بخش چهل و هشتم: وقایع اتفاقیه روستایی و کشاورزی در ایران معاصر
علی امینی و حسن ارسنجانی طراحان، برنامه ریزان و مجریان اصلاحات ارضی ایران
روایتی تحلیلی از اصلاحات ارضی در ایران معاصر؛ نقش علی امینی و حسن ارسنجانی، زمینههای سیاسی، پیامدهای اجتماعی و سرنوشت روستاها.
دکتر علی امینی، نخست وزیر اصلاحات ارضی
امینی یک روز پس از معرفی کابینه در 20 اردیبهشت 1340 در اولین جلسه هیئت دولت، موضوع اصلاحات ارضی را مطرح و آن را به عنوان اولین اقدام خود در سطح کشور اعلام کرد. وی سپس از آمریکا درخواست یک وام دراز مدت 750 میلیون دلاری کرد. در مرداد ۱۳۴۰ چستر پاولز، معاون وزارت خارجه آمریکا، به تهران آمد و مذاکرات همهجانبهای با شاه و امینی انجام داد وی در دیدار با امینی با پرداخت اقساطی 35 میلیون دلار از وام درخواستی وی موافقت کرد و آن را موکول به اجرای برنامه اصلاحات ارضی مورد نظر نمود.

در مرحله بعد حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی نیز لایحه اصلاحات ارضی را در ۸ فصل و ۳۸ ماده آماده کرد. این لایحه در ۱۹ دی ۱۳۴۰ در هیئت دولت به تصویب رسید. این مصوبه از حمایت قاطع دولت آمریکا نیز برخوردار شد. روز20 بهمن 1340 چستر پاولز مشاور ویژه رئیس جمهور آمریکا برای ابراز حمایت کشورش از روند پیشرفت اصلاحات ارضی شاه بار دیگر به تهران آمد.
دکتر علی امینی که برای جلب اطمینان دولت کندی به نخست وزیری منصوب شده بود به خواست شاه می بایست اصلاحاتی هم که نشانی از تغییر وضع در دوران پس از کودتا و حرکتی به سوی پیشرفت و نوسازی کشور می بود، انجام دهد.
به همین جهت از او خواسته شد که برنامه اصلاحات ارضی را عملیکند. امینی این ادعا را که اصلاحات ارضی خواست آمریکایی ها بوده رد میکند و در این باره میگوید «در این مورد نه سفیر آمریکا و نه سفیر انگلیس، یک کلمه بیایند بگویندکه این باید بشود. این حرفهایی است که واقعأ مزخرف میگویندکه[اصلاحات ارضی برنامهی آمریکاییها بوده است ]. یکی از آمریکایی ها به من میگفت که آقا این [اصلاحات ارضی] خیلی با برنامه ی کندی تطبیق میکرد.» گفتم خیلی خوب اگر برنامه تطبیق بکند این دلیل بر این میشود که کندی گفته که دکتر امینی به شرط این بیاید؟ هیچ همچنین چیزی نیست.
امینی اگر چه در این زمینه تجربه و دانش دکتر مصدق را نداشت اما از آنجا که او نیز خود نواده امینالدوله صدراعظم و فرزند خانم فخرالدوله، یکی از خانواده های بزرگ اشراف زمینداران ایران بود و به چگونگی چرخه اقتصاد کشاورزی کشور اشراف زیادی داشت، نمیتوانست هوادار بیگدار به آب زدن باشد و با اقدامی شتابزده در این قلمرو موافق نبود. او در مصاحبه خود با دانشگاه هاروارد در چارچوب طرح تاریخ شفاهی ایران میگوید که خود او نیز در این مورد برنامهای جامع داشته است.
اما طرح برنامه او از طرف حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی اش تهیه شده بود که بنا به نوشته جلال آل احمد پایه آن طرحی از مهندس حسین ملک، برادر خلیل ملکی، بودهاست.
او درباره ی نکات این برنامه تنها میگوید باید «ایجاد خرده مالک» میکردیم... «به این ترتیب که ما بتوانیم یک مقدار خرده مالک را زیاد بکنیم که این روی زمین بند بشوند.» و البته این در نقاط مختلف مملکت متفاوت است. در جایی که آب مطرح نیست سهل است. در جایی که آب و اینها مطرح است، البته مشکل تر است. و با خود شاه هم صحبت کردیم که خودش هم میگفت این برنامه خیلی دقیقی است و باید خیلی با احتیاط رفت و زمان میخواهد...»

خاطراتی از پدر بر بال بحران
ایرج امینی فرزند علی امینی در کتاب بر بال بحران در باب رئوس طرح اصلاحات ارضی می نویسد: فراموش نکنیم که در آن زمان 55 درصد از 35 میلیون جمعیت ایران روستایی بودند. یعنی نزدیک به 18 میلیون نفر؛ حتی 16 میلیون از این 18 میلیون در 67000 ده زندگی می کردند. 2 میلیون باقی مانده بخشی از سال را در شهرها و بهار و پاییز را خارج از شهرها می زیستند. در اظهارات حسن ارسنجانی هم تعداد روستاهای ایران بیش از 50000 برآورد شده است. نخستین طرح اصلاحات ارضی که پدر تدوین و اعلام کرد مختصر چنین بود:
1-اجرای اصلاحات وسیع ارضی و تشویق مالکان کوچک به کار و فعالیت از طریق خرید و تقسیم املاک بزرگ به وسیله ی دولت و کمک به مالک کوچک در آباد ساختن املاک خود و اصلاح روابط مالک و رعیت و پیش بینی دیگر جزییات لازم بود.
2-مکانیزه کردن کشاورزی و کنار گذاشتن راه و روش فلاحت قدیمی و ابزار کشاورزی پوسیده و کهن.
3-تاسیس موسسات بهداشتی و فرهنگی در دهات.
4-به وجود آوردن امکاناتی برای تعلیم فنی و کشاورزی دهقانان و نشان دادن طرق صحیح و جدید کشت و بهره برداری از زمین و دام پروری و تربیت حواشی و گله داری.
5-تاسیس و استقرار موسسات مالی و اعتباری در دهات که قروض کوتاه مدت یا غیر آن به روستاییان اعطا کنند.
6- تعیین و تثبیت قیمت محصولات کشاورزی و حداقل بهای خرید این محصولات.
7- واگذار کردن امور هر ده به روستاییان و تشویق و اجبار آن ها در حل و فیصله ی کارهای عمومی کشاورزی و تاسیس موسساتی که روستاییان و دهقانان را با اصول و موازین زندگی و حقوق طبیعی آنان آشناتر و مانوس تر سازد و آزادی و دموکراسی را در داخل روستاها نفوذ بخشد.
8- تشویق و ترغیب روستاییان به ایجاد شرکت های تعاونی مصرف و تولید.
دکتر امینی همچنین تشکیل شرکتهای تعاونی برای دهقانان را نیز، که میبایست به عنوان نهاد حائل «میان دولت و دهقانان حائل شوند» در برنامه خود گنجانده بود. اما میدانیم که در واقع شاه اصلا مهلتهای لازم و سود بردن از تجارب هر مرحله برای مراحل بعد را رعایت نکرد.
در مقاله دیگری ایرج امینی، فرزند دکتر امینی نقل کرده که پدر ایشان به شاه گفته بوده که چون به علت عدم سابقه تقسیم اراضی (در ایران) هنوز تجربه ای در این مورد وجود ندارد بهتر آن است که پس از اجرای مرحله ی نخست آن برنامه، و پیش از آغاز مراحل بعدی، مدتی بگذرد تا نتایج مرحله اجراشده بررسی گردد و بر اساس آنها بتوان مراحل بعدی را به نحو بهتری به مورد اجرا گذاشت. اما وی اضافهمیکند که شاه با این پیشنهاد موافقت نکرد و گفت همه مراحل باید یکی پس از دیگری انجام گردد. (نقل بهمضمون).
