خبر فوری
شناسه خبر: 55534

آرزوهایی که دود شد؛ چگونه مخالفان جمهوری اسلامی بازنده شدند

بررسی ناکامی جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی در تکیه بر قدرت‌های خارجی برای براندازی؛ تحلیل چرایی شکست استراتژی‌های این گروه‌ها در پی تحولات اخیر و تغییر رویکرد آن‌ها پس از ناامیدی از مداخلات نظامی.

آرزوهایی که دود شد؛ چگونه مخالفان جمهوری اسلامی بازنده شدند

ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی، اعم از سلطنت‌طلبان و طرفداران سایر گروه‌های مسلح و غیرمسلح (مانند پژاک، مجاهدین خلق، جیش‌العدل و…)، چه آنان که ساکن ایران‌اند و چه کسانی که در کشورهای همسایه، اروپا یا آمریکای شمالی زندگی می‌کنند، از بزرگ‌ترین بازندگان تحولات پیرامون تنش میان ایالات‌متحده و اسرائیل با ایران محسوب می‌شوند؛ چرا که با وجود تمامی این تنش‌ها، جمهوری اسلامی همچنان پابرجا باقی ماند.

تقریباً تمام مخالفان جدی جمهوری اسلامی، حتی کسانی که سقف فعالیت‌شان در مسیر تخریب یا براندازی، محدود به پخش شایعات و نشر اطلاعات بی‌منبع در دورهمی‌ها بود، امیدوار بودند که حمله‌ی بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان، با همراهی خشن‌ترین نیروی نظامی منطقه علیه ایران، به سقوط حتمی و سریع حاکمیت منجر شود. به‌ویژه در جریان ناآرامی‌های دی‌ماه، همین مخالفان با شور و هیجان از مقامات کاخ سفید و به‌ویژه دونالد ترامپ می‌خواستند که حمله به ایران را تسریع و عملیاتی کند. آنان تصور می‌کردند همان‌طور که ترامپ در جریان جنگ ۱۲روزه مدعی شده بود، مقامات ارشد ایرانی هدف حمله قرار می‌گیرند و نظام فعلی کشور به‌سرعت فرو می‌پاشد.

حتی مخالفانی مانند سازمان مجاهدین خلق، از احتمال فروپاشی نظام در اثر حمله‌ی ایالات‌متحده و اسرائیل استقبال می‌کردند، چرا که زمینه را برای سهم‌خواهی از قدرت در ایران برای خود مهیا می‌دیدند. از همین رو، تقریباً تمامی مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور، از این حمله حمایت و ابراز خشنودی کردند؛ زیرا گمان می‌بردند ادعای ترامپ مبنی بر فروپاشی نظام در چند روز محقق خواهد شد و پس از آن می‌توانند بر سر تقسیم قدرت با یکدیگر مصالحه یا منازعه کنند.

با این حال، پیش‌بینی‌ها درست از آب درنیامد. اگرچه تا پیش از آتش‌بس، مخالفان جمهوری اسلامی هر روز وعده می‌دادند که حمله‌ی سهمگین آمریکا علیه ایران آغاز و ضربات نابودکننده‌ای به نظام وارد خواهد شد، اما با برقراری رسمی آتش‌بس توسط ترامپ، امیدها برای نابودی جمهوری اسلامی کمرنگ شد. با وجود این، مخالفان همچنان ابراز اطمینان می‌کردند که با پایان ضرب‌الاجل تعیین‌شده برای حصول توافق، هیچ تفاهمی میان آمریکا و ایران برقرار نخواهد شد و ترامپ تهدیدهای خود مبنی بر حملات ویرانگر را عملیاتی خواهد کرد.

گذشت زمان، رفته‌رفته امید مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را کاهش داد. اکنون دیگر کسی در ایران یا خارج از کشور منتظر نیست که ترامپ جمهوری اسلامی را براندازی کرده و کشور را به مخالفان تقدیم کند. از این‌رو، مخالفانی که روزی پیروزی خود را به یاری دونالد ترامپ قریب‌الوقوع می‌دیدند و در انتظار نشستن بر اریکه‌ی قدرت بودند، اکنون به این امید بسته‌اند که مقامات جمهوری اسلامی در برابر ترامپ کوتاه بیایند و با نشان دادن ضعف، پیروزی را نصیب کاخ سفید و در نهایت همین مخالفان کنند.

