تأثیرات منطقه ای جنگ ایران و چشمانداز امنیت غذایی افغانستان
جنگ ایران چه تأثیری بر امنیت غذایی افغانستان دارد؟ در این تحلیل تخصصی، بحران واردات، افزایش تورم و فشار بر خانوارها در شرایط محصور در خشکی بررسی شده است
مرحوم دکتر نجیب اله همواره در دکترین ملی افغانستان نقش امنیت غذایی را پر رنگ می دانست. سیستمهای غذایی در سراسر افغانستان ازسی سال قبل تحت فشار بودند. سالها درگیری داخلی و جنگ با نیروهای شوروی و ائتلاف غرب به زمینهای کشاورزی آسیب رسانده، کشاورزی را مختل کرده و جوامع روستایی قومیت های متنوع را به بحران نزدیکتر کرده است. اما شوک اخیر خطر تعمیق این فشار را به همراه دارد، چون بسیاری از مردم فضای کمی برای جذب آن داشتند.
جنگ برای ایجاد گرسنگی نیازی به نابودی تمام مزارع ندارد. افزایش هزینههای سوخت، مسدود شدن مسیرهای کشتیرانی، اختلال در کمکرسانی و فروپاشی زیرساختها میتواند کافی باشد. جنگ پرهزینه است، و نه فقط برای دولتها، در مناطق جنگی، غیرنظامیان اغلب بیشترین هزینه را متحمل میشوند. برای کشاورزان، این میتواند به معنای افزایش هزینههای کود، سوخت، تأخیر در حمل و نقل و دشواری دسترسی به منابع مورد نیاز برای ادامه تولید مواد غذایی باشد. برای خانوارها، این اختلالات اغلب ابتدا در هزینه نان، روغن پخت و پز، خوراک دام و سایر کالاهای اساسی احساس میشود. ناامنی غذایی فقط با از بین رفتن محصولات کشاورزی آغاز نمیشود. این ناامنی زمانی آغاز میشود که قیمت سوخت افزایش یابد، مسیرهای کشتیرانی بسته شوند، غرفههای نایاب شوند و خانوادهها دیگر نتوانند از پسِ خرید آنچه به بازار میرسد، برآیند.سیستمهای غذایی شامل همه چیز از بذر و آبیاری گرفته تا بنادر، حمل و نقل جادهای، سردخانهها، بازارها و تحویل کمکها به فقرا میشود. جنگ میتواند هر حلقهای از این زنجیره را مختل کند.
جنگ با ایران و اختلال در تنگه هرمز، فشار تازهای را به منطقه ای وارد کرده است که میلیونها نفر پس از سالها جنگ با خشونت متحجرین طالبان، مستاصل و آسیبپذیر تر از همیشه بوده اند. چون ایران تنها یک همسایه ساده نیست بلکه خانه دوم افغان ها طی نیم قرن گذشته بوده است.
این تنگه یکی از مهمترین گلوگاههای کشتیرانی جهان است که انرژی، کود و کالاهایی را که سیستمهای غذایی به آن وابسته هستند، جابجا میکند. سال2025، این تنگه به طور متوسط روزانه 20 میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی را حمل میکرد که حدود 25 درصد از تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل میداد. حال این جنگ با حمله آمریکا و صهیونیست های اسرائیلی به ایران، تأمین مواد غذایی و سایر اقلام کلیدی افغانستان را مختل کرده و خطرات واردات و فشارهای قیمتی را به شدت افزایش داده طرفه اینکه وابستگی شدید افغانستان به واردات، شوکها را تشدید نموده و خانوارها را در برابر اختلالات تجاری و سوختی به شدت آسیبپذیر ساخته است. در کنار این تحولات عمیق، تنشهای اقلیمی و افزایش تقاضای بازگشت آوارگان، خطرات را تشدید کرده و بحران شدید امنیت غذایی را که از قبل هم شدید بوده، بدتر میکند. در افغانستان همه اعتقاد دارند که جنگ ایران باعث افزایش قیمت انرژی، افزایش خطرات کشتیرانی و بیمه و اختلال در مسیرهای کلیدی تجاری شده و فشار بر زنجیرههای تأمین جهانی را افزایش داده است.