شاه، برخلاف نظر پیشین اش، سرعت را ترجیح داد و برای این منظور با رفتاری که سبب کنارهگیری دکتر امینی شد، عَلَم را به نخست وزیری منصوبساخت و با حفظ ارسنجانی در وزارت کشاورزی همه مراحل اصلاحات ارضی را با شتابی که میخواست به پیش برد.
در بالا گفتیم که در مورد منشاءِ فکر اصلاحات ارضی نیز دکتر امینی دخالت آمریکایی ها را انکارمیکند، هرچند تأیید میکند که نمایندگان آمریکا و انگلستان هم در جلساتی، مربوط به کمک مالی آمریکا به ایران، از او درباره این برنامه و مدتی که برای اجرای آن لازم است پرسش هایی کرده بودند و وی به استناد مسائل خاص ایران، و از آنجمله فقدان نقشه ی رسمی املاک که در غرب کاداستر نامیدهمیشود، پاسخ داده بوده که این کار میان ۱۵ تا ۲۰ سال زمان خواهد برد، و حتی توضیح داده بود که با نبودن این امکانات شاید لازم باشد در ابتدا تنها از مناطقی که آب دارند آغاز گردد، و در این صورت بود که کار ۲۰ سال وقت لازم میداشت. اینها مهلتهای مهمی بود که شاه کمترین توجهی نسبت بهآنها نشان نداد، با نتایجی که دیدیم.
بهرحال اصلاحات ارضی در سال 1340 در دولت علی امینی با احتیاط آغاز شد، علی نقی عالیخانی راه علاجی را که امینی و همکارانش برای اقتصاد بیمار کشور تجویز کردند، به صورت زیر خلاصه کرده است:
امینی بر آن بود که وضع آشفته ی اقتصادی را با همکاری امریکا و صندوق بین المللی پول سر و سامانی دهد و با فساد مبارزه کند و اصلاحات ارضی را که چند سال پیش در برنامه ی دولت ها بود ولی هیچگاه از مرحله ی حرف فراتر نرفته بود، عملی سازد... دوره زمانی امینی، مصادف بود با آزادی های نسبی و همچنین با زمانی که دولت او که یک دولت اصلاح طلب بود دست به یک رشته اقدامات رادیکال زد که از آن جمله بود؛ انحلال مجلسین، صدور مجوز برای برقرار میتینگ و اعتراضی علیه فساد که منجر به دستگیری و محاکمة چندین نفر از سرشناسان سیاسی و نظامیان شد. به این دلیل امینی به وسیلة برخی از روشنفکران به عنوان «جناح اصلاح طلب» حاکمیت قلمداد شد که میتوان با او کار کرد.

ظهور ارسنجانی و طلیعه اصلاحات ارضی
حسن ارسنجانی پسر سید محمد حسین (متولد۶ امرداد ۱۳۰۱ تهران – فوت ۱۱ خرداد ۱۳۴۸)، اهل ارسنجان فارس بود که در جوانی به اتفاق پدر روحانی و خانواده همراه با نیروهای بختیاری جهت اعاده مشروطیت به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات ابتدائی خود را در مدرسه پهلوی در خیابان ری دوره دبیرستان را در دبیرستان دارالفنون گذراند.
ارسنجانی در یک محیط (خانوادگی) کشاورز -بازاری پرورش یافته بود- پدر و برادر بزرگ تر او کشاورز بودند و مادرش به خانواده ای بازرگان تعلق داشت- محیط تربیتی در او نفرت از اربابان و تحسین دهقانان را ایجاد کرده بود. سپس به مدرسه سنلویی رفت او به زبان فرانسه تسلط داشت و در جوانی به ترجمه مقالات خارجی پرداخت. در هفده سالگی کتاب نامههای ایرانی اثر منتسیکو را به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرد.
ارسنجانی تحصیلات عالیه خود را در رشته حقوق به پایان برد و موفق به اخذ درجه لیسانس شد. در نوزده سالگی مسئول تهیه طرح تعاونیهای روستایی شد و پس از تأسیس این تعاونی ها مدتی ریاست شرکت های تعاونی را در بانک کشاورزی بر عهده داشت. در سال های 20-1319 در مقام یک مامور تعاونی روستایی تعدادی از روستاها را بررسی کرد و در روستاهای دماوند، ساوه و نجفآباد شرکت های تعاونی روستایی تاسیس کرد.
با باز شدن فضای سیاسی ایران در پی کنارهگیری رضا شاه از سلطنت، ارسنجانی از کار در بانک کشاورزی دست کشید و نوشتن مقاله در مطبوعات را شروع کرد او فعالیت مطبوعاتی خود را از ۱۳۱۹ با روزنامه تجدد ایران آغاز کرد. اولین فعالیت سیاسی او انتشار مقاله ای در روزنامه نبرد و با امضا و نام مستعار دکتر داریا بود. چندی بعد در زمره طرفداران حزب پیکار درآمد و با روزنامه مرد امروز که ناشر افکار این حزب بود، همکاری کرد. در ۱۳۲۳ امتیاز روزنامه داریا را گرفت و اولین شماره آن را در خرداد همان سال منتشر کرد. ارسنجانی در این روزنامه به نوشتن مقالاتی به طرفداری از طبقات کارگر و دهقان پرداخت.
وی در همان دوران به طرفداری از رعایا و دهقانان و علیه ظلم و تجاوز مالکان به حقوق آنان مقالات تند و آتشین مینوشت. او بخشی از آپارتمانی را که به عنوان دفتر روزنامه اجاره کرده بود، به جعفر پیشهوری اجاره داد و پیشهوری تا زمانی که در تهران بود، روزنامه آژیر را از همین دفتر مشترک با ارسنجانی منتشر میکرد.
در سال ۱۳۲۲ جریانی به رهبری محمد مصدق در جلوگیری از اعطای امتیاز نفت شمال به دولت های خارجی به راه افتاد که ارسنجانی در روزنامه خود به حمایت از آن پرداخت و مقالاتی در مخالفت با اقدامات دولت برای اعطای امتیاز نفت نوشت که به اعتراض سفارت انگلیس انجامید و باعث شد روزنامه اش به دستور فرمانداری نظامی تهران مدتی توقیف شود. او از شماره ۶ ۴ تیر ۱۳۲۳ شروع به نوشتن مقالاتی راجع به نفت کرد و آن را از بعد سیاسی مورد بررسی قرار داد و مسئله نفت برای ما بلا و برای دیگران طلا را مطرح کرد و پرده از چهره استعمار برداشت. به همین جهت روزنامه نویسان او را کارشناس نفت قلمداد کرده و به او لقب حسن نفتی دادند.
حسن ارسنجانی در ۴۰ سالگی یک کارنامه متنوع سیاسی پشت سر داشت. از ستون نویسی مقاله در روزنامهها با نام مستعار شیخ حسن محلاتی (چون پدرش روحانی بود) تا تأسیس حزب آزادی در ۱۳۲۴ همراه ملک الشعرای بهار و احمد علی سپهر مورخ الدوله؛ در بهمن ۱۳۲۴ ارسنجانی همراه با ملک الشعراء بهار، مورخ الدوله سپهر، محمود محمود، ابوالقاسم امینی، محمدرضا آشتیانی زاده و چند تن دیگر حزب آزادی را تأسیس کرد و مأمور راه انداختن تشکیلات حزب در اصفهان شد اما این حزب در کارش موفق نبود و البته یک سال بعددر 8 تیر ماه 1325 جهت همکاری با قوام السلطنه در حزب دموکرات؛ او به همراه محمود پهلوی به همراه احمد قوام (قوام السلطنه) نخستوزیر وقت به سال ۱۳۲۴ حزب دموکرات ایران را تأسیس نمود و از جمله اعضای دیگر حزب میتوان به غیر از حسن ارسنجانی از داریوش فروهر نام برد که در آن زمان ۱۸ سال سن داشت. اعضای حزب آزادی هم به حزب دموکرات پیوستند.
