حذف جهادگران از مدیریت وزارت جهاد کشاورزی؛ غفلت کانون جهادگران و سنگرسازان بیسنگر
حذف تدریجی مدیران باسابقه و جهادی از وزارت جهاد کشاورزی و جایگزینی با مدیران وارداتی به چالش مدیریتی غلامرضا نوریقزلجه تبدیل شده است. چرا جهادگران کنار گذاشته میشوند؟
جامعه جهادی نسبت به حذف مدیران شناختهشدهای مانند اعلاییمقدم، مهاجر، موسوی، شیرزاد، محمدی، رمضاننژاد، حسننژاد، نیازی، خاوازی و… و همچنین برخی مدیران حراست و دیگر نیروهای باسابقه از چرخه مدیریت وزارتخانه معترض است.
بیشتر بخوانید: خبرنگاران: از ما رسید سفید امضا گرفتند اما هدیه روز خبرنگار ندادند!
وقتی جهادگران کنار گذاشته میشوند و مدیران وارداتی جایگزین آنان میشوند، چه بر سر سرمایه انسانی وزارت جهاد کشاورزی میآید؟
حذف تدریجی جهادگران از عرصههای مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی و جایگزینی آنان با نیروهایی که منتقدان، برخی از آنان را «وارداتی، رانتی و ناکارآمد» میدانند، یکی از جدیترین انتقاداتی است که امروز متوجه عملکرد مدیریتی غلامرضا نوریقزلجه شده است.
این موضوع صرفاً جابهجایی چند مدیر نیست؛ مسئله بسیار عمیقتر از این است. سخن از کنار گذاشتن بخشی از سرمایه انسانی، تجربه انباشته، دانش سازمانی و هویت جهادی وزارتخانهای است که بخش مهمی از تاریخ خود را مدیون همین نیروهاست. جهادگرانی که سالها در سختترین شرایط، از مناطق محروم و روستاها گرفته تا دوران دفاع مقدس و سالهای سازندگی، در میدان بودهاند، امروز نباید احساس کنند که تجربه، تخصص و سابقه آنان دیگر برای مدیریت این وزارتخانه ارزشی ندارد.
بیشتر بخوانید:آقای وزیر! اگر به کشاورزان کمک نمیکنید، حداقل علیه آنان تصمیم نگیرید+ویدئو
چرا جهادگران باید حذف شوند؟
این پرسش جدی مطرح است:
چرا نیروهای توانمند و باتجربهای که سالها در بدنه جهاد کشاورزی خدمت کردهاند، باید از عرصه مدیریتی کنار گذاشته شوند و جای آنان را مدیرانی بگیرند که سابقه و کارنامه آنان محل پرسش است؟ چرا باید نیروهای متخصص و شناختهشدهای مانند اعلاییمقدم، مهاجر، موسوی، شیرزاد، محمدی، رمضاننژاد، حسننژاد، نیازی، خاوازی و همچنین برخی مدیران حراست و دیگر نیروهای باسابقه، از چرخه مدیریت کنار گذاشته شوند، به سایر وزارتخانهها و نهادها سوق داده شوند و یا در نهایت به بازنشستگی برسند؟
اگر این جابهجاییها بر اساس ارزیابی دقیق عملکرد، شایستهسالاری و مصالح سازمانی انجام شده است، چرا باید از انتشار مستندات و دلایل این تصمیمات هراس داشت؟ و اگر مبنای تصمیمات مدیریتی چیز دیگری بوده است، افکار عمومی و جامعه جهادگران حق دارند بدانند چه کسانی و با چه معیاری درباره آینده مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی تصمیم میگیرند؟
وزارت جهاد کشاورزی بدون جهادگران متخصص چه خواهد شد؟
وزارت جهاد کشاورزی با مشکلاتی همچون امنیت غذایی، خشکسالی، بحران آب، بهرهوری پایین، مشکلات تولیدکنندگان، واردات، صادرات و معیشت کشاورزان مواجه است. در چنین شرایطی، آیا کنار گذاشتن نیروهای متخصص و باتجربه و به حاشیه راندن سرمایه انسانی موجود، تصمیمی عقلانی است؟ وزارت جهاد کشاورزی بدون جهادگران متخصص، باتجربه و پاکدست چگونه میتواند مأموریت سنگین خود را به سرانجام برساند؟ این پرسشی است که نمیتوان با چند جلسه اداری، چند مصاحبه تبلیغاتی یا گزارشهای روابط عمومی از کنار آن عبور کرد.
سکوت کانون جهادگران و سنگرسازان بیسنگر تا کجا؟
در این میان، سکوت و انفعال «کانون جهادگران و سنگرسازان بیسنگر» نیز محل پرسش جدی است. اگر این تشکل قرار است حافظ شأن، هویت و حقوق جهادگران باشد، امروز دقیقاً همان روزی است که باید وارد میدان شود؛ نه برای سهمخواهی، نه برای انتقامگیری و نه برای حمایت کورکورانه از یک جریان سیاسی، بلکه برای صیانت از سرمایه انسانی و سابقه جهادی وزارتخانه.
انتظار میرود کانون جهادگران و سنگرسازان بیسنگر با برگزاری یک نشست رسانهای شفاف، صریح و بدون تشریفات، در محیطی ساده و جهادی، عملکرد مدیریتی وزارتخانه در حوزه انتصابات را بررسی کند و از مسئولان درباره چرایی حذف یا کنار گذاشتن نیروهای باسابقه و توانمند توضیح بخواهد.
آیا تبلیغ جای پاسخگویی را گرفته است؟
در شرایطی که بخشهایی از بدنه کارشناسی و جهادگران نسبت به وضعیت مدیریتی وزارتخانه انتقاد دارند، برگزاری برنامههای پرهزینه رسانهای نیز با پرسشهایی مواجه شده است. گفته میشود در یکی از برنامههای رسانهای، حدود ۳۰۰ خبرنگار دعوت شده و هزینه قابلتوجهی (ارقامی حدود ۵ میلیارد تومان) برای هتل، پذیرایی و بستههای هدیه صرف شده است.
اگر چنین ارقامی صحیح است، انتظار میرود وزارتخانه با انتشار ریز هزینهها، قراردادها و مستندات مالی، شفافسازی کند؛ اگر هم این ارقام نادرست است، بهترین راه، تکذیب رسمی و ارائه اسناد است. شفافیت، بهترین پاسخ به شایعه است. وزارتخانهای که باید در خط مقدم دفاع از تولید، کشاورز و امنیت غذایی کشور باشد، نباید گرفتار فضایی شود که در آن به جای پاسخگویی به منتقدان، با برنامههای پرزرقوبرق رسانهای تلاش شود تصویر دیگری از عملکرد مدیریتی ارائه شود.
مطالبه روشن است
جامعه جهادگران نه امتیاز ویژه میخواهد و نه مدیریت مادامالعمر؛ مطالبه آنان روشن است: شایستهسالاری، پاکدستی، تخصص، تجربه، پاسخگویی و احترام به سرمایه انسانی وزارت جهاد کشاورزی. اگر مدیری جهادگر توانمند است، باید بر اساس کارنامهاش فرصت خدمت داشته باشد؛ اگر مدیری ناکارآمد است، صرفنظر از اینکه از کجا آمده، نباید صرفاً به دلیل روابط و انتسابات مدیریتی در جایگاه حساس قرار گیرد.
وزارت جهاد کشاورزی ملک شخصی هیچ مدیر و جریانی نیست. این وزارتخانه متعلق به کشاورزان، روستاییان، تولیدکنندگان و میلیونها ایرانی است که امنیت غذایی کشور به عملکرد آن وابسته است.
امروز زمان آن رسیده است که کانون جهادگران و سنگرسازان بیسنگر سکوت را بشکند و با یک نشست صریح و مطالبهگرانه، درباره حذف جهادگران از عرصه مدیریت، انتصابات انجامشده، جابهجایی نیروهای باسابقه و هزینههای برنامههای تبلیغاتی وزارتخانه از مسئولان توضیح بخواهد.
جهادگرانی که دیروز در سنگرهای دفاع از کشور ایستادند، امروز نیز شایسته آن نیستند که در سنگر مدیریت کشور صرفاً به دلیل ملاحظات سیاسی و مدیریتی به حاشیه رانده شوند.
این مطالبه، نه مطالبه یک فرد یا یک گروه، بلکه مطالبه احترام به تجربه، تخصص، شایستگی و سرمایه انسانی وزارت جهاد کشاورزی است.