تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ اوضاع همین است
دونالد ترامپ که زمانی به ایرانیان نویدِ کمک میداد، اکنون منتظر پیامِ ساخت آنها از بیرون است؛ اما جمله ساخت و جنگ تفک هراز و نفت، همهیچ این آرز رو دارد؟ تحلیل استراتژی براندازی از زاویه نفت، تحریم و سیاست کنگره.
دونالد ترامپ که روزی به ایرانیان پیام داد «کمک در راه است»، حالا چشم به ایرانیان دوخته تا پیام بفرستند: «کمک در راه است». رئیسجمهور ایالاتمتحده در مصاحبههای اخیر خود سرانجام خود را قانع کرد تا از ایرانیها بپرسد: پس چه زمانی به خیابانها خواهید آمد و حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون خواهید کرد؟ اما این پرسش از سوی ایرانیها پاسخی نیافت؛ زیرا در جبهه مخالفان آمریکا و محکومکنندگان حمله به کشورمان، هموطنان ایرانی حتی اگر با جمهوری اسلامی موافق نباشند، باز هم در صف کمککنندگان به خارجیان قرار نمیگیرند و به آمریکاییها یاری نمیرسانند. در جبهه موافقان حمله به ایران و علاقهمندان به براندازی نظام جمهوری اسلامی، چه ایرانیها و چه غیرایرانیها میدانند که توانشان بهاندازهای نیست که حاکمیت فعلی ایران را حتی متزلزل کنند؛ چه رسد به براندازی. کسانی که در پی براندازی نظام حاکمیتی کنونی ایران هستند، همچنان در انتظارند تا کماندوهای آمریکایی و اسرائیلی در تهران و شهرهای بزرگ ایران پیاده شوند، حکومت را از دست حاکمان موجود خارج کنند و به آنان بسپارند. بر این پایه، هر دو طرف در انتظار یکدیگرند تا جمهوری اسلامی را در ایران ساقط کنند.
حال اسرائیلیها اگرچه خواهان نابودی جمهوری اسلامی در ایران را پنهان نمیکنند، اما بر این نکته نیز پافشاری میکنند که آنها عامل ورود آمریکا و کشاندن پای ترامپ به گرداب منازعه نظامی با ایران نیستند. آنها میگویند در واقع خود آمریکاییها تصمیم گرفتند در جنگ دوازدهروزه وارد منازعه شوند، تأسیسات هستهای ایران را بمباران کنند و سپس اعلام پیروزی کنند. اسرائیلان میگویند درست در لحظهای که جنگ علیه ایران ادامه داشت و آمادگی براندازی جمهوری اسلامی فراهم شده بود، دونالد ترامپ پس از بمباران تأسیسات غنیسازی ایران در نطنز و فردو، پایان جنگ را اعلام کرد. جالب است که اسرائیلان از زبان تحلیلگران و کارشناسان خود توضیح میدهند که در جنگ ۴۰روزه نیز راهبرد اسرائیلی شهر عدم حمله به زیرساختها و تأسیسات اقتصادی ایران و در عوض حمله و نابودی همه مراکز اصلی و حیاتی نیروهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی ایران است؛ در حالی که آمریکاییها نهتنها به زیرساختها بلکه به مناطق غیرنظامی حمله کردند و اینگونه بود که جنگ با راهبرد تلآویو پیش نرفت و توفیقی نیافت. در محافل اسرائیلی تأکید میشود که اگر ترامپ بهناگهان جنگ را پایان نمیداد و آتشبس اعلام نمیکرد و از راهبرد اسرائیل در ترور هدفمند شخصیتها و نابودسازی مراکز امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی پیروی میکرد، اکنون جمهوری اسلامی در ایران ساقط شده بود. البته واقعاً معلوم نیست این ادعاهای اسرائیل درست باشد و همان نتیجهای که تلآویو ادعا میکند در پایان حاصل شود؛ اما قدرِ متیقّن آن است که اکنون جمهوری اسلامی در ایران حکمرانی میکند و نهتنها از نظر نظامی بلکه از نظر سیاسی و اجتماعی پایداری خود را حفظ کرده است.
نکته جالب آن است که اگرچه اسرائیل همچنان درصدد براندازی نظام حاکمیتی ایران است و ایالاتمتحده به رهبری ترامپ نیز دلی ندارد که حکومت فعلی ایران را براندازی و نابود کند، حالا کاخ سفید تمایلی به بهرهگیری از ظرفیت و توان اسرائیل در جنگ یا گسترش جنگ با ایران ندارد. در آخرین مصاحبه مطبوعاتی، رئیسجمهور ایالاتمتحده در برابر پرسش یک خبرنگار اسرائیلی که پرسید آیا ممکن است دوباره واشنگتن و تلآویو برای ضربهزدن و براندازی جمهوری اسلامی همکاری کنند، پاسخ داد که ایالاتمتحده توان کافی دارد و به کمک کشور دیگری نیاز ندارد. با این پاسخ، ترامپ بهرگ میرودی متحد خود را از دایره نزاع با ایران کنار گذاشت.
