اقتصاد دریا محور؛ رسالت راهبردی شوراهای شهر در توسعه پایدار سواحل
اقتصاد دریا محور امروز فقط یک شعار توسعهای نیست، بلکه یکی از مهمترین مسیرهای آیندهساز برای شهرهای ساحلی و بندری به شمار میرود.
اقتصاد دریا محور امروز فقط یک شعار توسعهای نیست، بلکه یکی از مهمترین مسیرهای آیندهساز برای شهرهای ساحلی و بندری به شمار میرود. در این میان، شوراهای شهر بهعنوان نهادهای تصمیمساز محلی، نقشی کلیدی در جهتدهی به زیرساختها، حمایت از کسبوکارهای دریایی، ساماندهی فضاهای ساحلی و تبدیل ظرفیت دریا به ثروت پایدار دارند.
اقتصاد دریا محور چیست و چرا اهمیت دارد؟
اقتصاد دریا محور به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ظرفیتهای دریا، ساحل و بنادر برای تولید ثروت، اشتغال و توسعه استفاده میکنند. حوزههایی مانند حملونقل دریایی، شیلات، گردشگری ساحلی، صنایع وابسته، تجارت بندری، تعمیرات دریایی و حتی فناوریهای نوین مرتبط با دریا، همگی زیرمجموعه این مفهوم قرار میگیرند.
اهمیت این اقتصاد از آنجاست که میتواند همزمان چند هدف را محقق کند: افزایش اشتغال، جذب سرمایهگذاری، تقویت صادرات و کاهش وابستگی به اقتصادهای سنتی.
شوراهای شهر چگونه میتوانند نقشآفرینی کنند؟
اگرچه اقتصاد دریا محور در ظاهر به دولت مرکزی، سازمان بنادر یا نهادهای تخصصی مرتبط است، اما واقعیت این است که شوراهای شهر در سطح محلی، نقش تعیینکنندهای دارند.
آنها میتوانند با سیاستگذاری شهری، مسیر توسعه ساحلی را هموار یا حتی متوقف کنند. تصویب طرحهای شهری سازگار با ظرفیتهای دریایی، حمایت از حملونقل محلی، تسهیل سرمایهگذاری در نواحی ساحلی، و نظارت بر حفظ محیطزیست دریا از جمله وظایف غیرمستقیمی است که شوراها میتوانند بر عهده بگیرند.
در بسیاری از شهرهای ساحلی، ضعف هماهنگی میان مدیریت شهری و برنامهریزی اقتصادی باعث شده است تا ظرفیت دریا، کمتر از حد واقعی مورد استفاده قرار گیرد. در چنین شرایطی، شوراهای شهر باید از نگاه صرفاً خدماتی فاصله بگیرند و به سمت رویکرد توسعهمحور حرکت کنند. یعنی بهجای تمرکز صرف بر آسفالت، ترافیک و امور روزمره، به آینده اقتصادی شهر نیز فکر کنند.
نقش شوراها در ایجاد پیوند میان مردم و دریا
یکی از رسالتهای مهم شوراهای شهر، ایجاد تعادل میان بهرهبرداری اقتصادی و حفظ هویت بومی شهرهای ساحلی است. اقتصاد دریا محور، زمانی موفق خواهد بود که مردم محلی نیز از منافع آن سهم داشته باشند.
شوراها میتوانند با حمایت از مشاغل خرد، بازارهای محلی، گردشگری بومی و آموزش نیروی انسانی، این پیوند را تقویت کنند. در غیر این صورت، توسعه دریایی ممکن است به پروژهای محدود و غیرمردمی تبدیل شود.
نمونه این ضرورت را میتوان در شهرهایی مانند نوشهر دید؛ شهری که به دلیل موقعیت ساحلی، دسترسی به دریا و ظرفیتهای گردشگری و بندری، میتواند به یکی از کانونهای مهم اقتصاد دریا محور در شمال کشور تبدیل شود. البته تحقق این ظرفیت، نیازمند برنامهریزی دقیق شهری، هماهنگی نهادی و نگاه بلندمدت شورا و مدیریت شهری است.
از ظرفیت ساحل تا توسعه پایدار
اقتصاد دریا محور فقط زمانی به نتیجه میرسد که با اصول توسعه پایدار همراه باشد. تخریب سواحل، آلودگی آب، ساختوسازهای بیضابطه و بیتوجهی به زیستبوم دریایی، میتواند همین فرصت را به تهدید تبدیل کند. از اینرو شوراهای شهر باید همزمان با حمایت از توسعه اقتصادی، نگاه حفاظتی و محیطزیستی را نیز در تصمیمهای خود لحاظ کنند.
در نهایت، اقتصاد دریا محور برای شهرهای ساحلی یک انتخاب لوکس یا مقطعی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است. شوراهای شهر اگر این رسالت را جدی بگیرند، میتوانند از دریا نه فقط بهعنوان یک پهنه طبیعی، بلکه بهعنوان موتور محرک توسعه، اشتغال و رفاه شهری بهره ببرند.