ارسنجانی در بحرانی ترین ادوار سیاسی کشور یعنی ۱۳۲۴ توسط صلاحالملک با قوام السلطنه، این سیاستمدار برجسته و کهنه کار ایران آشنا شد.
او به حمایت از قوام السلطنه پرداخت «آنچه را که من در قوام میپسندم شخصیت محکم و استوار اوست. قوام در مقابل شاه مانند سایر رجال، دست به شکم نمیایستد».
بر اثر حمایتها و تلاشهای او و عباس اسکندری بود که قوام السلطنه به نخستوزیری رسید و سرانجام مسئله خودمختاری آذربایجان حل شد. او در دولت حاج علی رزمآرا هم مشاور نخستوزیر بود و برای حل مسئله اراضی، از طریق فروش اراضی خالصه به کشاورزان، طرحی عرضه کرد. همچنین طرح تأسیس شرکتهای تعاونی را در روستاها به او پیشنهاد کرد تا از این طریق منافع عایدات کشاورزی عاید خود رعیت شود.
پیشنهاد ارسنجانی با استقبال رزمآرا رو به رو شد ولی با قتل او اجرای آن متوقف ماند. در زمان نخستوزیری محمد مصدق به مخالفان او نزدیک شد، در فاصله کوتاه بین استعفای مصدق در ۲۷ تیر ۱۳۳۱ و بازگشت دوباره اش به قدرت در ۳۰ تیر که قوام السلطنه فرمان نخستوزیری گرفت، چون مصدق استعفا داد و قوام السلطنه مأمور تشکیل دولت شد، ارسنجانی او را از پذیرفتن این سمت برحذر داشت. چرا که قبول این مسئولیت را در آن شرایط مخالفت با مصدق میدانست اما با این وجود چون قوام السلطنه به نخستوزیری رسید، او را حمایت کرد و معاون سیاسی و رئیس تبلیغات او شد.
در همین زمان مقاله معروف کشتیبان را سیاستی دگر آمد را نوشت. به دنبال سقوط کابینه قوام و قیام معروف سی تیر ارسنجانی نیز از انتشار روزنامه محروم ماند. ارسنجانی در دوران نخست وزیری اقبال به تشکیل مجدد حزب آزادی همت گماشت و در مرداد ۳۶ موفق به تأسیس جمعیت آزادی شد. فردی لیبرال، شجاع، کله شق و حقوقدان که در 27 سالگی به عنوان بازیگری قهار در زمره مشاوران قوام السلطنه کهنه کار در آمده و مردم ایران او را بیشتر با روزنامه داریا میشناختند به تدریج در حلقه نخبگان پهلوی قرار گرفت.
در مقالاتش، ارسنجانی اصلاحات ارضی را از نظر اجتماعی بزرگترین کار بعد از مشروطه و از نظر اقتصادی بزرگترین کار بعد از ملی شدن صنعت نفت میدانست و بر این اعتقاد بود که اجرای قانون اصلاحات ارضی را باید بر مبنای تکیه بر قدرت و امکانات مملکت پیش برد. او اجرای قانون اصلاحات ارضی را سبب شکل گیری طبقهء متوسط در جامعه میدانست و معتقد بود که برای تحقق دموکراسی راهی جز مداخلهء روستائیان در امر انتخاب آزاد نیست و راه استقرار دموکراسی محو کامل فئودالیته است.
ارسنجانی معتقد بود که انقلاب مشروطه معمولاً فرآیندی بود که اجزای فئودالی جامعه را به نفع اجزای شهری تضعیف میکردند، اما این امر در مورد ایران به دلیل تداوم نفوذ زمینداران فئودال در مناطق روستایی پس از وقایع 1906 رخ نداد. بنابراین او فرآیند مشروطه ایران را «بسیار ناقص» تعریف می کرد. سخنرانی ارسنجانی در «مساله اصلاحات ارضی»، [مسئله اصلاحات ارضی]، مسائل ایران 3 (1962)، صفحه 99، نقل شده است.
در این رابطه احسان طبری، آشکارا با دیدگاه ارسنجانی مبنی بر اینکه اصلاحات ارضی، تحقق ناقص انقلاب مشروطه است، همسو میباشد. طبری لایحه اصلاحات ارضی که به عنوان بخشی از شش اصل انقلاب سفید گنجانده شده بود را تنها جزء آن خواند که ماهیت اصلاحطلبانه داشت و تأثیر بالقوه قابل توجهی بر ترکیب اجتماعی ملت و به ویژه روستاهای ایران میگذاشت.
با وجود اینکه این لایحه، ظهور سیاسی بورژوازی را نوید میداد، که طبری آن را در دوران انقلاب و پس از آن در دوران رضاشاه وارد عرصه قدرت میدانست، اصلاحاتی را که در سیستم پلیس، قوه قضائیه یا مالیات ایجاد کرد را می ستود، لذا اصلاحات ارضی از طریق ریشهکن کردن ارباب رعیتی و چالشهای در حال تکامل برای ادامه حیات سلطنت تا دهه ۱۹۶۰ اجتناب ناپذیر می بود.
روزنامه نگار حرفه ای، وکیل، مرد سیاست و وزیر کشاورزان
در شبه خاطرات اثر علی بهزادی آمده: حسن ارسنجانی، از سن 18 سالگی وارد روزنامه نگاری شد چون از همه چیز ایراد میگرفت همکارانش اسمش را گذاشتند حسن ایرادی و چون از ایراد هم ایراد میگرفت با پیشنهاد محمود تفضلی، کلمه ایراد را برعکس کردند و شد داریا و یک دکتر هم جلوی آن گذاشتند شد دکتر داریا! هر چند در آن زمان هنوز لیسانس اش را هم نگرفته بود( شبه خاطرات...ج اول ص18 ) اما از خیلی از دکترها دکترتر بود! بعدا هم که خودش صاحب روزنامه شد اسمش را گذاشت: داریا. سنش برای همه چیز پایین بود! شش سال سنش را زیاد کرد تا از 24سالگی به 30 سالگی برسد تا بتواند امتیاز روزنامه بگیرد و نماینده مجلس گردد... همه چیز را خیلی زود شروع کرد... با آن سن پایین، آن مقالات تند و آتشین عجیب بود، عجیب تر اینکه برخلاف اکثریت مردم در آن زمان در 1319ش. معتقد بود که آلمان بزودی بازنده جنگ جهانی دوم خواهد بود و ایران باید به ایتالیا و آلمان اعلان جنگ دهد که اگر ایران، چنین میکرد مسیر تاریخ ایران به راهی متفاوت می رفت.
همچنین، جزو اولین کسانی بود که ملی شدن صنعت نفت را مطرح کرد و حتی، نزدیک به 20سال زودتر از اجرای اصلاحات ارضی، از لزوم اصلاحات ارضی سخن گفته بود و آن هم در جریان اعتبارنامه اش در مجلس پانزدهم که اکثریت اعضای آن از مشهورترین اربابان و خوانین روستاها بودند و لانه عقربها و زنبوران ! ارسنجانی مأمور راهاندازی تشکیلات حزب دموکرات در گیلان شد و از همین رهگذر، نامزد نمایندگی لاهیجان و لنگرود در انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی شد.
