خبر فوری
شناسه خبر: 53878

ایرانِ پریشان؛ وقتی اضطراب جمعی به جانِ زندگی‌های معمولی می‌افتد

ایرانِ پریشان؛ روایتی از زندگی‌های معمولی که زیر فشار اضطراب جمعی، تصاویر خشونت و ناامنی روانی از هم می‌پاشند.

ایرانِ پریشان؛ وقتی اضطراب جمعی به جانِ زندگی‌های معمولی می‌افتد

نه در میدان جنگ بوده‌اند، نه عزیزی را به خاک سپرده‌اند؛ اما بدن و روان‌شان فرو ریخته است.

اخبار سبز کشاورزی؛ ایرانِ پریشان فقط یک مفهوم اجتماعی نیست؛ روایتی زنده از مردمی است که اضطراب مزمن، بی‌آنکه در اخبار نامی از آن بیاید، به جان‌شان افتاده است.

 

ایرانِ پریشان؛ زندگی معمولی که از ریتم افتاد

«زندگی معمولی» بسیاری از ایرانی‌ها در هفته‌ها و ماه‌های اخیر مختل شده است. مریم، محسن، فاطمه، تینا، مهدی و پریرخ، نمایندگان یک نسل خاص نیستند؛ آنها آدم‌های عادی‌اند که بدون حضور مستقیم در خشونت یا بحران، زیر بار تصاویر، خبرها و ناامنی روانی، فرسوده شده‌اند.

نه به کهریزک رفته‌اند، نه در خیابان بوده‌اند، نه الزاماً بازداشت شده‌اند؛ اما همان چند تصویر، همان چند خبر، همان اضطراب جمعی، کافی بوده تا درد، بیماری و اختلال خواب به زندگی‌شان راه پیدا کند. این، چهره پنهان ایرانِ پریشان است.

 

پریرخ؛ «به خودم می‌گفتم تو نباید بمیری»

پریرخ، زنی هفتاد و چند ساله، یک دهه است با سرطان غدد لنفاوی زندگی می‌کند. بارها شیمی‌درمانی را تجربه کرده و بارها بیماری‌اش عود کرده است. پزشک اصلی‌اش، مثل هزاران پزشک دیگر، در موج مهاجرت سال ۱۴۰۱ ایران را ترک کرده؛ موجی که بنا بر آمارها بیش از ۶۵۰۰ پزشک را از نظام درمانی کشور جدا کرد.

این شب‌ها، پریرخ احساس خفگی می‌کند. نه به‌خاطر توده‌ای تازه، نه به‌خاطر یافته‌ای پزشکی. «حس می‌کنم چیزی در ریه‌ام گیر کرده؛ چیزی که دیده نمی‌شود.» پزشکان می‌گویند منشأ این احساس می‌تواند اضطرابی باشد که از دیدن تصاویر خشونت و ناامنی در او انباشته شده است.

 

مریم؛ وقتی بدن زودتر از ذهن واکنش نشان می‌دهد

مریم، راهنمای گردشگری، سال‌ها کار دولتی را رها کرد تا زندگی دلخواهش را بسازد. اما رکود گردشگری، ناآرامی‌ها، قطع اینترنت و تصاویر خشن، همه‌چیز را به‌هم ریخت.

بعد از دیدن ویدئوهای کهریزک، سوزشی مداوم در سینه‌اش حس می‌کند. آزمایش‌ها چیز خطرناکی نشان نمی‌دهد، اما بدنش حرف دیگری می‌زند:

  • اختلال در خواب
  • کابوس‌های شبانه
  • نامنظم شدن قاعدگی
  • دردهای بی‌دلیل جسمی

نشانه‌هایی که پزشکان از آن به‌عنوان اثرات استرس مزمن جمعی یاد می‌کنند؛ یکی از نشانه‌های بارز ایرانِ پریشان.

 

فاطمه؛ روزنامه‌نگاری با دردِ مزمن

فاطمه روزنامه‌نگار است؛ یعنی شغلش دیدن، شنیدن و نوشتن است. اما همین «دیدن» حالا به دردی نشسته در کمرش تبدیل شده؛ دردی که از کمر تا پا می‌دود. پزشکان از دیسک می‌گویند، اما خودش می‌داند چرا این درد قدیمی دوباره برگشته:

فشار روانیِ مداوم، مرز باریک نوشتن، ترس از خطا، و زیستن در جامعه‌ای ملتهب.

او مسکن می‌خورد تا بتواند بایستد؛ تا بتواند بماند.

 

محسن؛ قلبی که از تصاویر سوخت

محسن، روزنامه‌نگار و کتاب‌خوان حرفه‌ای، بعد از قطع اینترنت، تصاویر را ذره‌ذره دید. سیگار پشت سیگار، سوزش در سینه، و بعد رها کردن سیگار؛ اما سوزش ماند.

این روزها کمتر می‌نویسد. نه از بی‌علاقگی، بلکه از فرسودگی. ایرانِ پریشان برای او یعنی قلبی که زیر بار خیال، گرفته است.

 

تینا؛ استرس، دشمن خاموش بدن

تینا برای درمان آندومتریوز به تهران آمد. یک هفته بعد، توده‌های جدیدی در سمت دیگر رحمش دیده شد. از نظر او، عامل اصلی روشن است:

«وحشتی که در این مدت تجربه کردم.»

بدن، پیش از آنکه عقل توضیحی بیابد، واکنش نشان داده است.

 

مهدی؛ کابوسِ جنگ، حتی بی‌خبر از آسمان

مهدی فعال صنفی سابق است. کسب‌وکارش با ناآرامی‌ها خوابیده. شب‌ها کابوس می‌بیند: جنگ، بمب، زیستن در زمانه‌ای که زندگی ارج خود را از دست داده است. حتی وقتی آسمان آرام است، ذهن او آرام نمی‌شود.

 

استرس جمعی؛ آنچه علم می‌گوید

مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد بین یک‌سوم تا نیمی از افراد مواجه‌شده با استرس‌های جمعی شدید، دچار نوعی پریشانی روانی می‌شوند.

پژوهش‌ها تأکید می‌کنند خشونت سیاسی و ناامنی مزمن:

  • انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کند
  • شبکه‌های حمایتی را می‌پوساند
  • «ترس جمعی» و «نفرت جمعی» تولید می‌کند

و این همان بستری است که ایرانِ پریشان بر آن شکل می‌گیرد؛ بی‌آنکه همیشه صدای انفجار شنیده شود.

 

جمع‌بندی؛ ایرانِ پریشان فقط یک حس نیست

ایرانِ پریشان یعنی جامعه‌ای که در آن، بدن‌ها پیش از زبان فریاد می‌زنند؛ یعنی اضطرابی که از خبر، تصویر و نااطمینانی تغذیه می‌شود و در خواب، قلب، ریه و رحم جا خوش می‌کند.

این روایت، داستان قربانیان خاموشِ بحران است؛ کسانی که شاید هرگز در آمارها نیایند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای