سقوط آزاد تولید در «پیک حساس»؛ وضعیت نابسامان گلخانههای کشور در ابتدای فروردین ماه سال ۱۴۰۵
در حالی که فروردین ۱۴۰۵ باید فصل ثمردهی سیاستهای حمایتی از کشاورزی مدرن میبود، گزارشهای میدانی از قلب قطبهای تولید گلخانهای، حکایت از یک فاجعه اقتصادی تمامعیار دارد
در حالی که فروردین ۱۴۰۵ باید فصل ثمردهی سیاستهای حمایتی از کشاورزی مدرن میبود، گزارشهای میدانی از قلب قطبهای تولید گلخانهای، حکایت از یک فاجعه اقتصادی تمامعیار دارد.
بررسی وضعیت فعلی نشان میدهد که تولیدکننده ایرانی در حساسترین مرحله تولید (پیک برداشت)، نه تنها سودی دریافت نمیکند، بلکه با هر کیلوگرم برداشت، بیش از ۵۰ درصد ضرر خالص را به ترازنامه مالی خود تحمیل میکند. این گزارش به کالبدشکافی دلایل ورشکستگی ساختاری گلخانهداران و ناترازی فاحش میان هزینههای تولید و قیمتهای دستوری میدانبار میپردازد.
وقتی «برداشت» به معنای «باخت» است
در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۴۰۵، یعنی درست در زمانی که بوتههای خیار گلخانهای در اوج توان باردهی خود قرار دارند، قیمت خرید هر کیلوگرم محصول درجهیک در میدانبار به رقم تحقیرآمیز ۲۵ هزار تومان رسیده است.
با کسر حقالعمل ۳ هزار تومانی واسطهها، سهم خالص تولیدکننده، تنها ۲۲ هزار تومان است. این در حالی است که بر اساس محاسبات دقیق فنی، قیمت تمامشده تولید با در نظر گرفتن متغیرهای کلان اقتصادی سال جاری، رقمی بالغ بر ۳۸ هزار و ۷۰۰ تومان برآورد میشود. این شکاف عمیق، معنایی جز ۵۴ درصد ضرر در هر کیلوگرم تولید ندارد؛ وضعیتی که عملاً استمرار فعالیت صنفی را از منظر اقتصادی، غیرممکن ساخته است.
کالبدشکافی هزینهها؛ شوک ۱۲ برابری انرژی و نهادهها
ریشه این بحران را باید در رشد نامتوازن هزینههای سربار جستوجو کرد. در سال جاری، تولیدکنندگان با چندین شوک قیمتی همزمان مواجه بودهاند:
۱. انفجار هزینههای انرژی: افزایش ۱۲ برابری قیمت گاز برای واحدهای تولیدی، عملاً کمر اقتصاد گلخانه را شکسته است. گلخانههایی که برای حفظ دمای مطلوب در مرحله حساس پیک تولید، نیازمند مصرف مداوم سوخت هستند، اکنون با فاکتورهایی روبهرو میشوند که هیچ تناسبی با درآمدشان ندارد.
۲. تورم نهاده و دستمزد: رشد ۱.۸ برابری قیمت کود و سموم (تحت تأثیر نوسانات ارزی) و افزایش ۱.۷ برابری هزینه کارگری، هزینههای جاری را به شدت بالا برده است.
۳. لجستیک و تعمیرات: افزایش ۱.۶ برابری هزینههای حملونقل و قطعات یدکی سیستمهای سرمایشی و گرمایشی، تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان این صنعت بوده است.
میدانبار؛ گلوگاه استثمار تولیدکننده
یکی از جدیترین انتقادات وارده، ساختار سنتی و ناعادلانه توزیع در میدانبار است. در حالی که تمامی مخاطرات تولید (از سرمازدگی و آفات تا بدهیهای بانکی و قبضهای سنگین گاز) برعهده گلخانهدار است، واسطهها بدون کمترین ریسک، سهم خود را از قیمت پایه کسر میکنند. اختلاف ۱۶ هزار و ۷۰۰ تومانی بین قیمت تمامشده و دریافتی خالص تولیدکننده، نشاندهنده نبود یک نهاد نظارتی مقتدر برای تضمین «قیمت کف» بر اساس هزینههای واقعی است.
پیامدهای استراتژیک؛ امنیت غذایی در لبه پرتگاه
تداوم این روند در بهار ۱۴۰۵، پیامدهای جبرانناپذیری برای امنیت غذایی کشور خواهد داشت. وقتی تولیدکننده در پیک تولید ۵۴ درصد ضرر میدهد، نتیجه منطقی آن رها کردن بوتهها، کاهش سطح زیرکشت در دورههای بعد و در نهایت، موج جدید گرانی برای مصرفکننده نهایی در ماههای آتی خواهد بود.
فرجام سخن؛ امنیت غذایی در بنبست ناترازی
گزارشهای واصله از گلخانهداران، هشداری صریح به سیاستگذاران بخش کشاورزی و وزارت جهاد کشاورزی است. نمیتوان با تعرفه گاز ۱۲ برابر شده و کود ۲ برابر شده، انتظار داشت محصول با قیمت سالهای گذشته عرضه شود.
اصلاح فوری تعرفههای انرژی برای بخش تولید، بازنگری در نرخ حقالعملکاری میدانبار و ایجاد مکانیزم خرید تضمینی متناسب با تورم سال ۱۴۰۵، تنها راه جلوگیری از موج گسترده ورشکستگی در این بخش پیشران کشاورزی است. در غیر این صورت، گلخانههایی که قرار بود نماد مدرنسازی کشاورزی باشند، به موزههایی از سرمایههای سوخته تبدیل خواهند شد.