مسئولیت درمانگران در بحران روان؛ چه کسی کنار روان زخمی جامعه میایستد؟
مسئولیت درمانگران در بحران روان چیست؟ گزارشی تحلیلی از نقش حیاتی فعالان سلامت روان در التیام زخمهای نامرئی جامعه امروز.
در روزهایی که فشار اقتصادی، سوگهای جمعی و اضطراب مزمن بر زندگی مردم سایه انداخته، یک پرسش بیش از همیشه جدی شده است: در بحران روانی جامعه، چه کسانی باید پیشقدم شوند؟ پاسخ، فراتر از سیاست و اقتصاد، به حوزهای میرسد که زخمهای نامرئی را درمان میکند؛ سلامت روان.
بحران امروز؛ وقتی مسئله اصلی، روان جامعه است
اخبار سبز کشاورزی؛ جامعه ایران در ماههای اخیر با زنجیرهای از تنشها مواجه بوده است؛ از فشارهای معیشتی و نااطمینانی اقتصادی گرفته تا محدودیتهای ارتباطی و قطع گسترده اینترنت. این عوامل نهتنها زندگی روزمره را مختل کردهاند، بلکه احساس درماندگی، انزوا و بیقدرتی را در سطحی گسترده دامن زدهاند.
کارشناسان معتقدند آنچه امروز تجربه میشود، صرفاً یک بحران اقتصادی یا ارتباطی نیست؛ بلکه بحران روانیِ فراگیر است که اگر نادیده گرفته شود، میتواند به افسردگی جمعی، اضطراب مزمن، PTSD و افزایش آسیبهای اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، بحث مسئولیت درمانگران در بحران روان به یک ضرورت اجتماعی تبدیل میشود، نه یک انتخاب فردی.
مسئولیت اجتماعی؛ فراتر از وظیفه حرفهای
تجربههای تاریخی نشان دادهاند که در هر بحران، گروهی فراتر از شرح وظایف رسمی خود به میدان آمدهاند؛ کادر درمان در دوران کرونا، امدادگران در زلزله، آتشنشانان در حریق جنگلها.
امروز اما بحران، جسمانی نیست؛ روان جامعه زخمی است. بنابراین، منطق مسئولیت اجتماعی حکم میکند که پیشگامان این میدان، فعالان حوزه سلامت روان باشند: رواندرمانگران، مشاوران، روانپزشکان و مددکاران اجتماعی.
مسئولیت درمانگران در بحران روان یعنی ایستادن کنار انسانهایی که صدایشان شنیده نمیشود، حتی زمانی که امکان مراجعه رسمی و پرداخت هزینه درمان را ندارند.
چرا درمانگران پیشقدم شدهاند؟
بسیاری از درمانگران، این مسئولیت را نه از سر اجبار، بلکه از دل تجربه شخصی و همدلی عمیق پذیرفتهاند.
لیلا نحوینژاد، درمانگری که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ خدمات رایگان ارائه میداد، میگوید: «دیدم بسیاری از مراجعانم توان پرداخت هزینه درمان را ندارند. احساس کردم اگر مردم برای کرامت انسانیشان میایستند، من هم باید سهم خودم را ادا کنم.»
درمانگر دیگری با اشاره به تجربه اعتراضات ۱۳۸۸ توضیح میدهد: «سالها با افسردگی و سرخوردگی زندگی کردم. نمیخواهم جوانهای امروز همان مسیر فرساینده را تکرار کنند؛ آن هم در بحرانی که بهمراتب شدیدتر است.»
این روایتها نشان میدهد مسئولیت درمانگران در بحران روان، ریشه در تجربه زیسته و اخلاق حرفهای دارد.
درمان فراتر از مطب؛ صداسازی برای سلامت روان
نقش درمانگران امروز به فضای کلینیک محدود نمیشود. آنها میتوانند:
- خدمات مشاوره داوطلبانه یا کمهزینه ارائه دهند
- کارگاههای آموزشی مقابله با استرس و سوگ جمعی برگزار کنند
- محتوای ساده و کاربردی برای خودمراقبتی روانی تولید کنند
- شبکههای محلی حمایت روانی-اجتماعی ایجاد کنند
یکی از مهمترین وظایف آنها، صداسازی برای سلامت روان و کاهش انگ مراجعه به رواندرمانگر است؛ اقدامی که نقش کلیدی در تابآوری جمعی دارد.
سوگ جمعی؛ مداخلهای که باید مرحلهبهمرحله باشد
به گفته مژگان درویشمحمدی، درمانگر، بحرانهای خشونتبار و فقدانهای ناگهانی نیازمند مداخله تخصصی و زمانبندیشدهاند:
۱. مرحله بحران حاد (روزها تا چند هفته اول)
تمرکز بر امنیت روانی، همدلی پیشرفته و عادیسازی واکنشها است، نه سوگدرمانی عمیق.
۲. مرحله سوگ اولیه (۱ تا ۳ ماه)
کمک به بیان احساسات، تنظیم هیجانی، کاهش اضطراب و کابوسها با رویکرد حمایتی.
۳. مرحله سوگ پیچیده یا مزمن (۳ تا ۶ ماه به بعد)
در صورت بروز علائم شدید، زمان ورود به سوگدرمانی تخصصی و درمانهای ترومامحور است.
درک این مراحل، بخشی مهم از مسئولیت درمانگران در بحران روان محسوب میشود.
درمانگران چگونه از خود مراقبت کنند؟
حمایت پایدار از جامعه، بدون مراقبت از خود درمانگر ممکن نیست. اصول کلیدی عبارتاند از:
- خودمراقبتی جسمی و هیجانی (خواب، تغذیه، مرز کار و استراحت)
- پرهیز از نقش «نجاتبخش»
- آگاهی از انتقال و انتقال متقابل
- کار تیمی و دریافت نظارت بالینی
- توجه به آسیبهای روانی ثانویه
- واقعنگری و پذیرش محدودیتها
- تفکیک رنج فردی از ریشههای ساختاری بحران
رعایت این اصول، کیفیت و پایداری خدمات روانی را تضمین میکند.
مسئولیتی برای امروز و فردا
در بحرانهای پیشین، جامعه شجاعت گروههای مختلف را دیده است. امروز نوبت کسانی است که ابزارشان گوش شنوا، دانش تخصصی و همراهی انسانی است.
مسئولیت درمانگران در بحران روان، سرمایهگذاری برای آیندهای است که بدون سلامت روان شهروندان، هیچ بازسازی اقتصادی یا اجتماعی در آن پایدار نخواهد بود./ پیام ما