خواست که با تکیه به آن حزب تجدیدنظری در معدل سنی نمایندگان مجلس کند و عده ای از نسل جوان را در انتخابات دوره پانزدهم به نمایندگی مجلس برساند. اما پس از راهیابی به مجلس در نطق دفاعیه از اعتبارنامه خود سخت به بزرگ مالکان تاخت. ناصر ذوالفقاری نماینده زنجان و نورالدین امامی نماینده خوی به اعتبارنامه اش اعتراض کردند و صلاحیت او را برای نمایندگی زیر سؤال بردند.،بحث بر سر اعتبارنامه ارسنجانی چند هفته و در طول دو ماه به درازا کشید. ذوالفقاری و امامی با قرائت گزیده هایی از مقالات ارسنجانی، بر انتقادهای او از قانون اساسی انگشت گذاشتند، او را که چپگرا و سوسیالیست بود، همکار پیشه وری خواندند و متهم به متلون بودن و تغییر موضعهای پی در پی سیاسی کردند. نداشتن معروفیت محلی در لاهیجان و لنگرود و اینکه برای اینکه سن خود را به حد نصاب نمایندگی (سی سال) برساند، شناسنامه اش را عوض کرده بود، دو محور دیگر اعتراض به اعتبارنامه ارسنجانی بود که مستقیم با قانون انتخابات ارتباط پیدا میکرد. علاوه بر نطق های مفصل ارسنجانی، ملکالشعراء بهار، عباس اسکندری و عبدالرحمان فرامرزی در دفاع از او سخن گفتند.
موضوع در مطبوعات بازتاب یافت و شماری از دانشجویان در اعتراض به مخالفان اعتبارنامه خویشی را که به گردن گاو میاندازند به مجلس بردند که اشارهای به حرفهای ارسنجانی بود که ذوالفقاری که از خوانین زنجان بود برای تنبیه رعیتهایش یو غ و خویش به گردن آنها میاندازد.
سرانجام در رأیگیری به اعتبارنامه در دوازدهم آبان ۱۳۲۶، ۵۴ رأی موافق و ۵۴ رأی مخالف به او داده شد و همین نتیجه هم محور بحث در مجلس شد. سرانجام رئیس مجلس اعلام کرد که چون ۱۱۰ نماینده در مجلس حاضر بودهاند، ارسنجانی نتوانسته نصف به اضافه یک رأی موافق کسب کند و در نتیجه اعتبارنامه اش رد شد.
اما در آن زمان هیچکس حدس نمی زد که 18 سال بعد این جوانِ 26 ساله،کله طاس، قد کوتاه و کله شق، قهرمان اصلاحات ارضی خواهد شد و زمین ها را از اربابان گرفته بین رعایا تقسیم خواهد کرد... .
بدین منهاج، ارسنجانی به کار روزنامه نگاری بازگشت، موفق به گذراندن دکتری حقوق شد و سپس پروانه وکالت دادگستری نیز گرفت و به وکالت مشغول شد.
ارسنجانی در سال ۱۳۳۸مشغول نگارش طرح اصلاحات ارضی و تدوین اصول و کلیات آن بود، وی در ۱۵ بهمن همان سال گفت: اگر اصلاحات ارضی جُرم است من این جرم را مرتکب میشوم تا ۱۵ میلیون جمعیت ایران را نجات دهم ..
او دو سال بعد همان طرح را در مقام وزیر کشاورزی به اجرا گذاشت. حسن ارسنجانی در غیاب مجلس، مهمترین برنامه وزارت کشاورزی را اصلاحات ارضی قرار داد که به مهم ترین برنامه دولت امینی بدل گشت. البته چنانچه پیشتر توضیح داده شد، اصلاحات ارضی از انقلاب مشروطیت به بعد مورد توجه احزاب و گروههای سیاسی، از جمله در جمهوری مهاباد، جنبش جنگل و بعدها در فرقه دمکرات جعفر پیشهوری، بود.
محمد مصدق نیز در برنامه دولت به بهبود احوال کشاورزان و تضعیف روابط ارباب رعیتی توجه کرد بود. بر چنین زمینهای بود که ارسنجانی با اتکا به مطالعات خود در باب مسئله زمینداری، طرح پیشین اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۳۸ را بطور اساسی تغییر داد.
ارسنجانی پیشنهادات خود مربوط به اجرایی ساختن مطلوب اصلاحات ارضی را به عنوان تلاشی برای به منصة عمل رساندن آن چیزی میدانست که میبایست از زمان مشروطیت عملی میشد. او طی یک سخنرانی که در آبان ۱۳۴۰ انجام داد، گفت: »هدف اجتماعی اجرای قانون اصلاحات ارضی این است که مالکیت عمده را از بین ببریم، عملی که میبایست پنجاه و شش سال قبل در نتیجه مشروطیت به دست میآید و تا به حال دور شده و عملی نگردید». در ۱۱ نوامبر ۱۹۶۱، چند هفته پس از درگذشت آیت الله بروجردی، شاه فرمانی صادر کرد و از دولت امینی خواست تا نسخه اصلاحشدهای از لایحه تحدید ملکیات را تهیه کند. این درخواست از طریق قانونی که در ۹ ژانویه ۱۹۶۲ توسط هیئت دولت تصویب شد، به اجرا درآمد که عملاً یک ماده کاملاً جدید را مشخص میکرد. همانطور که هم آموزگار و هم ای. کی. اس. لمبتون تأکید کردند، نوآوری کلیدی در پیشنهاد ارسنجانی تبدیل روستا، به جای مساحت، به واحد اصلی اندازهگیری بود که از طریق آن فرآیند توزیع مجدد اجرا میشد.
اکنون مالکان زمین به حق مالکیت یک روستای مورد نظر خود محدود شده بودند و بقیه روستاهای تحت تصرف آنها برای خرید و فروش مجدد توسط دولت به دهقانانی که به طور فعال در حال کشت زمین بودند، اختصاص داده شده بود.
ارسنجانی در آستانه تصویب هیئت دولت، با بیان اینکه اجرای کاداستر مورد نیاز برای لایحه اردیبهشت ۱۳۳۹ به سی سال زمان و مبلغ قابل توجه ۴۸۰ میلیون تومان برای تکمیل نیاز دارد، از این تصمیم دفاع کرد. قانون اصلاحشده همچنین شامل بندی بود که عضویت در شرکتهای تعاونی محلی که مسئول وظایف مشترک نگهداری و بهسازی بودند را شرط اجباری دریافت اسناد زمین میکرد، گامی که بهطور بالقوه دهقانان را توانمندتر میکرد قصد ارسنجانی این بود که اصلاحات ارضی تأثیری فراتر از ارائه یک شروع جدید به دهقانان داشته باشد. در بهار ۱۹۶۲، او به دیپلماتهای بریتانیایی و آمریکایی در تهران گفت که ابتکار عمل او «هدف متعالی و مقصدی» را به جوانان کشور و همه شهروندان «مترقی» آن ارائه داده است.
او همچنین معتقد بود که مخالفان، به ویژه جبهه ملی، که دغدغه اصلی آنها امکان رقابت آزادانه در انتخابات مجلس بیست و یکم بود، خلع سلاح شدهاند. اما با وجود چنین چشمانداز امیدوارکننده ای، دیگر ناظران خاطرنشان کردند که طرح اصلاحات ارضی نتوانسته است در میان بخشهای قابل توجهی از جامعه مورد توجه قرار گیرد.
شائول بخاش، از محققین ایران می نویسد: .... چند ماه پس از همهپرسی ژانویه ۱۹۶۳ در مقالهای در روزنامه خاطرنشان کرد م که «حمایت ملی فعال» مورد نظر ارسنجانی محقق نشده است و از طبقه کارمند جامعه خواست که دست از شکایت بردارند و به جای آن به روستاها بروند تا در برنامه ای با اهمیت بسیار برای کشور شرکت کنند. دامنه محبوبیت ارسنجانی در کشور و در بین روستاییان روز به روز بیشتر می شد به گونه ای که برخی دختران به او نامه می نویسند و تقاضای ازدواج می کنند.
حسن ارسنجانی نیز مانند اکثر مردان سیاسی ایران، از روزنامه نگاری به مقامات سیاسی مانند نمایندگی مجلس یا وزارت رسید بنابراین با اصلاحات ارضی چه موافق باشیم یا مخالف. اما در این شکی نیست که یکی از بزرگترین رخداد تاریخ ایران بوده و تأثیر عظیمی بر زندگی ایرانیان مخصوصاً دهقانان گذاشت که نصف جمعیت ایران را تشکیل می دادند. اینکه اصلاحات ارضی دیکته کندی رئیس جمهور آمریکا بوده درست است، کندی وقتی در ژانویه 1340به کاخ سفید راه یافت گفت: کسانی که به انقلاب های صلح آمیز تن نمی دهند باید در انتظار انقلاب های خونین باشند. و خروشچف در همان زمان سخن او را به نحوی دیگر چنین گفته بود: ایران مثل یک آلو است که به محض رسیدن،به دامن ما خواهد افتاد... این دو نقل قول از روسای دو قدرت جهانی در دوران جنگ سرد، و ژئوپلتیک ایران شاه را شتابزده به انقلاب سفیدو تن دادن به نظرات گاهی رادیکال و سوسیالیستی ارسنجانی سوق داد.
نطقهای ارسنجانی چنان تند بود که نخست وزیر از معینیان رییس رادیو خواست پخش نشود، چون با عبارت: دهقانان عزیز، مالکان جنایتکار، شروع می کرد. برای آن که به شایعه نفوذ آمریکایی ها در وزارت کشاورزی خاتمه دهد همه مشاوران آمریکایی را نیز اخراج کرد چرا که وقتی آمریکا در سطحی، چون کندی حامی دولت مجری اصلاحات ارضی بود به این مشاوران نیاز نداشت. در غیاب نقشه برداری مدرن معیار تقسیم و واگذاری را نسق های زارعان قرار داد و اقدام به فروش و اجاره و تقسیم میان مالک و زارع کرد. نخست وزیر از او خواست از املاک اجدادی خود او در گیلان شروع کند، اما ارسنجانی در اسفند ۴۰ از مراغه شروع کرد.
او چنان سرعت و جسارت به خرج داد که نه تنها مالکان بلکه نخبگان مخالف دولت را نیز شگفت زده ساخت!. برنامه اصلاحات ارضی، از آذربایجان و از روستای ورجوی مراغه آغاز شد در آن زمان شایع شده بود که حسن ارسنجانی از دختر یکی از مالکان مراغه خواستگاری کرده اما چون جواب رد شنیده بخاطر همین، اصلاحات ارضی را از مراغه و از ملک آن ارباب شروع کرده...اما این واقعیت نداشت چرا که علت اصلی این انتخاب، دلایل مهمی داشت
انتخابی هوشمندانه نقطه شروع، مراغه آذربایجان
ارسنجانی هشت ماه بعد از عهده دار شدن پست وزارت کشاورزی، لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی را تهیه و به تصویب رساند لایحه اصلاحات ارضی با تصویب مجلسین شورای ملی و سنا به قانون بدل و به مرحله اول اصلاحات ارضی مشهور شد و در دوازده روز پس از مهلت قانونی در ۱۳۴۰/۱۲/۱۲ آن قانون را در مراغه اجرا کرد. ارسنجانی اصلاحات ارضی را به ۳ دلیل از مراغه روستای ورجوی در شمال غربی آذربایجان آغاز کرد. نخست آنکه ارسنجانی مراغه را به عنوان طرح پیشاهنگ انتخاب کرد چرا که آذربایجان مهد مشروطیت بود او با این منطقه آشنایی کامل داشت. چون اولین بار تقسیم زمین اربابان در بین دهقانان در دوره فرقه دمکرات صورت گرفته بود و چون روستای ورجوی در مراغه جزو روستاهای ربیع کبیری همان اربابی بود که وزیر پست تلگرافِ سید جعفر پیشه وری شده و پس از شکست فرقه دمکرات در میدانی در مراغه به دار آویخته شده بود، بخاطر این، تقسیم اراضی از اینجا آغاز گردید.
ارسنجانی، دقیقا در همان روستایی که صاحب و خان آن روستا یعنی ژنرال کبیری در زمان فرقه دمکرات به فرقه پیوسته بود و در راستای سیاستهای و اصلاحات اقتصادی فرقه، کل زمینهای خودش را بین دهقانان روستا تقسیم کرده بودکار را کلید زد. البته با سرنگونی فرقه دمکرات، ژنرال کبیری نیز به همراه هزاران نفر از افراد فرقه در سن 80 سالگی به جوخه اعدام سپرده شده و دوباره زمین ها از دست دهقانان گرفته شده به اربابان تحویل داده شده بود اما اکنون پس از گذشت 17 سال از سرنگونی فرقه دمکرات، شاه خود دست به اصلاحات ارضی می زد...
دوم آنکه، مالکان آذربایجان قدرتمندترین و ثروتمندترین و سرکوبگرترین مالکین ایران بودند. علت سوم این بود که این مالکین تصویری ارتجاعی داشتند، بنابراین در هنگام درگیری با آنها بهتر میتوانست از صفآرایی مردم مخالف با آنها بهره ور شود. ارسنجانی معتقد بود اگر بتواند قدرت مالکان مراغه را در هم بکوبد از عهده اصلاحات ارضی سراسر کشور بر خواهد آمد.
ارسنجانی به سرعت جنبید. در یک سلسله کارهای برقآسا، سخنرانی برای روزنامهنگاران، تشکیل کنگرهها و سمینارها و اعلام اینکه در ماه های اردیبهشت و خرداد ۱۳۴۰ تقسیم اراضی را آغاز خواهد کرد، مالکان را غافلگیر کرد و حتی به نخستوزیر، امینی و شاه نیز شبیخون زد.
آنها دائما در برابر اعمال انجام شده ارسنجانی قرار میگرفتند و برای آنکه از اعتبارشان در برابر مردم کاسته نشود، چاره ای جز قبول آنها نداشتند. وقتی این مرد کوتاه قد در رأس مجریان اصلاحات ارضی قرار گرفت، چنان سرعت و جسارت به خرج داد که نه تنها مالکان بلکه نخبگان مخالف دولت را نیز شگفت زده ساخت ارسنجانی در اینباره گفته بود: قدرت سیاسی زمینداران پس از شهریور ۱۳۲۰ تقویت شده و آنها برای نزدیک به بیست سال به وزنه مؤثری در سیاست ایران تبدیل شده بودند.
حتی در انتخابات مجلس آرای روستاییان را به نام خود منظور میکردند چنانکه اعضای شاخص سه فراکسیون اصلی مجلس سیزدهم (اتحاد ملی، میهن و آذربایجان) از بزرگ زمین داران بودند و خانواده های آنها در ارکان اصلی سازمان ها و دولت مشغول به کار بودند. به تخمین ٤٩ درصد نمایندگان مجلس هفدهم از زمینداران بودند. بعد از ۲۸ مرداد نیز کماکان زمینداران اکثریت مجلس را در اختیار داشتند طرفه اینکه در زمان صدارت مصدق، او در مواجهه با ملاکان و زمینداران بزرگ، نظر به فشار تحریم نفتی و نیاز به تحرک در بخش کشاورزی، تضعیف زمینداران به قدری حساس بود که دست زدن به یک برنامه ی انقلابی مانند اصلاحات ارضی اجرایی نبود. زیرا رعایا نه واجد وسائل بهره برداری نظیر آب، کود، بذر، دام و غیره بودند و نه تجربه و دانش لازم را برای مدیریت زمین و تعیین میزان و نوع کشت در اختیار داشتند مصدق همواره نگران بود که اصلاح نظام کشاورزی، با روالی منطبق با شرع و سنن موجود باعث ایجاد ناراحتی و بروز واکنش نشود و ضمناً، نظم موجود کشت و زرع و مدیریت موجود مالکان را، بیآنکه چیزی مناسب و کارآمد جانشین آن کند، متزلزل نکرده و بر هم نریزد، با این حال مصدق توانست با تصویب برخی قوانین در نحوه ی رابطه زارع و مالک تغییر ایجاد کرده و وضعیت زارعین را بهبود ببخشد که این امر به خودی خود و به شکلی تدریجی قدرت مطلق مالکین را تحت تاثیر قرار می داد.
