هشدار کارشناسان: فروش پساب به نابودی آبخوانها میانجامد؟
فروش پساب به صنایع بدون محاسبه بیلان آب، میتواند به تخلیه شتابان سفرههای زیرزمینی و بحران فرونشست بینجامد؛ واکاوی خطاهای بازچرخانی آب در ایران.
ورود پساب شهری به تابلوی بورس انرژی و تجاریسازی فاضلاب تصفیهشده، در نگاه نخست یک بازی دوسربرد برای نجات دشتهای تشنه ایران بهنظر میرسد. صنایعی که سالها به برداشتهای غیرمجاز از منابع زیرزمینی متهم بودند، حالا خریدار رسمی آب بازیافتی شدهاند. اما این تمام ماجرا نیست؛ هشدارهای کارشناسی و گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد این معامله پرسود در غیاب یک حسابداری دقیق، میتواند تلهای پنهان برای منابع آب زیرزمینی باشد. آیا بازچرخانی آب بدون ارزیابی «بیلان هیدرولوژیکی»، بار دشتهای بحرانی را سبک میکند یا بر سرعت فرونشست زمین میافزاید؟
از تصفیهخانه تا تابلوی بورس؛ تجاریسازی آب در فلات مرکزی
کمآبی مزمن در فلات مرکزی و شرق کشور، مدیران را بهسمت توسعه بازار پساب سوق داده است. طی دو سال اخیر، میلیونها مترمکعب فاضلاب شهری در قالب قراردادهای مستقیم و معاملات بورس انرژی به صنایع واگذار شده است.
سیدمرتضی احتشامی، مدیرکل دفتر نظارت بر بهرهبرداری فاضلاب شرکت مهندسی آبفای کشور، این روند را ایجاد یک «منبع اقتصادی با درآمد پایدار» میداند؛ الگویی که در تجارب بانک جهانی برای کشورهایی چون مکزیک، برزیل و هند نیز دیده میشود. اما تفاوت بنیادین ایران با این کشورها در شکنندگی اقلیمی نهفته است: بیش از ۳۰۰ دشت کشور در وضعیت ممنوعه و بحرانی قرار دارند و هرگونه دستکاری در چرخه طبیعی آب، مستقیماً حیات آبخوان را نشانه میگیرد.
معمای بیلان آب؛ آب را از کدام «ظرف» برمیداریم؟
پرسش بنیادین این است: آیا فروش پساب ذاتاً پایدار است؟ مرکز پژوهشهای مجلس در پژوهشی پیرامون سیاستگذاری بازچرخانی آب، بر پاشنهآشیل این طرح دست میگذارد: بیلان آب.
بیلان آب همان ترازنامه حسابداری یک حوضه هیدرولوژیکی است؛ اگر ورودی کمتر از خروجی باشد، ورشکستگی آبی رخ میدهد. یک حوضه آبریز مانند ظرفی بسته عمل میکند. اگر آب از سفرههای زیرزمینی یک منطقه پمپاژ شود، مصرف گردد و پساب آن بهجای تزریق دوباره به همان سفره، بارگیری و به دشت یا صنعتی دیگر منتقل شود، ظرف مبدأ برای همیشه خالی میماند.
بازوی پژوهشی مجلس تأکید دارد که انتقال پساب میانحوضهای بدون پایش دقیق، تخلیه مخازن زیرزمینی را تشدید میکند.
نسخه واحد برای اقلیم متنوع جواب نمیدهد
متغیرهای پنهان در سفرههای زیرزمینی
دکتر حمیدرضا صفوی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان، نگاه تکبعدی به مدیریت پساب را رد میکند و معتقد است نباید با یک فرمول ثابت برای تمام کشور تصمیم گرفت: «نمیتوان کاهش بیلان آب را بهصورت پیشفرض به تمام نقاط تعمیم داد. در مناطقی با سطح ایستابی بسیار بالا، اگر پساب بازگردانده نشود یا منتقل نشود، مشکلات زیستمحیطی حادتری ایجاد میشود. حتی در زمان ایجاد شبکههای مدرن فاضلاب دیدیم که بهدلیل حذف چاههای جاذب سنتی، سطح آب زیرزمینی افت کرد. بنابراین تصمیمگیری نیازمند بررسی موقعیت لایههای زمین، نفوذپذیری خاک و ویژگی کیفی پساب است.»
خطای مهندسی در انتقال بینحوضهای
دکتر میرمسعود خیرخواه زرکش، پژوهشگر آب و هیدرولوژی، بر لزوم حفظ آب در زیستبوم مبدأ پافشاری میکند: «پساب باید در همان حوضهای که آب مصرف شده، بازچرخانی شود. انتقال بینحوضهای ملاحظات سنگین اکوسیستمی دارد. ما سالها در تهران معضل مازاد پساب و نبود برنامه مصرف داشتیم؛ درحالیکه میتوان با روشهای کمهزینه و دوستدار محیطزیست، مثل بندهای زیرزمینی، همین پساب تصفیهشده را دوباره به آبخوان تزریق کرد و افت سطح آب زیرزمینی را جبران نمود.»
تله توسعه صنعتی؛ آب اضافی یا جایگزین برداشتهای گذشته؟
بزرگترین ریسک پنهان در فروش پساب، بروز پدیدهای موسوم به «مصرف مضاعف» است. اگر صنعت پساب را صرفاً بهعنوان سهمیه جدیدی برای توسعه خطوط تولید خود به کار بگیرد و همزمان چاههای عمیق قبلی را از مدار خارج نکند، فشاری از روی سفرههای زیرزمینی برداشته نخواهد شد.
به باور کارشناسان، تا زمانی که کنتورهای هوشمند و تحویل حجمی آب در سراسر کشور بهصورت یکپارچه عملیاتی نشود، هر منبع جدیدی به افزایش مصرف دامن میزند. راهحل در سه محور مشخص خلاصه میشود:
- بستن بیلان هیدرولوژیکی برای هر دشت پیش از صدور مجوز واگذاری پساب؛
- پلمب یا تعدیل قطعی پروانههای چاه همزمان با تحویل پساب تصفیهشده به صنایع؛
- اولویتبخشی به تغذیه مصنوعی آبخوانها بهجای انتقال پساب به صنایع دوردست./ پیام ما