جالب است که اکنون نیز، با وجود عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ در برابر جمهوری اسلامی و عملی نشدن تهدیدهای او، مخالفان به‌ویژه در خارج از کشور، همچنان امیدوارند که اسرائیل مستقل از ایالات‌متحده و برای تأمین منافع خویش، به جمهوری اسلامی حمله و آن را سرنگون کند. این دسته از مخالفان در توجیه امیدواری خود توضیح می‌دهند که منافع ایالات‌متحده با اهداف اسرائیل در قبال ایران ماهوی متفاوت است و تل‌آویو، از آنجا که حکومت تهران را دشمن وجودی خود می‌داند، چاره‌ای جز نابودی آن ندارد. آنان برای اثبات این مدعا به سخنان بنیامین نتانیاهو و روسای قدیم و جدید موساد در مراسم تودیع و معارفه‌شان استناد می‌کنند و می‌گویند که تاکید این مقامات بر نابودی جمهوری اسلامی، نشان‌دهنده‌ی اراده‌ی جدی اسرائیل برای حذف حکومت فعلی ایران از خاورمیانه است.

مخالفان جمهوری اسلامی، به‌ویژه کسانی که در کشورهای غربی دارای مناصب دولتی، پارلمانی یا رسانه‌ای هستند، با توسل به همین اراده‌ی ادعایی، برای تحریک اسرائیل جهت افزایش تقابل با جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند. آنان می‌گویند به همان اندازه که ممکن است منافع ترامپ با منافع مخالفان فاصله داشته باشد، منافع نتانیاهو به اهداف آن‌ها نزدیک‌تر است و می‌تواند با پشتیبانی همین مخالفان، براندازی جمهوری اسلامی را برنامه‌ریزی و محقق کند.

این مخالفان برای توجیه تلاش جهت ورود مستقیم اسرائیل به میدان، به تشدید روایت‌سازی از حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ روی آورده و آن پرونده‌ی تلخ را نبش قبر کرده‌اند. به‌ویژه سلطنت‌طلبان که در هفته‌های گذشته مراسم‌هایی در شهرهای اروپایی برگزار کرده و رهبران‌شان در برخی پایتخت‌ها با خبرنگاران و فراکسیون‌های پارلمانی دیدار کرده‌اند، با بازخوانی رویدادهای دی‌ماه، درصدد تحریک افکار عمومی و مقامات غربی برای تحت فشار قرار دادن حکومت ایران هستند. اما از آنجا که این اقدامات توفیق چندانی نداشته، بخش‌های رسانه‌ای سلطنت‌طلبان در گام جدید خود به صداگذاری روی فیلم‌ها و کلیپ‌های منتسب به ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ متوسل شده‌اند.

البته مشخص نیست که کلیپ‌های منتشرشده لزوماً مربوط به وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه باشد؛ برای مثال، در کلیپ‌هایی که ادعای به رگبار بستن معترضان را مطرح می‌کنند، مشخص نیست چرا حاضران در صحنه هیچ واکنشی برای فرار نشان نداده و در همان خیابان به قدم زدن مشغول‌اند. همچنین، این رسانه‌ها متن‌هایی را منتشر می‌کنند که مدعی‌اند به دلیل امنیت گوینده، توسط هوش مصنوعی بازخوانی شده است؛ در حالی که متن‌های قرائت‌شده توسط هوش مصنوعی می‌تواند به‌سادگی توسط هر کسی، از جمله دست‌اندرکاران همان رسانه‌ها، نوشته شده باشد.

به هر حال، چه سلطنت‌طلبان و چه سایر گروه‌ها مانند مجاهدین خلق، نه می‌خواهند و نه می‌توانند شکست خود در پروژه براندازی جمهوری اسلامی را بپذیرند. با این حال، غم‌انگیزترین موقعیت متعلق به همین گروه‌هاست؛ کسانی که روزی تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد قدرت‌های بزرگ چیدند و اکنون با هدف قرار گرفتنِ آن سبد توسط واقعیت‌های سیاسی، شاهد شکستن داشته‌های خود هستند.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای