نیز با همین لنجها از آبادان خارج شدند. پس از مدتی، نیروهای نظامی با مشاهده مسیرهای امنی که صیادان استفاده میکردند، تجهیزات خود را با راهنمایی همین دریانوردان سنتی جابهجا کردند.
اگر صیادان نبودند، سرنوشت آبادان چه میشد؟
فرمان شکستن حصر آبادان در حالی صادر شد که شهر در آستانه سقوط قرار داشت. بسیاری از فرماندهان معتقدند اگر پشتیبانی لجستیکی مردمی، بهویژه توسط لنجداران و صیادان انجام نمیشد، احتمال تکرار سرنوشت خرمشهر برای آبادان بسیار بالا بود.
لنجهایی که برای صید طراحی شده بودند، عملاً به ناوهای پشتیبانی جنگ تبدیل شدند.
ناوگان صیادی امروز
امروز، ناوگان صیادی ایران فقط یک بخش اقتصادی نیست. این ناوگان شامل بیش از ۲۰ هزار شناور دارای مجوز و نزدیک به ۳۰ هزار شناور فعال با حضور مستمر از آستارا تا گوادر، شبکهای زنده از انسانها و شناورهاست که بهصورت روزمره در حساسترین پهنههای آبی کشور تردد میکنند.
ناوگان صیادی؛ پدافند غیرعامل کمهزینه
در ادبیات امنیتی، این حضور دائمی یک مزیت راهبردی است. ناوگان صیادی چشم و گوش طبیعی مرزهای آبی است، تحرکات غیرعادی را زودتر از هر سامانه پرهزینهای تشخیص میدهد و در بحرانهایی مانند سیل، جنگ یا تنشهای امنیتی، ظرفیت لجستیکی فوری ایجاد میکند.
در جزایری مانند هنگام، لارک و هرمز، صیادان عملاً یک دیوار انسانی متحرک میسازند؛ حضوری که هم اقتصادی است و هم حاکمیتی.
چرا این ظرفیت هنوز جدی گرفته نشده است؟
با وجود این سابقه تاریخی و نقش امنیتی، ناوگان صیادی در سیاستگذاری کلان، اغلب فقط بهعنوان یک بخش معیشتی دیده میشود. در حالی که شیلات، نقطه تلاقی امنیت ملی، اقتصاد بومی و حاکمیت دریایی است.
نادیدهگرفتن این ظرفیت، یعنی چشمپوشی از یک ابزار بومی، ارزان و اثباتشده.
صیادان، نگهبانان خاموش ایران
صیادان ایرانی فقط ماهی صید نمیکنند؛ آنها در دفاع مقدس، خط نجات آبادان بودند و امروز، نگهبانان بیادعای مرزهای آبی کشورند.
اگر ناوگان صیادی بهدرستی دیده، روایت و تقویت شود، میتواند همزمان امنیت غذایی را تضمین کند؛ اشتغال پایدار بسازد و بهعنوان یک سپر خاموش، از امنیت ملی ایران پاسداری کند. روایتی که از دل جنگ آمده و هنوز، کاملاً زنده است.