با این مقدمه لزوم اصلاحات ارضی قابل درک خواهد بود لذا من کاملا واقف بودم که باید با قدرت و سرعت عمل کنم، چون هیچ گونه زیربنای انقلاب اجتماعی که بتوانم اصلاحات را بر آن بنا کنم در دسترس نداشتم. حتی قانون اساسی ایران نیز تیولگرایی را قانونی میداند و پهلوی ها خود از بزرگترین تیول دارانند. اگر برنامه با کندی به اجرا درمیآمد هرگز انجام نمیشد.
تمام دولت مردان از صمیم قلب، مخالف اجرای جدی اصلاحات ارضی بودند. اگر گروه هایی گماشته میشدند تا در چند سال درباره اصلاحات ارضی با دقت به بررسی و جست و جو بپردازند، به یقین این کار پای نمیگرفت و بهگونهای سریع تباه شده و بر یاد میرفت، چه این همان اتفاقی بود که در کشورهایی مانند فیلیپین، سوریه و مصر صورت گرفت و من اجازه نمیدادم که عین آن در ایران اتفاق بیفتد.
ارسنجانی ادعا داشت که عوامل شوروی بارها با او تماس گرفته و گله مند بودند که تنها راه اصلاحات ارضی، پذیرش اقتصاد با اصول اشتراکی است. گزارش شده که آمریکاییها بارها از او خواهش کرده بودند که از سرعت و پیشرفت بکاهد و با احتیاط پیشروی کند. شاه هم چون خود مالک بزرگی بود میل داشت اصلاحات ارضی به طور محدود انجام شود.
به هر حال مرحله نخست اجرای قانون اصلاحات ارضی انجام شد. شهرستان مراغه در آذربایجان شرقی نخستین شهرستانی بود که کشاورزان آن سند مالکیت زمینهای سهم خود را از دست شاهنشاه دریافت نمودند. روز ۱۷ اسفند ماه ۱۳۴۱ از سوی سازمان اصلاحات ارضی مراغه اسناد انتقال زمینها از دولت به برزگران که روی آن زمینها کار میکردند آماده و دستینه شد.
در روز سهشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۴۰ شاه اسناد مالکیت را به کشاورزان مراغه دادند. علی مرادی مراغه ای می نویسد: ارسنجانی با اصرار و تشویق، شاه را به مراغه کشاند اما در زمانی که شاه، اسناد زمینها را به دهقانان میداد اتفاق عجیبی افتاد. سندهای مالکیت آماده نشده بود اما ارسنجانی دستور داد کاغذ پاره هایی را داخل پاکتها گذاشته و از سوی شاه به دهقانان داده شود. وقتی دهقانها به زانو افتاده پای شاه را میبوسیدند و شاه پاکتها را به آنان میداد، نه خود شاه میدانست چه میدهد و نه دهقانان بیسواد میدانستند چه میگیرند !...
البته بعدا هر چند سندها و بنچاق هایی اصلی را به کشاورزان دادند اما گذشت زمان نشان داد که آن سندهای اصلی نیز به مانند آن کاغذ پاره های قلابی اولیه، چندان نفعی به حال رعایا نداشتند چرا که در سایه دلارهای نفتی، دروه جدیدی آغاز شده و زمین کشاورزی آن هم بشکل سنتی و قطعه قطعه شده تفوق خود را از دست داده بود و کشاورزانی که زمینها را تحویل گرفته بودند کم کم روستا را ترک کرده و به لشکری از حاشیه نشینان تهران و شهرهای بزرگ می پیوستند... اگرچه تقسیم زمین بین روستاییان، دهقانان را شاد و مسرور ساخت زیرا پس از قرنهای متمادی از ظلم و سیطره اربابها آزاد می شدند، اما اگر آنان از جبر و ستم اربابها آزاد شدند، در چنبره فقر و به عبارتی جبر معیشت اقتصادی گرفتار آمدند.
کنگره دهقانان اولین تلاش دولت برای مشروعیت بخشیدن به اصلاحات ارضی بود و در اواسط دی ماه ۱۳۴۱ (ژانویه۱۹۶۳)، ارسنجانی با موفقیت کنگره تعاونیهای روستایی را در تهران برگزار کرد که در آن ۴۷۰۰ نماینده شرکت کردند. او در برگزاری همه پرسی ۶ بهمن ۱۳۴۱ (۲۶ ژانویه ۱۹۶۳) در حمایت از اصلاحات ارضی که در آن دهقانان فعالانه مشارکت کردند، نقش موثری داشت.
مئیر عزری یهودی اصفهانی تبار و اولین نماینده دولت اسراییل در ایران) در کتاب خاطراتش (در ص 472 آورده وقتی انقلاب سفید شاه اتفاق افتاده و کمی بعد هم همکاری اسراییلی ها در دشت قزوین و شیراز و مابقی نقاط باعث بهبود برخی محصولات کشاورزی و به قول عزری سه متری شدن ذرت های 40سانتی شد، موشه دایان به ایران می آید و از مراغه و قزوین و ..بازدید می کند تا نوبت دیدار با شاه در کاخ فرا می رسد، عزری می نویسد: گل سرسبد دیدارهای موشه دایان از ایران در کاخ شاه بود که در آن ارسنجانی، دایان را سرباز و وزیر کشاورزی اسراییل معرفی کرد و او را ستود.
در پایان جشن، شاه از دایان پرسید: ارسنجانی را چگونه وزیری یافتند؟ دایان پاسخ داد: او وزیر کشاورزی نیست بلکه وزیر کشاورزان است. این پاسخ بی پیرایه و روشن دایان، طنین زنگی موجدار در سرشاه شد و دریافت که کشاورزان ارسنجانی را به راستی دوست دارند بنابراین همین که فرصت به چنگش افتاد او را از ایران دور کرد وروانه ایتالیا کرد !...ارسنجانی بعدها این سفر را تبعید اجباری خواند. شاه در ظاهر با اقدامات ارسنجانی و اصلاحات ارضی موافق بود و از ارسنجانی قدردانی میکرد ولی در باطن از او کینه به دل میگرفت زیرا ارسنجانی نزد مردم محبوبیت توده ای زیادی یافته بود و همین امر به شاهگران می.آمد.در واقع شاه به دو دلیل از اصلاحات ارضی حمایت میکرد:اول آن که حمایت از این قانون برای او اعتبار میآفرید و از سوی دیگر نفوذ و قدرت مالکان بزرگ را که رقیب خود میپنداشت،تضعیف می نمود. از این رو با دستور شاه، ارسنجانی در دوران نخستوزیری اسدالله علم همچنان در سمت خود باقی ماند.
در مقالهای از آرشیو چاپی تایمز تهران، ایران، ۳۱ ژانویه آمده: دکتر حسن ارسنجانی، وزیر کشاورزی ایران، امروز گفت که اصلاحات ارضی در ایران دیگر یک رویا نیست، بلکه یک واقعیت قطعی است، چرا که زمینداران فئودال یا به سرعت در حال سلب مالکیت هستند یا به سرعت در حال توزیع مالکیت هستند.