با ادامه این پیامدهای اقتصادی، وضعیت اسفناک افغانستان خطرات جدی ناشی از این درگیری را برای اقتصادهای منطقهای و امنیت غذایی نشان میدهد. از نگاه کارشناسان، افغانستان ممکن است از نظر آسیبپذیریهای متعدد در برابر این نیروها منحصر به فرد باشد. این کشور، همراه با سایر اقتصادهای محصور در خشکی منطقه، نه تنها برای واردات، بلکه برای ایفای نقش به عنوان کریدورهای ترانزیتی ضروری که بازارهای داخلی را به مسیرهای تجارت دریایی و تأمینکنندگان جهانی متصل میکنند، به کشورهای خلیج فارس و ایران متکی است. اختلالاتی که بر این گرهها تأثیر میگذارند، تهدیدی فوری برای دسترسی جهانی به غذا ایجاد می کنند، همچنان فراتر از جغرافیای شان گسترش مییابند و دسترسی، هزینه و قابلیت اطمینان به منابع غذایی را در اقتصادهای پاییندستی که فاقد مسیرهای تجاری جایگزین یا حائلهای داخلی هستند، شکل میدهند. در همین حال، چالشهای داخلی کشور، از جمله تأثیرات ناشی از تغییرات اقلیمی بر کشاورزی و طی دو سال گذشته، بازگشت تقریباً ۵.۲ میلیون نفر - معادل حدود ۱۰٪ از کل جمعیت کشور - فشار بیشتری را بر تأمین مواد غذایی و قیمتها وارد میکند.
وابستگی به واردات و مختل شدن مسیرهای تجاری
افغانستان نمونه ای منحصربه فرد و حاد از وابستگی به واردات است. این کشور بهعنوان کشوری محصور در خشکی با ظرفیت صنعتی و کشاورزی محدود، برای تأمین نیازهای اولیه مصرفی خود به شدت به بازارهای خارجی متکی است. طبق دادههای اداره ملی آمار و اطلاعات افغانستان (NSIA)، واردات تقریباً 66 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد که نشان دهنده وابستگی عمیق ساختاری به تجارت فرامرزی است. در چنین ساختار اقتصادی، حتی اختلالات متوسط در تجارت منطقهای یا افزایش قیمتهای جهانی نیز بهسرعت به بازارهای داخلی منتقل میشود و پیامدهای مستقیمی برای رفاه خانوارها خواهد داشت. شوکهای اخیر، این وابستگی ساختاری را از قبل آزمون کرده بودند. بسته شدن گذرگاههای مرزی با پاکستان در نوامبر ۲۰۲۵، محدودیتهای فوری عرضه را در بازارهای افغانستان ایجاد کرد. پاکستان مدتهاست که به عنوان یکی از شرکای تجاری و گذرگاههای اصلی افغانستان عمل میکند - تقریباً ۱۳٪ از کل واردات و تقریباً ۲۷٪ از واردات مواد غذایی و کشاورزی را به خود اختصاص داده است. این اختلال، فشارهای قیمتی را در زمانی که قدرت خرید خانوارها از قبل محدود شده بود، تشدید کرد.
در شرایط عادی، ایران با گسترش صادرات به افغانستان و تسهیل دسترسی به مسیرهای تجاری جایگزین، تا حدودی این اختلالات را جبران میکند. ایران بزرگترین شریک تجاری افغانستان است و تجارت دوجانبه سالانه بیش از ۳.۲ میلیارد دلار است که تقریباً ۳۰٪ از کل واردات و حدود ۱۵٪ از واردات مواد غذایی را تشکیل میدهد.
اما وقوع جنگ در 9 اسفند باعث شد ایران محدودیتهای گستردهای بر صادرات مواد غذایی اعمال کند تا بتواند منابع داخلی را حفظ کند. بنابراین، افغانستان اکنون با محدودیتهای همزمان در عرضه از دو منبع مهم خود مواجه است که در مجموع بیش از ۴۲ درصد از واردات مواد غذایی آن را تشکیل میدهند (شکل ۱).
شکل ۱

آنچه این تصویر را پیچیدهتر میکند این است که این اختلالات فراتر از تجارت مستقیم دوجانبه است. ایران و پاکستان همچنین به عنوان کریدورهای ترانزیتی حیاتی برای واردات از کشورهای ثالث، از جمله امارات متحده عربی و هند، عمل میکنند. بنابراین، محدودیتهای موجود در این مسیرها، دسترسی افغانستان به طیف وسیعتری از تأمینکنندگان جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده و فشارها بر بازارهای مواد غذایی داخلی را تشدید کرده است.
