تدبیر بقاء فراتر از میدان جنگ
تحلیلی درباره تدبیر بقا فراتر از میدان جنگ؛ از صلح حدیبیه و صلح امام حسن(ع) تا ضرورت حفظ منافع ملی، سرمایه اجتماعی و آینده ایران.
در هندسه سیاست، هیچ جنگی صرفاً در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشود. سرنوشت ملتها را، افزون بر قدرت نظامی، کیفیت تصمیمگیری در بزنگاههای تاریخی رقم میزند. دولتهایی که میان پایداری و فرسایش میان اقتدار و ماجراجوییو میان دفاع مشروع و تداوم پرهزینه مخاصمه تمایز قائل میشوند، بیش از دیگران ظرفیت حفظ منافع ملی و تضمین بقای تاریخی خود را دارند.
جنگ اخیر میان ایران و ایالات متحده و متحدانش، بار دیگر این حقیقت بنیادین را آشکار ساخت که در منازعات نوین، پیروزی تنها با تصرف یک موضع نظامی یا وارد آوردن خسارت به طرف مقابل معنا نمییابد.
هرگاه استمرار جنگ، مؤلفههای بنیادین قدرت ملی را با مخاطره مواجه سازد، عقلانیت سیاسی اقتضا میکند که راهی برای توقف خشونت و مدیریت بحران جستوجو شود.
آتشبس و ترک مخاصمه، اگر بر پایه مصلحت و حکمت استوار باشد، نه عقبنشینی از آرمانها، بلکه تجلی عقلانیت راهبردی است.
در علوم سیاسی، حفظ ظرفیتهای ملی و جلوگیری از فرسایش قدرت، خود بخشی از راهبرد بازدارندگی و استمرار اقتدار به شمار میآید.
در این میان، سنگینترین بار جنگ بر دوش مردم، بهویژه نسل جوان، قرار میگیرد. جنگ، پیش از آنکه جغرافیا را ویران کند، جامعه را فرسوده میسازد.
با این همه، سخن گفتن از صلح، هرگز به معنای فراموش کردن خون بزرگان و عزیزانی نیست که در راه دفاع از میهن جان باختهاند. یاد آنان، بخشی از حافظه تاریخی یک ملت است و احترام به آنان، وظیفهای اخلاقی و ملی خواهد بود .
گاه وفاداری حقیقی به آرمان آنان، در جلوگیری از ریخته شدن خونهای بیشتر و حفظ آینده همان سرزمینی است که برای آن جان خویش را تقدیم کردند.
این منطق، ریشهای عمیق در سنت و اندیشه سیاسی اسلام دارد. سیره پیامبر اکرم، نشان میدهد که سیاست در اندیشه اسلامی، هنر تشخیص مصلحت عمومی و مدیریت واقعبینانه بحرانها است.
صلح حدیبیه، نمونهای درخشان از عقلانیت استراتژیک در تاریخ اسلام است. پیمانی که در نگاه نخست، برای گروهی از مسلمانان تلخ و حتی نوعی عقبنشینی مینمود، اما در افق بلند تاریخ، به بستری برای تثبیت جامعه اسلامی، گسترش دعوت نبوی و افزایش قدرت مسلمانان تبدیل شد. پیامبر،اسلام نشان داد که گاهی فتح واقعی، نه در فتح یک دژ، بلکه در گشودن افقهای آینده نهفته است.
همین منطق در صلح امام حسن مجتبی، به وضوح روشن است.
این صلح یکی از عمیق ترین جلوههای واقعگرایی سیاسی در تاریخ اسلام به شمار میآید. آن تصمیم، نه محصول ضعف، بلکه حاصل شناخت دقیق توازن قوا، شرایط اجتماعی و ضرورت حفظ هویت امت اسلامی بود. این همان حقیقتی است که امروز نیز در نظریههای نوین روابط بینالملل از آن با عنوان مدیریت هزینههای منازعه و حفظ ظرفیتهای قدرت ملی یاد میشود.
امروز، ایران بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد عمومی، تقویت همبستگی ملی، احیای سرمایه اجتماعی و گشودن افقهای توسعه نیازمند است. جوانان این سرزمین، بزرگترین مزیت راهبردی کشورند. آینده ایران، بیش از آنکه در امتداد میدانهای جنگ رقم بخورد، در دانشگاهها، مراکز پژوهشی، کارخانهها، شرکتهای دانشبنیان و عرصههای تولید علم و ثروت ساخته خواهد شد. ملتی که فرزندان خود را برای ساختن آینده حفظ میکند، در حقیقت از عمیقترین لایههای امنیت ملی خویش پاسداری کرده است.
تاریخ، ملتهای بزرگ را نه فقط با شمار پیروزیهای نظامی، بلکه با کیفیت تصمیمهای سرنوشتساز آنان به یاد میآورد. آنجا که عقلانیت، بر هیجان غلبه میکند، تدبیر جای انتقام را میگیرد و مصلحت عمومی بر احساسات زودگذر پیشی میجوید، آیندهای پایدارتر برای یک ملت رقم میخورد.
از این منظر، صلح و ترک مخاصمه، هرگاه به حفظ استقلال، صیانت از منافع ملی، کاهش رنج مردم و جلوگیری از فرسایش سرمایههای انسانی بینجامد، نه پایان مقاومت، بلکه تداوم آن با راهی خردمندانهتر و ماندگارتر است.
حمید سیمیاری