درسهای جنگ رمضان؛
تجربههایی که تابآوری ایران را بهشدت افزایش داد
تحلیلی از جنگ رمضان و مقایسه آن با جنگ ۱۲روزه؛ بررسی آمادگی ایران، پاسخ سریع، راهبردهای نظامی، نقش کشورهای همسایه و تجربههایی که موجب افزایش تابآوری و دقت راهبردی ایران شد.
در مقابل جنگ ۱۲روزه که حدود ۱۳ ساعت طول کشید تا ایران نخستین پاسخ را به حملات نظامیان اسرائیلی بدهد، پاسخ دادن در جنگ رمضان با وجود آنکه فرمانده کل قوا، فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه و… به شهادت رسیده بودند، ظرف کمتر از دو ساعت و بهطور گسترده انجام گرفت. حتی مقامات نظامی در تلآویو و سنتکام نیز انتظار نداشتند که نخستین پاسخ ایران با چنین حجمی و با این سرعت انجام گیرد.
این غیرمنتظره بودن از جانب حملهکنندگان از آنرو بود که نظامیان آمریکایی و اسرائیلی با مقیاسهای خود رفتار ایران را تحلیل و ارزیابی میکردند و به همین دلیل برخی رفتارهای کشورمان برای آنان غیرقابل باور یا دستکم غیرمنتظره و ناآشنا بود. همین مسئله تا حد زیادی نظامیان آمریکایی و اسرائیلی را در مورد ایران و پاسخهایش غافلگیر کرد.
البته رویه آرایش نظامی و حضور نظامیان آمریکایی در نزدیکی مرزهای آبی ایران و نیز مانورهایی که طی هفتههای پیش از جنگ توسط اسرائیل در داخل و خارج از خاک آن انجام شده بود، برای ناظران بینالمللی و برای مقامات سیاسی ـ نظامی ایران تردیدی باقی نگذاشته بود که جنگ حتماً رخ خواهد داد.
گفته میشود در هفتههای پیش از جنگ، برخی جنگندههای اسرائیلی حتی به داخل خاک کشورمان نفوذ کرده و عملیاتهای شناسایی را در تهران انجام داده بودند.
از این بابت میتوان تصور کرد که راهبردنویسان نظامی در تهران حتماً میدانستند که تقریباً همهچیز برای انجام حمله نظامی گسترده ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آماده شده و مراحل آغاز حمله در دستور اقدام است.
اگر به سخنان ایرانیان در تریبونهای گوناگون توجه شود، این نکته که حتی در سخنان رهبر شهید نیز بهطور تلویحی حتمی بودن آغاز جنگ مورد توجه و تأیید واقع شده، مشاهده میشود. از همینرو بود که رهبری شهید در سخنانی هشدارآمیز به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس اعلام کرده بودند که جنگ احتمالی، جنگی منطقهای خواهد بود و به ایران محدود نخواهد شد.
از این بابت چندان جای تعجب نیست که ایران راهبرد خویش را در صورت آغاز حمله به کشورمان تدوین و نهایی کرده بود. در واقع برخلاف حمله اول و آغاز جنگ ۱۲روزه، در آغاز حمله به ایران در جنگ رمضان هیچکس غافلگیر نشد، هرچند زمان شروع این جنگ برای بسیاری از مقامات کشورمان قابل پیشبینی نبود. به لحاظ حقوق بینالملل، آنچه جنگ ۱۲روزه را متوقف کرد دستور ترامپ بود و هیچگاه میان ایران و اسرائیل قرارداد ترک مخاصمه امضا نشد و به همین دلیل نمیتوان جنگ ۱۲روزه را پایانیافته تلقی کرد.
یعنی از منظر حقوقی نیز ایرانیان میدانستند جنگی که پایان نیافته باشد ممکن است روزی ادامه پیدا کند و با قرائن مهمی که وجود داشت، از جمله همین آرایش نظامی آمریکاییها در خلیج فارس، ایرانیان دریافته بودند که رسیدن آن روز بسیار نزدیک است.
گمان میرود که از خرداد تا اسفندماه گذشته، رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی بهنحو مؤثر و هدفمندی خود را برای آغاز جنگ مجدد آماده میکردند.
گفته میشود که در این مدت نظامیان ایرانی بانک اهداف خویش را برای انجام حملههای مؤثرتر، دقیقتر و مهلکتر تکمیل کرده بودند. نگارنده از منابعی شنیده بود که سرلشکر نصیرزاده در این ماهها فقط چند روز در ماه در تهران بهسر میبرده و در تمام مدت برای روزآمد کردن و اجرای تدابیر دفاعی در استانهای گوناگون حضور داشته است.
برخلاف جنگ ۱۲روزه، اینبار کشورمان مسئولیت کشورهای همسایه در عدم همراهی و مشارکت در حمله به ایران را بهطور عملی به اطرافیان و پایگاههای نظامی مستقر در این کشورها یادآوری کرد.
در نخستین حمله اسرائیل علیه ایران و در حالی که اکثر کشورهای همسایه همکاریهای مؤثری در این حملات علیه کشورمان انجام دادند، ایران از این همکاریهای مؤثر چشمپوشی کرد و هیچ پاسخی به این اقدامات خصمانه نداد؛ حداقل همکاری کشورهای همسایه در اینباره در اختیار گذاشتن آسمان کشورهایشان بود و جنگندههای ایالات متحده و اسرائیل برای ورود به ایران یا خروج از آسمان کشورهای پاکستان، عراق، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، آذربایجان و… بهره بردند. این همکاری به حدی مؤثر بود که اگر انجام نمیگرفت، حمله به مناطق ایران عملاً امکانپذیر نبود.
در جنگ رمضان، همانگونه که رهبر شهید پیش از این تأکید کرده بود، این همکاریها تنبیه شد و ایران به پایگاههای ایالات متحده و مقرهای اسرائیل در کشورهای اطراف حمله کرد. ایران حملات را تنها به تأسیسات نظامی ـ امنیتی ایالات متحده و اسرائیل محدود نکرد، بلکه تأسیسات اقتصادی، بهویژه تجهیزات و کارخانههای انرژی کشورهای منطقه که در آنها آمریکا و اسرائیل نیز سهم داشتند، از این حملات بینصیب نماندند.
این امر تفسیری دقیق از منطقهای شدن جنگ در خلیج فارس مطرح کرد؛ تفسیری که البته از منظر حقوق بینالملل و منشور ملل متحد نیز توجیه عقلانی و حقوقی داشت.
به نسبت جنگ ۱۲روزه، ایران جنگ حاضر را هوشمندانهتر، عاقلانهتر، سریعتر و دقیقتر آغاز کرد و با برنامهریزی بهتر و راهبردیتر ادامه داد. میتوان گفت که جنگ ۱۲روزه برای کشورمان تجربههای راهبردی بینظیری به همراه داشته است؛ تجربههایی که نظامیان و سیاسیون ایرانی بهخوبی از آن بهره بردند و در اداره جنگ، این تجربهها و نتایج عملی استفاده از آنها تأثیر مهمی در تابآوری کشورمان در نزاع اخیر داشته است.