فشارهای تورمی
این فشارها باعث تورم قیمت مواد غذایی شده است. محدودیتهای پاکستان پیش از شروع درگیری ایران، قیمت کالاهای کلیدی را افزایش داده بود. دادههای هفتگی قیمت بازار برنامه جهانی غذا (WFP) نشان میدهد که قیمت برنج، دومین کالای اساسی در افغانستان که عمدتاً از پاکستان تهیه میشود، در هفته اول ژانویه 2026 در مقایسه با اکتبر 2025، قبل از بسته شدن مرز، 33 درصد افزایش یافته است. حتی کالاهای وارداتی مانند گندم و روغن پخت و پز که از پاکستان تهیه نمیشوند، به ترتیب افزایش قیمت تقریباً 17 و 19 درصدی را ثبت کردهاند که نشان دهنده اثرات جایگزینی و هزینههای حمل و نقل بالاتر مرتبط با مسیرهای تجاری جایگزین طولانیتر و گرانتر است. طبق گزارشها، واردات از طریق کریدورهای ایران ادامه داشته است، اما با حجم کمتر تا پایان ماه اسفند، به این معنی که قیمتهای بازار هنوز به طور کامل تأثیر محدودیتهای صادراتی ایران را منعکس نکردهاند. در این زمینه، هرگونه اختلال بیشتر در تجارت یا هرگونه افزایش در قیمت سوخت، فشارهای هزینه را بیشتر میکند و مسیر صعودی قیمت مواد غذایی را تقویت میکند. نکته قابل توجه این است که ایران منبع اصلی سوخت برای افغانستان است. در حالی که صادرات نفت ایران رسماً محدود نشده است، قیمت سوخت داخلی در افغانستان در هفته اول آوریل در مقایسه با سطح قبل از درگیری تقریباً 9 درصد افزایش یافته است که نشان دهنده افزایش گسترده قیمت جهانی انرژی است. در طول جنگ فشارهای تورمی فراتر از بازارهای مواد غذایی گسترش مییابند. افغانستان برای طیف وسیعی از نهادههای واسطهای، از جمله مشتقات سوخت، پلاستیک، مواد بستهبندی و نهادههای ساختمانی مانند فولاد و همچنین نهادههای کشاورزی مانند کود، به واردات از ایران وابسته است. بنابراین، اختلال در تولید صنعتی ایران، به ویژه در پالایش نفت، پتروشیمی و فلزات، اثرات سرریز بر قیمتهای غیرغذایی در افغانستان دارد. کاهش دسترسی و هزینههای بالاتر این نهادهها، هزینههای تولید را برای شرکتهای داخلی افزایش میدهد و به فشارهای تورمی گستردهتر و پایدارتر در سراسر اقتصاد کمک میکند.
تنشهای اقلیمی و محدودیتهای تولید داخلی
محدودیتهای ساختاری عمیق داخلی افغانستان، این شوکهای خارجی را تشدید میکند. این کشور در حال حاضر ششمین سال متوالی خشکسالی خود را تجربه میکند که با کمبود طولانی مدت آب، خشکسالیهای مکرر و سیل، کاهش تولیدات کشاورزی، تضعیف سیستمهای دامداری و کاهش درآمد روستایی مشخص میشود. این فشارهای مرتبط با تغییرات اقلیمی به تدریج ظرفیت تولیدی بخش کشاورزی را کاهش داده و منابع غذایی داخلی را به طور فزایندهای شکننده کرده است. در نتیجه، توانایی کشور برای افزایش تولید داخلی به منظور جایگزینی واردات کاهش یافته به شدت محدود است. بازارهای نهادهها، به ویژه دسترسی محدود به کود، محدودیت اضافی و الزامآوری را ایجاد میکنند. بازارهای جهانی کود پس از تشدید درگیریها، محدودتر شدهاند و منجر به افزایش شدید قیمتها شدهاند، به طوری که قیمت کود از آغاز درگیری تقریباً 27 درصد افزایش یافته است. در سیستم کشاورزی معیشتی افغانستان که مصرف کود 6.6 کیلوگرم در هکتار زمین زراعی است، که بسیار کمتر از میانگین 96.4 کیلوگرم در هکتار برای منطقه است، چنین افزایشهایی تولید را بیشتر کاهش میدهد و وابستگی به واردات مواد غذایی را در زمانی که منابع خارجی در حال کاهش هستند، تقویت میکند.
