مزایا و چالشهای کشت قراردادی در ایران و راهکارهای توسعه آن
مزایا و چالشهای کشت قراردادی در ایران؛ بررسی موانع مشارکت کشاورزان خردهپا و راهکارهای مالی برای تقویت زنجیره تأمین محصولات کشاورزی.
مزایا و چالشهای کشت قراردادی در ایران به میزان هماهنگی میان کشاورزان، صنایع تبدیلی و خریداران محصولات کشاورزی بستگی دارد.
این الگو میتواند با فراهمکردن بازار فروش، تأمین نهاده و کاهش بخشی از ریسک تولید، به پایداری زنجیره تأمین کمک کند؛ اما ناپایداری قیمتها، محدودیت نقدینگی کشاورزان خردهپا و ضعف ضمانت اجرای قراردادها ممکن است مانع گسترش آن شود.
تجربه کشت قراردادی گندم، دانههای روغنی و چغندرقند نشان میدهد موفقیت این سیاست، بیش از اعلام برنامههای حمایتی، به طراحی اقتصادی قراردادها و پایبندی دو طرف به تعهدات بستگی دارد.
کشت قراردادی چیست و چه نقشی در کشاورزی ایران دارد؟
کشت قراردادی، الگویی از همکاری میان تولیدکننده و خریدار است که در آن، پیش از تولید یا برداشت، درباره بخشی از تعهدات مانند نوع محصول، مقدار و کیفیت، شیوه تحویل، قیمت یا فرمول قیمتگذاری و نحوه تسویه توافق میشود.
بسته به مدل قرارداد، خریدار ممکن است بذر، کود، خدمات فنی یا اعتبار موردنیاز کشاورز را نیز تأمین کند.
در ایران، این الگو میتواند برای کاهش فاصله میان تولید محصولات راهبردی و نیاز صنایع غذایی و فرآوری اهمیت داشته باشد.
گندم، دانههای روغنی و چغندرقند از جمله محصولاتی هستند که هماهنگی میان تولید و خرید آنها میتواند به برنامهریزی بهتر کارخانهها، مدیریت تأمین مواد اولیه و کاهش بخشی از عدمقطعیت بازار کمک کند.
با این حال، مزایا و چالشهای کشت قراردادی را نمیتوان صرفاً با تعداد قراردادهای منعقدشده یا سطح زیر کشت سنجید.
میزان تحویل واقعی محصول، سود خالص کشاورز، زمان پرداخت مطالبات و استمرار همکاری در فصلهای بعد، شاخصهای مهمتری برای ارزیابی عملکرد این طرح هستند.
کارنامه کشت قراردادی در گندم، دانههای روغنی و چغندرقند
در کشت قراردادی گندم، دسترسی به نهادههای موردنیاز، خدمات فنی و بازار خرید مشخص میتواند بخشی از نگرانی تولیدکننده را کاهش دهد.
با این حال، زمانی که خرید تضمینی یا سایر سازوکارهای حمایتی در کنار قرارداد وجود دارند، باید روشن باشد که قرارداد، چه مزیت اقتصادی اضافهای برای کشاورز ایجاد میکند.
در دانههای روغنی، اهمیت قرارداد به هماهنگی میان تولیدکننده، مراکز جمعآوری و کارخانههای روغنکشی وابسته است.
اگر تحویل محصول با تأخیر در پرداخت یا ابهام در قیمتگذاری همراه شود، انگیزه کشاورز برای تداوم تولید کاهش مییابد. کیفیت محصول، میزان روغن قابل استحصال و هزینه حمل نیز باید در محاسبات اقتصادی لحاظ شوند.
در چغندرقند، ارتباط میان زمان برداشت، ظرفیت کارخانههای قند، هزینه حمل و برنامه تحویل اهمیت ویژهای دارد.
قرارداد، زمانی کارآمد خواهد بود که علاوه بر تعیین تعهدات تولیدکننده، مسئولیت کارخانه در تحویلگیری بهموقع، اعلام معیارهای کیفیت و تسویه حساب را نیز مشخص کند.
البته ارزیابی قطعی کارنامه این سه محصول به دادههای قابل مقایسه درباره سطح قراردادها، میزان تحویل، مطالبات پرداختنشده و درآمد خالص کشاورزان نیاز دارد.
بدون این اطلاعات، نمیتوان درباره موفقیت یا شکست کلی کشت قراردادی در ایران حکم قطعی صادر کرد.
چرا کشاورزان خردهپا از کشت قراردادی استقبال نمیکنند؟
در یک مطالعه میدانی روی ۳۸۳ کشاورز در استان مرکزی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، اعتماد، آگاهی و نگرش کشاورزان از عوامل مؤثر بر تمایل آنان به پذیرش کشت قراردادی شناخته شدند.
