افشاگری اصولگرایان؛ برنامه اصلی ترامپ جنگ نیست؟
افشاگری روزنامه اصولگرا نشان میدهد برنامه اصلی ترامپ جنگ با ایران نیست. چرا آمریکا از درگیری نظامی میترسد؟ تحلیل کامل این سناریو.
در حالی که تهدیدهای لفظی واشنگتن علیه ایران شدت گرفته، یک افشاگری تازه از سوی یک روزنامه اصولگرا، روایت متفاوتی از پشتپرده سیاست آمریکا ارائه میدهد؛ روایتی که میگوید برنامه اصلی ترامپ نه جنگ، بلکه نگهداشتن سایه تهدید است.
افشاگری روزنامه اصولگرا درباره برنامه اصلی ترامپ
اخبار سبز کشاورزی؛ روزنامه خراسان با اشاره به هزینههای سنگین هرگونه درگیری نظامی برای آمریکا، تأکید کرده است که واشنگتن بیش از آنکه بهدنبال آغاز جنگ باشد، تلاش میکند تهدید را «واقعی و فعال» نگه دارد، بدون آنکه وارد نبردی شود که پایان آن قابل پیشبینی و کنترل نیست.
این تحلیل در شرایطی مطرح میشود که دونالد ترامپ از اعزام یک «آرمادا» به منطقه سخن گفته و همزمان ابراز امیدواری کرده که نیازی به استفاده از آن نباشد؛ جملهای دوپهلو که دقیقاً با منطق برنامه اصلی ترامپ همخوانی دارد.
تقابل تصمیمها؛ تهدید واقعی یا جنگ واقعی؟
در سوی مقابل، یک مقام ارشد ایرانی در گفتوگو با خبرگزاری رویترز تصریح کرده است که هرگونه حمله، با هر عنوان و در هر سطحی، از نگاه تهران «جنگ تمامعیار» تلقی خواهد شد و ایران برای بدترین سناریوها در آمادهباش کامل قرار دارد.
قرار گرفتن این دو موضع در کنار هم، تصویر روشنی میسازد:
- آمریکا میخواهد تهدید را زنده نگه دارد
- ایران میخواهد هزینه هر «ضربه محدود» را از ابتدا تا سطح یک «جنگ بزرگ» بالا ببرد
نتیجه این تقابل، افزایش بازدارندگی و محدود شدن گزینه نظامی است؛ دقیقاً همان نقطهای که برنامه اصلی ترامپ در آن متوقف میشود.
شروطی که مسیر مذاکره را میبندد
بر اساس اطلاعات منتشرشده در روزنامه خراسان، ایالات متحده چهار پیششرط اصلی را برای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده است؛ شروطی که عملاً امکان مصالحه را از بین میبرد:
- تعطیلی کامل برنامه هستهای و تحویل تمام مواد غنیشده
- محدودیت برد و تعداد موشکهای بالستیک
- قطع حمایت از گروههای مقاومت منطقهای
- خلع سلاح حزبالله لبنان و به رسمیت شناختن اسرائیل
به گفته منابع آگاه، این مطالبات نه چارچوب مذاکره، بلکه تحمیل یکجانبه خواستههاست؛ اقدامی که بیش از توافق، بوی تشدید تقابل میدهد.
موضع ایران؛ آمادگی برای بدترین سناریو، بدون بستن در دیپلماسی
همزمان، این گزارش تأکید میکند که ایران با وجود آمادگی کامل برای بدترین سناریوها، اصل مذاکره را رد نکرده و بارها اعلام کرده است که مسیر دیپلماسی، در صورت احترام متقابل و کنار گذاشتن فشار و تهدید، همچنان باز است.
با این حال، نوع شروط آمریکا این پیام را مخابره میکند که برنامه اصلی ترامپ بیش از آنکه معطوف به توافق باشد، بر افزایش فشار و مدیریت بحران متمرکز است.
چرا ترامپ از جنگ میترسد؟
تحلیل خراسان سه عامل اصلی تردید ترامپ برای ورود به جنگ را برجسته میکند:
۱. ریسک جنگ طولانی و غیرقابل پیشبینی
تجربه دو دهه جنگ پرهزینه در خاورمیانه، حساسیت جامعه آمریکا را نسبت به درگیریهای بدون خروجی روشن افزایش داده است.
۲. هزینههای سنگین سیاست داخلی
هر درگیری نظامی میتواند به تلفات انسانی، بحران انرژی و افزایش قیمتها منجر شود؛ هزینهای که مستقیماً به سیاست داخلی و انتخابات آمریکا منتقل میشود.
۳. ابهام پاسخ ایران
نامشخص بودن نوع و سطح پاسخ ایران، مهمترین عامل بازدارنده است؛ همان «ابهام سازنده» که ستون اصلی بازدارندگی محسوب میشود.
رؤیای «ضربه بدون هزینه»؛ توهم تصمیمسازان آمریکایی
در ادبیات نظامی آمریکا، دو اصل تکرار میشود: تلفات صفر و خسارت حداقلی.
اما این تصور، در جغرافیای ایران و محیط امنیتی پیرامون آن، بهسختی قابل تحقق است. چرا که هر «ضربه محدود» میتواند بهسرعت به هزینهای بزرگ تبدیل شود؛ سناریویی که با منطق برنامه اصلی ترامپ در تضاد کامل است.
چرا حمله نظامی میتواند نتیجه معکوس بدهد؟
یکی از مهمترین محاسبات ترامپ، وضعیت داخلی ایران است. تجربه نشان داده هرگونه تهدید خارجی میتواند به افزایش انسجام ملی منجر شود؛ بهویژه زمانی که جامعه، تهدید را متوجه تمامیت کشور بداند.
در چنین شرایطی، حمله نظامی نهتنها نقش «ضربه نهایی» را ایفا نمیکند، بلکه میتواند آمریکا را وارد یک جنگ سخت، طولانی و پرهزینه کند.
نگرانی متحدان آمریکا از آتشی که مهار نشود
گزارشهایی مانند تحلیل روزنامه گاردین نشان میدهد که متحدان آمریکا نیز نگران گسترش بحران هستند. خروج درگیری از کنترل، میتواند امنیت انرژی، اقتصاد منطقه، پایگاههای نظامی و حتی ثبات دولتها را با خطر جدی مواجه کند.
از نگاه اسرائیل نیز، مسئله فقط آغاز جنگ نیست، بلکه توان ادامه دادن آن و تحمل هزینههایش است؛ جایی که جنگ فرسایشی، فشار اقتصادی و افکار عمومی را بهشدت افزایش میدهد.
بر اساس این افشاگری، برنامه اصلی ترامپ نه آغاز جنگ، بلکه بازی در لبه تهدید است؛ راهبردی که میخواهد فشار را حفظ کند، بدون آنکه وارد مسیری شود که پایانش از کنترل خارج شود. اما این بازی خطرناک، بیش از هر زمان دیگری به یک اشتباه محاسباتی وابسته است.