افزایش تقاضا و فشار جمعیتی
این محدودیتهای طرف عرضه در شرایط تقاضای پایدار چالشبرانگیز خواهند بود، اما در کنار افزایش سریع نیازهای مصرفی، عمدتاً به دلیل بازگشت بسیاری از افغانها، در حال آشکار شدن هستند. تنها در سال ۲۰۲۵، تخمین زده میشود که ۲.۹ میلیون نفر، عمدتاً از ایران و پاکستان، بازگشتهاند و نیازهای مصرفی را در مناطق شهری و روستایی به طور قابل توجهی افزایش دادهاند. علاوه بر اخراج اجباری، این فشارهای جمعیتی ناشی از وخامت شرایط اقتصادی در کشورهای میزبان، به ویژه ایران، است. اقتصاد ایران مدتهاست که با تورم بالا، تضعیف واحد پول و کاهش درآمد واقعی دست و پنجه نرم میکند، روندهایی که خانوارهای مهاجر افغان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. وقوع درگیری، افزایش خطرات امنیتی و انقباض شدید اقتصادی ناشی از آن - با پیشبینی کاهش 6.1 درصدی تولید ناخالص داخلی - فرصتهای معیشتی را برای مهاجران افغان بیش از پیش کاهش داده است. در نتیجه، بازگشت به افغانستان تنها گزینه برای بسیاری از مهاجران افغان است و این نشان دهنده احتمال موج دیگری از بازگشت مهاجران در سال 2026 است. در بحبوحه تضعیف تولید داخلی و کانالهای وارداتی که به طور فزایندهای غیرقابل اعتماد میشوند، تقاضای فزاینده فشار بیشتری را بر بازارهای از قبل متشنج افغانستان وارد میکند و زمینه را برای افزایش بیشتر قیمتها و تشدید خطرات ناامنی غذایی فراهم میکند.
چشمانداز رو به وخامت امنیت غذایی
افغانستان در حال حاضر با بحران شدید امنیت غذایی روبرو است. طبق آخرین تحلیل IPC، تقریباً ۲۸٪ از جمعیت در مرحله ۳ IPC یا بالاتر طبقهبندی میشوند که نشاندهنده ناامنی غذایی حاد است. در چنین شرایطی، حتی اختلالات نسبتاً کوچک در زنجیرههای تأمین یا افزایش اندک در قیمت مواد غذایی میتواند خسارات رفاهی نامتناسب و بزرگی را به ویژه در میان خانوارهای فقیر با ظرفیت مقابله محدود ایجاد کند. خانوارها در افغانستان سهم فوقالعاده زیادی از درآمد خود را صرف غذا میکنند و توانایی کمی برای جذب شوکهای اضافی قیمت یا درآمد بدون به خطر انداختن کمیت یا کیفیت مصرف دارند. در غیاب یک سیستم حمایت اجتماعی ملی کارآمد، خانوارها عمدتاً برای تأمین نیازهای اولیه غذایی به کمکهای بشردوستانه متکی هستند. با این حال، کمبود ۴۷ درصدی بودجه در سال ۲۰۲۵، مقیاس و قابلیت پیشبینی عملیات امدادرسانی را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. با این حال، برنامه جهانی غذا به ۱۲.۴ میلیون نفر از ۱۷.۴ میلیون نفری که با سطوح بحرانی یا اضطراری ناامنی غذایی مواجه بودند، کمک کرد که هم مقیاس نیازهای بشردوستانه و هم حاشیه محدود پاسخگویی را برجسته میکند. با این حال، جنگ ایران چالشهای لجستیکی بیشتری را ایجاد کرده است، به طوری که پس از بسته شدن تنگه هرمز، مسیرهای کلیدی تأمین بشردوستانه از مراکز استراتژیک مانند دبی، دوحه و ابوظبی مختل شده است. برنامه جهانی غذا گزارش میدهد که این جنگ منجر به اختلال بزرگی در زنجیره تأمین آنها شده است که بر 70000 تن مواد غذایی تأثیر گذاشته است.
افزایش هزینههای حمل و نقل ناشی از افزایش قیمت سوخت و حق بیمه، هزینههای تحویل را افزایش میدهد و این خطر را افزایش میدهد که ممکن است تأمین منابع بشردوستانه به تأخیر بیفتد، کاهش یابد یا به جمعیت نیازمند نرسد و این امر ناامنی غذایی حاد را تشدید میکند. این فشارهای متقابلاً تقویتکننده - اختلالات تجاری، افزایش قیمت جهانی انرژی، تنشهای اقلیمی، محدود شدن تولید داخلی و افزایش تقاضا - به طور نامتناسبی بر خانوارهای آسیبپذیر که در حال حاضر نزدیک به آستانههای معیشتی خود فعالیت میکنند، تأثیر میگذارد و فضای کمی برای جذب شوکهای اضافی بدون کاهش شدید مصرف مواد غذایی و رفاه باقی میگذارد. اگر جنگ ادامه یابد، این فشارها تنها تشدید میشوند و خطرات ناامنی غذایی گستردهتر و بحران انسانی را افزایش میدهند.