تحت اقدامات قاطع او، که کاملاً مورد حمایت شاه محمدرضا پهلوی بود، حدود ۲،۰۰۰،۰۰۰ هکتار زمین بین دهقانان توزیع شده است. این ممکن است تنها بخش کوچکی از زمینهای قابل کشت ایران باشد، اما دکتر ارسنجانی، مردی با انرژی و اراده بی حد و حصر، گفت که توزیع مجدد زمین ها ظرف یک سال تکمیل خواهد شد.
وزیر در مصاحبه این رویکرد را داشت که ۱۰۰۰،۰۰۰ هکتار اول سختترین بخش بود، زیرا اکنون ما سازماندهی خود را آغاز کردهایم. او گفت که همه پرسی شنبه گذشته واقعاً برنامه ما را تثبیت کرد. اکنون دیگر راه برگشتی وجود ندارد. دهقانان این را میدانند، و زمینداران نیز همینطور. در همهپرسی ملی، حدود ۵،۵۰۰،۰۰۰ ایرانی به برنامه اصلاحاتی که توسط شاه ارائه شده بود، رأی دادند. فقط ۵۰۰۰ رأی «نه» وجود داشت.
دکتر ارسنجانی امروز در دفتر خود در تهران، که از طریق مترجم صحبت میکرد، گفت: «اصلاحات ارضی در حال انجام است و اصلاحات دیگری را در صنعت، خدمات شهری و زندگی اجتماعی به همراه خواهد داشت. دکتر ارسنجانی توسط بسیاری از ایرانیان به عنوان یک انقلابی تک نفره شناخته میشود.
او که مردی با پیشینه اجتماعی متوسط بود، اولین بار به عنوان سردبیر روزنامهای که برای اصلاحات ارضی مبارزه میکرد، صدایش بلند شد. در ماه مه ۱۹۶۱، دکتر علی امینی، نخست وزیر اصلاحات شاه، دکتر ارسنجانی را به عنوان وزیر کشاورزی منصوب کرد. چند روز بعد، برنامه اصلاحات ارضی اعلام شد. دکتر امینی تابستان گذشته استعفا داد، اما دکتر ارسنجانی هنوز قوی است.
او از حمایت صریح شاه و نخست وزیر اسدالله علم برخوردار است. دکتر ارسنجانی امروز گفت که اقدامات اصلاحی او نه تنها کشاورزان مرفهی را از دهقانان میسازد، بلکه تولید مزرعه را نیز دو برابر میکند. او میخواهد تولید کشاورزی با توسعه صنعتی ایران پیوند نزدیکی داشته باشد و برای اطمینان از این امر، درخواستهای جدی خود را به سازمان برنامه ایران ارائه داده است تا بدون هیچ قید و شرطی، پروژه های خود را اجرا کند.
سازمان برنامه برای هدایت و هماهنگی برنامه توسعه ملی تأسیس شده است.او خواهان کارخانههای بیشتر تولید مواد غذایی و کود، آبیاری، برنامه ریزی روستایی با برق رسانی، مسکن بهتر و آب چاه تمیز است. او خواهان امکاناتی برای بهبود بذرها و حشرهکشها است. او خواهان کارخانهها و تأسیسات صنعتی است که حداقل بخشی از آنها متعلق به دهقانان یا تعاونیهای کشاورزی باشد. و برای انجام این کار به ۲۰۰ میلیون دلار نیاز دارد. او با درخواست از سازمان برنامه برای تقسیم بیشتر درآمدهایش از میادین نفتی ایران شروع کرد. قرار است از درآمد سالانه حدود ۳۰۰ میلیون دلار، سازمان برنامه حدود دو سوم را برای پروژههای عمرانی ایران دریافت کند. اما دکتر ارسنجانی استدلال میکند که بهتر است این پول مستقیماً به وزارتخانه او اختصاص یابد.
او میگوید که باید فوراً با اختصاص بخش عمدهای از درآمد نفتی سالانهی کشور به مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار یا از طریق کمکهای خارجی هنگفت، پول جمعآوری شود. طبق برنامه اصلاحات ارضی، مالکان باید زمین را در ازای اوراق قرضه ۱۵ ساله به دولت بفروشند. زمین به دهقانان، ترجیحاً به کسانی که به عنوان رعیت یا کشاورز سهمبر روی آن کار کرده بودند، با یک طرح اقساطی ۱۵ ساله فروخته میشود.
در نشریه نیویورک تایمز در تاریخ۱۲ مه ۱۹۶۳ آمده:
ایرانیان درباره سرعت اصلاحات بحث میکنند؛ برخی خواستار تسریع در انتقال زمین هستند، برخی دیگر احتیاط میکنند، بسیاری دیگر منتظرند، یک گروه خواستار سرعت است. این قانون در ابتدا به مالکان زمین اجازه میداد هر کدام یک روستا را نگه دارند، اما اکنون تغییر کرده و به آنها اجازه داده شده است که بیش از ۱۲۰۰ هکتار زمین نداشته باشند. یک مالک زمین میتواند این زمین را تنها به شرطی نگه دارد که آن را با ماشینآلات مدرنیزه کند و دستمزد واقعی به کشاورزان بپردازد.
دکتر ارسنجانی در حال بررسی پیشنهاد حداقل ۵۰ ریال (۶۷ سنت) در روز است. یکی از حساس ترین بخشهای برنامه دکتر ارسنجانی، واگذاری هفت تا نه هزار روستای متعلق به سازمان اوقاف و امور خیریه ایالت است. این روستاها که به عنوان املاک زیارتگاهی شناخته میشوند، همواره محل حمایت از مؤسسات مذهبی بودهاند. دکتر ارسنجانی میگوید که این املاک وسیع نیز باید توزیع شوند و پیشنهاد میکند که وزارتخانهاش اجاره های مناسبی را تعیین کند که بر اساس آن دهقانان بتوانند زمینها را اجاره کنند و اجاره بها به سازمان مذهبی برسد.ایرانیان درباره سرعت اصلاحات بحث میکنند؛ برخی خواستار تسریع در انتقال زمین هستند، برخی دیگر احتیاط میکنند، بسیاری دیگر منتظرند، یک گروه خواستار سرعت است.
اما عاقبت پس از ۸ ماه همکاری با او به علت ناسازگاری با علم از وزارت کشاورزی استعفا داد و به عبارتی دیگر بر کنار شد اما او همچنان دل در گروی فرجام اصلاحات ارضی داشت.
ارسنجانی همواره طالب افزودن به سرعت روند اصلاحات و طرفدار سرعت بود. ستون نویس نیویورک تایمز می نویسد:
یکی از گروه های اصلاحطلبان، به رهبری دکتر حسن ارسنجانی، وزیر سابق کشاورزی که آغازگر این برنامهی گسترده بود، دولت را تحت فشار قرار میدهد تا هر چه سریعتر تعاونیها را تأسیس کند. دکتر ارسنجانی در ماه مارس گذشته پس از آنکه عبدالحسین بهنیا، وزیر دارایی محافظهکار، و دیگران، نخستوزیر اسدالله علم و شاه را متقاعد کردند که این برنامه باید با «سرعت کمتر و نظم بیشتر» پیش برود، استعفا داد. بانک کشاورزی موافق است که اگرچه اصلاحات ارضی هنوز «فوری» است، اما باید مشکلات جمعآوری سرمایه و مشکل بزرگتر یافتن افراد آموزشدیده برای اداره تعاونیها را در نظر بگیرد. محافظهکاران در ایران میگویند که بیش از ۵۰۰۰ تعاونی در سال نمیتواند به درستی سازماندهی شود.