از نگاه اقتصادی، چند عامل میتواند مشارکت کشاورزان کوچک را محدود کند:
- ابهام در قیمت نهایی: اگر قیمت قرارداد در مقایسه با هزینه تولید و گزینههای دیگر فروش جذاب نباشد، کشاورز انگیزهای برای پذیرش تعهد بلندمدت ندارد.
- تأخیر در پرداخت: کشاورزی که باید هزینه بذر، کود، سم، آب و دستمزد را تأمین کند، نمیتواند برای دریافت مطالبات خود مدت نامشخصی منتظر بماند.
- نامتوازنبودن تعهدات: اگر کشاورز برای تحویل محصول جریمه شود، اما برای تأخیر خریدار در پرداخت یا تحویلگیری ضمانت مشخصی وجود نداشته باشد، قرارداد از دید او پرریسک خواهد بود.
- محدودیت نقدینگی و وثیقه: کشاورزان خردهپا ممکن است به اعتبار کافی دسترسی نداشته باشند یا نتوانند تضمینهای موردنیاز شرکتها را فراهم کنند.
شواهد مربوط به کشت کلزای قراردادی نیز اهمیت این مشکلات را نشان میدهد. براساس مطالعهای منتشرشده درباره ترجیحات کشاورزان در قراردادهای فروش کلزا در ایران، در برنامه سال زراعی ۱۴۰۲–۱۴۰۳، از هدف اعلامشده برای کشت قراردادی کلزا تنها حدود ۲ درصد تحقق یافته بود.
این مطالعه، کمبود مشوقهای اقتصادی برای کشاورزان و انگیزه ناکافی شرکتهای مشارکتکننده را از موانع اجرای برنامه معرفی میکند.
این آمار به کل کشت قراردادی کشور قابل تعمیم نیست، اما نشان میدهد تعیین هدف و امضای تفاهمنامه، بهتنهایی برای توسعه پایدار این مدل کافی نیست.
مدلسازی مالی؛ راهکار عملی برای توسعه کشت قراردادی
برای افزایش مشارکت کشاورزان، لازم است قرارداد بر پایه محاسبه اقتصادی مزرعه طراحی شود. در این مدل، هزینه نهادهها، دستمزد، آب و انرژی، ماشینآلات، حملونقل، هزینه تأمین مالی و ریسک افت عملکرد باید در کنار درآمد احتمالی محصول بررسی شوند.
یک مدل مالی کارآمد میتواند بر چهار محور استوار باشد:
1. قیمتگذاری شفاف و منعطف: تعیین قیمت پایه همراه با فرمول تعدیل متناسب با تغییر هزینه نهادهها یا شرایط بازار، با رعایت ضوابط حمایتی مربوط به هر محصول.
2. تأمین مالی متناسب با فصل زراعی: پرداخت اعتبار نهاده در ابتدای فصل و تسویه مطالبات در مهلت مشخص، بهجای انتقال تمام فشار نقدینگی به کشاورز.
3. تقسیم منصفانه ریسک: پیشبینی سازوکار رسیدگی به خسارتهای ناشی از خشکسالی، حوادث خارج از کنترل طرفین و افت تولید، بدون نادیدهگرفتن مسئولیتهای قراردادی.
4. تجمیع کشاورزان خردهپا: مشارکت تعاونیها و تشکلهای تولیدی برای کاهش هزینه عقد قرارداد، تسهیل تأمین نهاده و تجمیع محصول در زمان تحویل.
در چنین چارچوبی، مزایا و چالشهای کشت قراردادی باید برای هر محصول و منطقه جداگانه سنجیده شود.
هزینه تولید گندم در یک منطقه کمآب با هزینه تولید چغندرقند در منطقه دارای صنایع قند یکسان نیست؛ بنابراین نسخه مالی واحدی برای همه محصولات کارآمد نخواهد بود.
کشت قراردادی؛ از توسعه کمّی تا پایداری اقتصادی
کشت قراردادی زمانی میتواند به تقویت زنجیره تأمین کشاورزی ایران کمک کند که منافع تولیدکننده و خریدار بهصورت همزمان دیده شود.
خریدار به محصول باکیفیت و تحویل قابل پیشبینی نیاز دارد و کشاورز به درآمد اقتصادی، پرداخت بهموقع و قرارداد قابل اتکا.
در نتیجه، معیار موفقیت نباید صرفاً تعداد قراردادها یا هکتارهای مشمول طرح باشد؛ بلکه باید سود خالص کشاورزان، میزان ایفای تعهدات، سرعت تسویه مطالبات و تداوم همکاری در سالهای بعد نیز اندازهگیری شود.
توسعه این الگو بدون شفافیت مالی، ضمانت اجرایی دوطرفه و دسترسی کشاورزان کوچک به اعتبار، ممکن است به افزایش تعهدات روی کاغذ محدود بماند.