خبر فوری
شناسه خبر: 56089

تنگه هرمز؛ تله‌ای برای ترامپ که نباید خودمان در آن گیر کنیم

تنگه هرمز ابزاری برای زمین‌گیر کردن ترامپ بود، اما در میانه فشارهای جدید، نباید از دستاوردهای استراتژیک غافل شد. تحلیلی بر بازی پیچیده قدرت ایران و آمریکا.

تنگه هرمز؛ تله‌ای برای ترامپ که نباید خودمان در آن گیر کنیم

در میانه تنش‌های اخیر در جنوب ایران، تحلیلگران بسیاری درباره احتمال وقوع جنگی تمام‌عیار سخن می‌گویند. اما در این میان، یک واقعیت استراتژیک اغلب نادیده گرفته می‌شود: تنگه هرمز، پیش از آنکه میدان نبرد باشد، به ابزاری برای به دام انداختن استراتژی‌های دونالد ترامپ تبدیل شد.

سؤال کلیدی اینجاست که آیا ما در حالی که سعی داریم حریف را در این «تنگنا» گیر بیندازیم، خودمان اسیر ابزارهای دفاعی‌مان نشده‌ایم؟ عبور از هیجانات جنگی و درک واقعیت‌های سیاسی، شرط نخست برای حفاظت از منافع ملی در این برهه حساس است.

 

سیاست؛ بازی فوتبال است، نه صحنه سینما

بسیاری از تحلیل‌های عمومی، فضای سیاست و قدرت را با سینما مقایسه می‌کنند؛ جایی که کارگردان (سیاستمدار) دستور می‌دهد و بازیگر (نیروهای نظامی و سیاسی) دقیقاً همان نقش را اجرا می‌کند. اما واقعیتِ میدان، شباهت بیشتری به فوتبال دارد. در زمین فوتبال، سرمربی شاید مهره‌ها را بچیند، اما اتفاقات غیرمنتظره، چرخش‌های توپ و واکنش حریف، سناریو را به سمتی می‌برد که از اراده مربی خارج است.

ترامپ تلاش کرد با نگاهی «سینمایی» به قدرت، بازی را مطابق با دکوپاژ خود پیش ببرد؛ اما ورود به ماجرای تنگه هرمز، دقیقاً همان گلِ غیرمنتظره‌ای بود که با محاسبات او همخوانی نداشت. در سینما وقتی همه‌چیز طبق میل کارگردان پیش نمی‌رود، دستور «کات» صادر می‌شود، اما در سیاست، خبری از کات نیست و بازی همچنان ادامه دارد.

 

نگاهی به بیانیه «خشم حماسی» و شکست یک پیش‌بینی

با مرور بیانیه ترامپ در ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ (اول مارس ۲۰۲۶)، بهتر می‌توان عمق ماجرا را درک کرد. او در آغاز عملیات «خشم حماسی»، داعیه سرنگونی نظام سیاسی ایران و حذف توان هسته‌ای را داشت. نکته قابل‌تأمل اینجاست که در متن آن بیانیه، هیچ سخنی از تنگه هرمز به میان نیامده بود.

وقتی ناگهان موضوع عبور کشتی‌ها و تنگه هرمز به تیتر نخست رسانه‌ها تبدیل شد، نشان داد که استراتژی ترامپ دچار سردرگمی شده است. او با وعده نابودی تمدن ایران و پایان دادن به قدرت سپاه و ارتش آمده بود، اما در عمل، با مقاومتی مواجه شد که هیچ‌کدام از اهدافش در آن بیانیه محقق نشد. ما تنگه هرمز را برای خنثی‌سازی محاصره باز کردیم، اما نباید اجازه دهیم این «برگ برنده»، به تنها دغدغه‌ی ما تبدیل شود و از اهداف اصلی غافل شویم.

 

درس‌هایی از استراتژی؛ مراقب باشیم خودمان گیر نکنیم

تنگه هرمز در طول تاریخ، اهورامزدا (خداوند ایران باستان) را تداعی کرده و در این سال‌ها نماد اقتدار دریایی ایران بوده است. ترامپ در دقایق نخست بازیِ قدرت، به شکلی غافلگیرکننده با این نام و این جغرافیا روبرو شد. اما هشداری که باید جدی بگیریم این است:

۱. تنگه، ابزار است نه هدف: هدف اصلی ترامپ سرنگونی نظام سیاسی و مصادره اورانیوم بود؛ نه صرفاً بازگشایی مسیر کشتی‌ها. اگر بحث را از مناقشه اصلی (هسته‌ای و زیرساختی) به سمت تنگه و قوانین دریانوردی بکشانیم، به نوعی وارد زمینی شده‌ایم که حریف طراحی کرده است.

۲. سیال بودن قدرت: نباید تصور کنیم چون تنگه هرمز اکنون تحت کنترل ماست، بازی تمام شده است. سیاست سیال است؛ همان‌طور که ترامپ برای خلاصی از این «گیر افتادن»، به محاصره دریایی روی آورد، ما نیز باید برای هر سناریوی جدیدی آماده باشیم.

 

جمع‌بندی

تنگه هرمز جایی نمی‌رود و حاکمیت آن متعلق به ماست. اما یادمان نرود که ترامپ با نقشه‌ای بزرگتر به میدان آمده بود. تأکید بیش از حد بر موضوع تنگه هرمز، اگرچه زیرکانه است، نباید ما را از یادآوری اهداف اولیه ترامپ در ۱۰ اسفند بازدارد. پیروزی واقعی، زمین‌گیر کردن دشمن در اهداف کلان اوست؛ نه فقط در جغرافیا و آب‌راه‌ها. بیایید بازی را طوری پیش ببریم که در تله‌ی خودساخته، خودمان در تنگنا قرار نگیریم.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای