سیاستهای فعلی وزارت جهاد کشاورزی، خفه کردن روحیه تولیدکنندگان
انتقاد شدید نماینده گلستان از سوءمدیریت وزارت جهاد کشاورزی، بحران زیرساختها و تهدید امنیت غذایی با اولویت واردات بر تولید.
شکست مدیریتی وزیر جهاد کشاورزی، امروز گلستان فردا....
در حالی که بودجههای کلان و ارزهای دولتی با سرعتِ برق و باد صرف تأمین کالاهای وارداتی میشود، بنیانهای کشاورزی استانی همچون گلستان با پتانسیل بالای تولید محصولات کشاورزی زیر بارِ زیرساختهای فرسوده و ناکارآمدی وزیر و بیتفاوتیهای مدیریتی در حال فروپاشی است؛ وضعیتی که کشاورزان این استان را در برابر بدهیها و بحرانهای معیشتی، کاملاً بیدفاع و در آستانهی ورشکستگی قرار داده است.»
«استانی که بیش از ۲۰ معاون وزیر کشاورزی، مدیران ارشد ملی کشاورزی، نماینده ایران در فائو و مجری طرحهای ملی کشاورزی همچون گندم پنبه و... همراه با صدها کشت و صنعت مکانیزه و مگاپروژه با ۷۰ محصول متنوع دارد اما در سایه بی تفاوتی، ناتوانی و ناکارآمدی وزیر متخلف ترک فعل کرده و منصوبین وی به ورطه محرومیت بیشتر کشیده میشود»
اظهارات اخیر تکاندهنده دکتر جمشید قائممقام، عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس و نماینده مردم گلستان، نشان از یک واقعیت تلخ دارد: استانی که سبد غذایی کشور را در سختترین دورانها تأمین کرده، اکنون خود قربانیِ سیاستهای بیتفاوتی شده است که امنیت غذایی ملت را به گروگان گرفتهاند.
از مواهب الهی تا مدیریت ناکارآمد دولت در کشاورزی
دکتر جمشید قائممقام با اشاره به این که گلستان، هفت دولت را به خود دیده، اما همواره روندی رو به افول داشته است، این وضعیت را نه از عوامل طبیعی، بلکه از قصور در مدیریت دولتی میداند.
وقتی استانی با ۷۰ نوع محصول کشاورزی متنوع، با بحران ریزش رغبت کشاورزان مواجه میشود، باید پرسید که آیا این ناتوانی در مدیریت، نتیجهی بیتفاوتی وزارت جهاد کشاورزی نسبت به ظرفیتهای تولید است؟
بحران زیرساختها و شرمندگی کشاورزان در برابر بازار
یکی از تلخترین بخشهای سخنان عضو کمیسیون کشاورزی مجلس، اشاره به فروپاشی زیرساختهای حیاتی است. قطع برق و به تبع آن از کار افتادن پمپهای آب چاهها، کشاورزی را در برابر نیروهای بازار و بانکها، بیدفاع رها کرده است.
دکتر قائممقام با نگاهی انتقادی به اولویتبندیهای بودجهای، این تناقض آشکار را مطرح میکند: چگونه دولت برای واردات کالاهای اساسی و پرداخت ارز به خارجیها بودجه دارد، اما برای پرداخت مطالبات کشاورزان داخلی که امنیت غذایی کشور را تأمین میکنند، خالی از موجودی است؟
این رفتار، دقیقاً نشاندهنده سیاستهای ناکارآمد وزارت جهاد کشاورزی در تأمین زیرساخت کشاورزی و اولویت دادن به واردات بر تولید داخلی است.
پاداش بیرحمانه برای قهرمانان امنیت غذایی
طبق گفته جمشید قائم مقام، استان گلستان در بحرانیترین دورانهای کشور، حتی در ۴۰ روز بحران جنگ، سبد غذایی ملت را تأمین کرد. با این حال، پاداش این ایستادگی و خلوص، چیزی جز بدعهدیهای دولتی و عدم تحقق ردیفهای اعتباری ویژه نبوده است.
نماینده گلستان با اشاره به رتبههای اول تا سوم کشور در چندین محصول استراتژیک، بر این نکته تأکید میکند که گلستان با وجود تمام تلاشها، به جای پیشرفت، دچار تنزل جایگاه شده است.
این روند نزولی نشان میدهد که سیاستهای فعلی وزارت جهاد کشاورزی، به جای حمایت، در حال خفه کردن روحیه تولیدکنندگان است.
نگاه تکلیفی دولت؛ ریشهی اصلی افول تولید
دکتر قائممقام در تحلیل نهایی خود، ریشه مشکل را در نوع نگاه دولت به استان گلستان میداند.
او معتقد است نگاه دولت به این استان، صرفاً یک «نگاه تکلیفی و یکطرفه» است؛ یعنی از گلستان انتظار تولید و خدمات برای کل کشور میرود، اما در مقابل، هیچ حمایت زیرساختی در بخش جاده، آب شرب و امکانات حیاتی وجود ندارد.
به اعتقاد او، اگر دولت به دنبال جذب سرمایهگذار و ماندگاری جمعیت در روستاهاست، باید از این نگاه منفعتطلبانه دست بردارد. اصلاح مدیریت بحران کشاورزی و تمرکز بر حمایت از کشاورزان، تنها راه نجات این استان از سقوط به ورطه محرومیت است.
وزارت جهاد کشاورزی؛ مدیریت در سایهی بیتفاوتی یا ناتوانی؟
در نهایت، آن چه از سخنان دکتر قائممقام برمیآید، نهایتاً یک بحران نیست، بلکه یک «شکست مدیریتی» در سطح وزارتخانه است.
وقتی وزارت جهاد کشاورزی قادر نیست حتی ابتداییترین نیازهای یک کشاورز یعنی «برق و آب» را تضمین کند، ادعای مدیریت امنیت غذایی ملی، چیزی جز شعارهای توخالی نیست.
تفاوت میان «تولیدکننده» و «واردکننده» در اولویتهای بودجهای این وزارتخانه، نشان میدهد که مدیریت فعلی، به جای ستاد پیشران اقتصاد، به جایگاه یک واسطه برای مدیریت بحرانهای وارداتی تنزل یافته است.
اگر وزارتخانه نتواند میان «تأمین ارز برای خارجیها» و «تأمین مطالبات کشاورز ایرانی» تعادل ایجاد کند، به زودی شاهد فروپاشی کامل زنجیره تولید در استانهایی چون گلستان خواهیم بود.
نادیده گرفتن ردیفهای اعتباری و نگاه تکلیفی به استانهای تولیدکننده، نه تنها یک خطای برنامهریزی، بلکه یک خودکشی اقتصادی برای امنیت غذایی ایران است.
وجدان درد مجلس
گفتههای این نماینده نشان میدهد که مجلس، وجدان درد گرفته است و باید راهی برای انتخاب وزیر دانا، توانا، پاکدست، همراه با اعتقاد به شایستهسالاری در انتخاب مدیران ملی کارآمد و مورد قبول بدنه و استقلال در انتصابات بیابد.