این به معنای گسترش اصلاحات ارضی در چهار یا پنج سال آینده است. دکتر ارسنجانی گفت که این برنامه باید در کمتر از نصف زمان انجام شود و از نخست وزیر اعلم خواست که فوراً پول را جمعآوری کند. گزارش شده است که هزینه حدود ۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰ دلار خواهد بود. شاه به مدیر سابق اصلاحات ارضی خود، سمت سفیری در رم را پیشنهاد داده است تا او را، به اعتقاد عموم، از صحنه جنجال دور کند. اما دکتر ارسنجانی میگوید که برای نوشتن کتاب در تهران میماند. گفته میشود دکتر ارسنجانی جاهطلبیهای سیاسی دارد و منتظر فرصت مناسبی برای پیگیری آنهاست. اگر اصلاحات ارضی همچنان موضوع داغ ایران باشد، شاه ممکن است پس از انتخابات مجلس در خرداد یا تیر، اجتناب از درخواست از دکتر ارسنجانی برای تصدی پست نخستوزیری و تشکیل کابینه جدید را دشوار بیابد .
در تاریخ شفاهی آمده بعبارت دیگر شاه به محبوبیت اشتهار و نفوذ او حسادت کرد و ابتدا نخستوزیر و سپس وزیر کشاورزی را کنار گذاشت تااصلاحات به نام خود او ثبت شود سپس اصلاحات ارضی را ذیل اصول ۶ گانهای بُرد که نام آن را انقلاب سفید شاه و ملت گذاشت. در منابع اطلاعاتی آمریکا در این باره آمده: تحت مدیریت وزیر پویا و جاه طلب کشاورزی، ارسنجانی، برنامه اصلاحات ارضی در ابتدا بسیار سریع پیش رفت.
اما، هنگامی که به نظر میرسید ارسنجانی اصلاحات ارضی را با سرعت زیادی پیش میبرد و از آن برای ایجاد یک موقعیت سیاسی مستقل استفاده میکند، شاه او را مجبور به استعفا کرد. پس از آن، سرعت اصلاحات ارضی به طور قابل توجهی کاهش یافت. دولت در تأمین اعتبارات کشاورزی و مدیران آموزشدیده برای تعاونیهای روستایی که هر دو برای موفقیت برنامه ضروری بودند، با مشکل مواجه و برکنار شد. در سپتامبر ۱۹۶۳، دولت علناً ادعا کرد که مرحله اول برنامه - سلب مالکیت از بزرگترین زمینها - تکمیل شده است.
اکنون برخی کارهای مقدماتی برای مرحله دوم برنامه اصلاحات در حال انجام است که قرار است تقریباً ۲۵۰۰۰ روستا از روستاهای تحت مالکیت یک یا چند مالک را شامل شود، اما مشخص نیست که آیا تصمیمی برای ادامه آن گرفته خواهد شد یا خیر، یا چه زمانی؟ تاکنون برنامه اصلاحات ارضی هیچ تأثیر قابل توجهی بر تولید کشاورزی نداشته است. هرگونه تأثیر مخربی بیش از حد با شرایط آب و هوایی خوب در دو سال گذشته جبران شده است و کل تولید کشاورزی ممکن است امسال افزایش بیشتری را ثبت کند. تا به امروز بخش نسبتاً کمی از زمین توزیع شده است و بیشتر تعاونیهای دولتی که قرار است نقش اساسی در مدیریت کشاورزی ایفا کنند، فقط روی کاغذ تشکیل شدهاند.
آینده بخش کشاورزی اقتصاد تا حد زیادی به میزان موفقیت این تعاونیها در انجام وظایف خود، به ویژه مدیریت سیستم پیچیده آبیاری ایران که وظیفه سنتی مالکان بوده است، بستگی دارد. اگر این مسئولیتهای مدیریتی در واقع به خوبی انجام شوند و اگر برنامههای دولت برای ارائه کمکهای مالی و فنی اجرا شود، احتمالاً تولید کشاورزی افزایش خواهد یافت. ارسنجانی سپس به سفیری ایران در ایتالیا منصوب شد از ۱۷ فروردین ۱۳۴۲ تا ۲۶ شهریور ۱۳۴۳، سفیر ایران در ایتالیا بود ولی پس از 15 ماه معزول و به تهران احضار گردید.
او پس از بازگشت، دیگر به مسئولیت دولتی نرسید. او ترجیح داد به ایران بازگردد بماند و به وکالت بپردازد اما خسته از آزار ساواک روزنامهنگاری را از سر نگرفت. حتی پاسپورت او را ظبط کرده و به وی نمی دادند تا از کشور خارج نشود. ساواک او را غیرقابل اعتماد میدانست در گزارش ساواک چنین آمده: حسن ارسنجانی حتی برای یک ثانیه قابل اعتماد نیست… حسب منافعی که دارد رنگ عوض میکند.
سندی از ساواک نشان میدهد که ۱۰ میلیون لیر ایتالیایی برای یک گروه هنری به حساب او واریز شده، اما او آن را به حساب شخصیاش گذاشته و این عمل مخالف با شئون نماینده کشور شاهنشاهی است به گزارش ساواک او در ایتالیا ازدواج کرد، پسری داشت و جدا شد. او سرانجام در 11 خرداد ۱۳۴۸ به دلیل مسمومیت، بر اثر سکته قلبی در ۴۸ سالگی در گذشت. حسن ارسنجانی، با زندگی پرتلاطم سیاسی، از روزنامهنگاری تا وزارت، نمادی از سیاستمداران عصر پهلوی است. او اصلاحات ارضی را طراحی کرد که ساختار روستایی ایران را تغییر داد، اما اتهامات وابستگی به انگلیس و جاه طلبی، میراثش را پیچیده کرد. برخی منابع مانند خاطرات فردوست و اسناد ساواک، تصویر مردی را ترسیم میکنند که بین ایدئولوژی و قدرت نوسان داشت. مرگ او در تنهایی های بی پایانش افول غم انگیز و زودرس یک سیاستمدار باسواد، تیزهوش با حاشیه های فراوان بود.
در منابع اطلاعاتی منتشر شده سیا آمده: ظاهراً شاه برای تثبیت دستاوردهای ارسنجانی، نیاز به یک دوره تنفس در تلاشهای اصلاحی خود را احساس میکند. سرعت اصلاحات ارضی از ظرفیتهای اداری دولت پیشی گرفته بود و احتمالاً در آینده نزدیک زمینهای جدید کمی واگذار خواهد شد.
با این حال، بعید است که آگاهی از این واقعیت، ناامیدی قابل توجهی را در میان دهقانان ایجاد کند، که هنوز هیچ ابتکار سیاسی از خود نشان ندادهاند. در هر صورت، هیچ وسیله آماده ای برای ابراز احساسات آنها وجود ندارد، زیرا شاه عملاً از ظهور هرگونه رهبر تودهای یا چهره محبوب جلوگیری کرده است. اگرچه بعید به نظر میرسد که دهقانان در آینده نزدیک به یک نیروی فعال در زندگی سیاسی تبدیل شوند، اما این امکان وجود دارد که شاه آغاز یک تحول اجتماعی در روستاها را تقویت کرده باشد.
منبع:
برای کنکاش بیشتر در مورد زندگینامه ارسنجانی و مطالعه مفصل تر برادرش، نورالدین ارسنجانی، دکتر ارسنجانی در آینه زمان (تهران: نشر قطره، ۲۰۰۰)، به عباس میلانی، حسن ارسنجانی در Eminent Persians (سیراکیوز: انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۲۰۰۸) مراجعه کنید.
نویسنده: حسین شیرزاد، تحلیگر و دکترای توسعه کشاورزی