البته ترامپ در جریان نشستهای گروه ۲۰ و ناتو چندبار تلاش کرد متحدان غربی آمریکا را به همکاری با خود در جنگ با ایران و آزادسازی تنگههرمز ترغیب کند؛ اما غربیها و حتی کشورهای عضو ناتو تمایل چندانی به همکاری با واشنگتن نشان ندادند. در این صورت پاسخ منفی ایالاتمتحده به ورود مجدد اسرائیل به جنگ با ایران ممکن است بهخاطر نارضایتی ترامپ از رفتار نتانیاهو در لبنان و غزه باشد یا آنکه در شرایط کنونی ترامپ و مشاوران نظامی او بر این باورند که دخالت یک بازیگر دیگر در معادله جنگ با ایران، تنها اوضاع را پیچیدهتر میکند و دستیابی به راهحلی قابلقبول را دشوار میسازد. ناظران معتقدند ایالاتمتحده هماکنون در مدیریت بحران تنگهبرگس و جنگ با ایران، وضعیت چندان امیدوارکنندهای ندارد و اگر اسرائیل نیز به این وضعیت ناامیدکنند، اضافه شود و تلآویوم و شهرهای اسرائیلی دوباره هدف حملات ایران قرار گیرند، اوضاع بسیار پیچیدهتر و تا حدی غیرقابلحل خواهد شد.
در همین حال، تدابیر اقتصادی سازمانهای تمهیدشده از سوی ایالاتمتحده علیه ایران، چندان مؤثر نیافته است. نیروهای سنتکام تدابیر و تمهیدات مختلفی برای عبور دادن شناورهای تجاری و بهویژه شناورهای نفتبار و آل۱۹۸۸-جی از تنش برای عبور از تنگهبرگز به کار بردهاند. حملات نظامی دورایستای دریاپایه و هواپایه، خاموشکردن سیستم ناابدهی و GPS تانکرها و سوپرتانکرهای نفت و جغراف، و نیز عملیات بهره و پاراستیکردن رادارهای ایرانی از جمله این تدبیرها بوده است. اما قیمتهای نفت و گاز در بازارهای جهانی بهخوبی نشان میدهد که این مجموعه چندان مؤثر نبوده است؛ چهبسا قیمت نفت ایالاتمتحده (WTI) از حدود ۷۴ دلار در زمان توقف جنگ میان ایران و ایالات متصل کاهش یافته به حدود ۹۷ دلار و همچنان صعودی باقی مانده. اگر ادعای ترامپ و همکارانش درباره عبور روزانه دهها میلیون بشکه نفت از تفنگی هرمز و خلیجارس به بازارهای جهانی صحت داشت، قیمتها نباید حدود ۳۰ درصد در کسی چند ماه صبر میکرد.
توسعه به اقدام نظامی از سوی ایالاتمتد آمریکا نشان میدهد که تحریمهای علیه اقتصاد ایران، قرار بود اقتصاد و تجارت این کشور را از سادگ تجارت جهان طرد و حذف کند؛ چندان قابلاعتبار یا زبردده نیست و واشنگنت نتوانسته به کارایی آن اطمینان یابد.
در همین زمان، خبر بد برای ایران آن است که گمانهزنیها نشان میدهد اکثریت سنا همچنان در دست دوستان و متحدان ترامپ باقی میماند، اما احتمال به نسبت زیادی وجود دارد که کنگره به دست دمندهگشت بیفتد. در چنین شرایطی، احتمالاً اقدام مؤثری علیه ترامپ در مجلس قانونگذاری ایالات متتدوین و تصویب نخواهد شد. از همین روست که ترامپ در روزهای اخیر کوشیده است خود را نسبت به انتخابات آینده مجال وصلج بیاعتنا نشان دهد و راهبردهای مورد نظر خود را دنبال کند. اگر این پیشبینی درباره رفتار سیاسی جامعه آمریکا دقیق باشد، کاهش محبوبیت ترامپی ۳۰ درصد و کمتر قابلتوجه نیست؛ زیرا او تأکید کرده است نامزد انتخابات آینده ریاستجمهوری آمریکا نیست و ایران تنها میتواند منتظر پایان سرمایه ریاستجمهوری کنون ایالات متحنه بماند.