راز بازی خطرناک تلآویو؛ چرا اسرائیل عاشق «نه جنگ، نه صلح» است؟
چرا اسرائیل وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را بهترین گزینه میداند؟ تحلیل سناریوهای بحران ایران، هزینههای جنگ و منافع تلآویو در تداوم تعلیق پرتنش.
در شرایطی که میانجیهای منطقهای برای مهار بحران و نجات خاورمیانه از لبه پرتگاه تلاش میکنند، در راهروهای امنیتی تلآویو محاسبات دیگری جریان دارد. بررسی رفتار استراتژیک اسرائیل نشان میدهد این رژیم نه ظرفیت پرداخت هزینههای یک جنگ فراگیر و فرسایشی را دارد و نه حاضر به پذیرش توافقی است که به بازسازی توان اقتصادی و دفاعی تهران منجر شود.
در این میان، یک فرمول طلایی و در عین حال خطرناک باقی میماند: «تعلیق پرتنش»؛ وضعیتی شناور میان آتش و صلح که بیشترین سود تاکتیکی و کمترین ریسک مستقیم را برای تلآویو به همراه دارد.
سهراهی سرنوشتساز در بحران ایران و آمریکا
پس از درگیریهای اخیر، شکنندگی آتشبس و بالا گرفتن تنشها در شاهراه حیاتی تنگه هرمز، معادله رویارویی تهران و واشنگتن بر سر یک سهراهی راهبردی قرار گرفته است:
-
سناریوی اول؛ توافق معتبر، پایدار و متوازن:
در این مدل، دیپلماسی فعال شده و کاهش تنشهای نظامی مستقیماً به رفع فشارهای اقتصادی، آزادسازی منابع مالی و تضمین امنیت انرژی گره میخورد. این سناریو به نفع ثبات منطقه و کاهش بار مالی آمریکاست، اما از نگاه تلآویو، هر توافقی که متضمن مهار بلندمدت برنامه موشکی و هستهای ایران نباشد و دست تهران را در اقتصاد باز بگذارد، یک «تهدید بالقوه» قلمداد میشود.
-
سناریوی دوم؛ لغزش به سوی جنگ تمامعیار:
فروپاشی کامل میز مذاکره یا بروز یک سوءمحاسبه دریایی و سایبری میتواند جرقه جنگی گسترده باشد. با این حال، ورود به این چرخه برای اسرائیل بدون هزینه نیست؛ تخلیه انبارهای گرانقیمت پدافندی، خطر موشکباران همزمان از چند جبهه منطقهای و شوک اقتصادی سنگین، جنگ فراگیر را به گزینهای پرریسک برای تلآویو بدل کرده است.
-
سناریوی سوم؛ برزخِ «نه جنگ، نه صلح»:
در این سناریو، خبری از توافق پایدار نیست، اما شیپور جنگ هم نواخته نمیشود. عملیاتهای سایبری محدود، فشارهای تحریمی و تنشهای مقطعی ادامه دارد؛ وضعیتی که کارشناسان آن را تعلیق پرتنش مینامند.
چرا تعلیق پرتنش مطلوبترین سناریو برای اسرائیل است؟
تحلیلگران معتقدند راهبرد تلآویو در مقطع کنونی، خرید زمان و فرسایش تدریجی رقباست. جذابیت سناریوی تعلیق پرتنش برای اسرائیل در چهار محور کلیدی خلاصه میشود:
- مهار هزینههای سنگین جنگ همزمان با تداوم فشار:اسرائیل بدون درگیر شدن در باتلاق جنگ منطقهای، از استمرار محدودیتهای اقتصادی و تجاری علیه ایران بهرهبرداری میکند.
- جلوگیری از بازسازی اقتصادی و دفاعی ایران:وقتی فضا نه کاملاً جنگی باشد و نه توافقی شکل بگیرد، منابع کشور به جای توسعه و احیای زیرساختها، ناچاراً صرف مدیریت ریسک و آمادگی دفاعی مداوم میشود.
- حفظ پایبندی و حضور نظامی آمریکا در منطقه:صلح پایدار توجه واشنگتن را از خاورمیانه کم میکند و جنگ هم هزینههای سیاسی سنگینی به آمریکا تحمیل میکند؛ اما تعلیق بحران، ارتش و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا را متعهد و مستقر در کنار تلآویو نگه میدارد.
- فرصتسازی برای ضربات اطلاعاتی و عملیات محدود:در سایه خاکستریِ نه جنگ، نه صلح، تلآویو میتواند بدون پذیرش مسئولیت یک جنگ رسمی، به اقدامات مقطعی امنیتی، سایبری و خرابکارانه دست بزند.
شکاف داخلی تلآویو؛ آیا برزخ تنش پایدار میماند؟
با وجود جذابیتهای تاکتیکی، کارشناسان تأکید دارند که سناریوی تعلیق پرتنش یک استراتژی تضمینشده یا مورد اجماع کامل در ساختار قدرت اسرائیل نیست. در تلآویو همواره سه دیدگاه در تقابل هستند: جناحی که فرسایش مستمر را میخواهد، جریانی که خواهان ضربه سنگین نهایی است، و نگاهی واقعبینتر که توافق کنترلشده را ترجیح میدهد.
علاوه بر این، حرکت روی لبه تیغِ «نه جنگ، نه صلح» خطرات ذاتی خود را دارد؛ کوچکترین اشتباه محاسباتی یا رویداد غیرمترقبه در خلیج فارس، میتواند این برزخ کنترلشده را به یک انفجار غیرقابلکنترل تبدیل کند.
چرا عبور از دام «تعلیق پرتنش» برای منطقه حیاتی است؟
تداوم این تعلیق اگرچه برای ماشین امنیتی تلآویو یک مزیت تاکتیکی به همراه دارد، اما تهدیدی دائمی علیه اقتصاد و ثبات کل منطقه است. هرچه بحران بیشتر در نقطه انجماد باقی بماند، زمینه برای اخلالگری و بازگشت شوکآور به میدان نبرد بیشتر خواهد شد.
تنها مسیر برونرفت از این چرخه فرسایشی، دستیابی به یک توافق مرحلهای، دارای راستیآزمایی دقیق و متضمن منافع واقعی است؛ توافقی که امکان سودجویی از تنشهای بیپایان را از بازیگران اخلالگر سلب کند.