جنگ چگونه سوپرمارکتهای تهران را دگرگون کرد؟ روایت یک روز سخت
گزارش میدانی از تأثیر زمخت جنگ بر حال و هوای سوپرمارکتهای تهران؛ تغییر رفتار خرید، جهش قیمتها و فشار معیشتی بیسابقه بر خانوارهای شهری.
در روزهایی که جنگ سایه سنگینی بر اقتصاد انداخته، سوپرمارکتهای تهران نخستین صحنههایی هستند که تأثیر زمخت جنگ بر حال و هوای بازار را به وضوح نشان میدهند؛ از قفسههای خلوت و قیمتهای جهشی گرفته تا تغییر رفتار خرید مردم. روایت تازهای از تهرانِ جنگزده، از داخل فروشگاهها آغاز میشود.
تغییر رفتار مصرفکنندگان در سایه جنگ
فروشندگان مواد غذایی در تهران میگویند که تأثیر زمخت جنگ بر حال و هوای سوپرمارکتهای تهران کاملاً محسوس است.
معاملات کمعمق شده، خریدهای غیرضروری تقریباً حذف شده و خانوارها تنها برای تهیه ضرورتها وارد فروشگاهها میشوند؛ آن هم با خریدهای خرد و کاملاً احتیاطی.
فروشندگان توضیح میدهند که جهش قیمتها با آسیب به خطوط تولید برخی کارخانههای مواد غذایی، واحدهای بستهبندی و حتی تولید کود شیمیایی آغاز شد و حالا نگرانی مرغداران از کمبود نهادهها، رکود بیشتری به زنجیره تولید وارد کرده است.
قیمتهایی که هر روز تغییر میکند
مشاهدات میدانی از سوپرمارکتها نشان میدهد که قیمت بسیاری از کالاها طی ۴۰ روز جنگ افزایش چشمگیر داشته است:
- گوشت چرخکرده یککیلویی: از ۸۰۰ هزار به ۱.۱ میلیون تومان
- مرغ منجمد ۸۰۰ گرمی: از ۵۰۰–۵۵۰ هزار به ۸۰۰ هزار تومان
- برنج هاشمی یک کیلو: از ۴۰۰ هزار به ۵۰۰ هزار تومان (با افت کیفیت و مخلوط شدن با برنج خارجی)
- روغن مایع دو لیتری: حدود ۵۰۰ هزار تومان
- سه عدد موز: ۴۰۰ هزار تومان
- سه قلم شوینده ساده: یک میلیون تومان
این تغییرات، چهره سوپرمارکتها را دگرگون کرده و فضای روانی خرید را به شدت سنگینتر ساخته است.
بلاتکلیفی دوباره با توقف مذاکرات
به گفته فروشندگان، بلاتکلیفی اقتصادی در روزهایی که مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد متوقف شده، به نگرانی عمومی دامن زده و مردم را محتاطتر کرده است.
مشتریان میگویند هر روز قیمتها متفاوت است و نمیدانند فردا چه کالاهایی ارزان یا گرانتر میشود.
کاهش شدید فروش در سوپرمارکتهای تهران
یکی از جلوههای مهم تأثیر زمخت جنگ بر حال و هوای سوپرمارکتهای تهران، کاهش شدید فروش است.
فروشندگان بیان میکنند:
- فروش کالاهای بستهبندی کاهش یافته
- مردم به سراغ خریدهای فلهای و ارزانتر رفتهاند
- نان بستهبندی، تنقلات، مواد غذایی آماده و نیمهآماده تقریباً بدون مشتری شدهاند
- فروش لبنیات و برنج حتی در میان کالاهای ضروری هم کاهش قابل توجهی دارد
در گروه پروتئینی نیز وضعیت مشابهی دیده میشود:
- فروش گوشت قرمز و مرغ تا ۳۰ درصد کاهش
- فروش ماهی و میگو تقریباً نصف شده
- قیمت قزلآلا ۱.۵ کیلویی: ۹۰۰ هزار تا ۱.۲ میلیون تومان
- قیمت فیله قزلآلا: حدود یک میلیون تومان
- شنیتسل ۵۰۰ گرمی: ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان
جهش قیمت میوه و سبزیجات
میوهفروشیها نیز از موج گرانی بینصیب نماندهاند. قیمتهای فعلی:
- پرتقال تامسون جنوب: ۲۵۰ هزار تومان
- پرتقال آبگیری: ۹۰ هزار تومان
- سیب قرمز: ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار تومان
- سیب زرد: ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان
- خیار: ۵۵ تا ۶۵ هزار تومان
- توتفرنگی نیم کیلویی: ۲۰۰ هزار تومان
این ارقام نسبت به پیش از جنگ جهش قابل توجهی را نشان میدهد.
چرا قیمتها تا این اندازه اوج گرفتهاند؟
فروشندگان و کارشناسان چند دلیل اصلی را برمیشمرند:
- آسیب به کارخانههای لبنیات و صنایع غذایی
- کمبود خوراک دام و کاهش جوجهریزی
- افزایش قیمت کود شیمیایی و مواد بستهبندی
- همپوشانی موج گرانی با پیامدهای حذف ارز ترجیحی
این عوامل، همگی زمینهساز جهش قیمتها پیش از جنگ بودهاند و اکنون جنگ تنها بهعنوان یک محرک اضافی، سرعت تورم را بیشتر کرده است.
دادههای آماری چه میگویند؟
گزارش مرکز آمار از اسفند ۱۴۰۴ نشان میدهد:
- تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی: ۱۱۲.۵ درصد
- تورم سالانه: ۶۸.۳ درصد
- تورم ماهانه: ۸.۴ درصد (بسیار بالاتر از حد بحران ۲ درصدی)
در بین اقلام:
- روغن: تورم نقطهبهنقطه ۲۱۹ درصد
- نان و غلات: ۱۴۰ درصد
- ماهی و آبزیان: ۱۴۰ درصد
- گوشت سفید و قرمز: ۱۳۵ درصد
- سبزیجات: ۴۶.۴ درصد (کمترین رقم)
این دادهها نشان میدهد که افزایش قیمتها در جنگ تنها ادامه روندی بوده که از مدتها قبل آغاز شده است.
فشار معیشتی سنگین و کاهش قدرت خرید
حداقل حقوق کارگران در سال جدید ۱۶.۵ میلیون تومان است، اما قدرت خرید آنها بهشدت کاهش یافته.
طبق برآوردها، یک خانوار کارگری با کل حقوق ماهانه خود تنها میتواند مقدار محدودی از اقلام ضروری مانند برنج، گوشت، مرغ، روغن و میوه تهیه کند؛ جیرهای که برای یک ماه کافی نیست.
قطع گسترده اینترنت، کاهش درآمد مشاغل و موج تعدیل نیرو نیز فشار مضاعفی به زندگی شهری وارد کرده است.
آینده سوپرمارکتها؛ نامعلوم و نگرانکننده
فروشندگان میگویند مشخص نیست این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد. بازگشت به رونق سابق، نیازمند ثبات اقتصادی، بازسازی کارخانهها، ترمیم زنجیره تولید و بازگشت اعتماد عمومی است؛ مواردی که فعلاً چشمانداز روشنی برای آن دیده نمیشود.