هر نهاد جایگاه و کارکرد خود را دارد
بررسی جایگاه و کارکرد شوراهای اسلامی شهر و روستا و اهمیت مشارکت شهروندان در انتخابات این نهاد محلی در کنار انتخابات ملی.
شوراهای اسلامی شهر و روستا نهادهای کمکمدیریتی و راهبری برای شهرها و روستاها هستند و از این بابت نمیتوان آنها را تحقیر کرد یا جایگاهشان را تخفیف داد.
همان کسانی که در انتخاب یک نفر به عنوان رئیس حکومت جمهوری اسلامی شرکت میکنند و رئیسجمهور انتخاب مینمایند، همانها در انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی حضور پیدا میکنند و اعضای یک نهاد ملی، یعنی مجلس شورای اسلامی را انتخاب میکنند. همین روستانشینان نیز در انتخابی دیگر، اعضای شورای روستای خود را برمیگزینند و به دهیار در انجام وظایفش کمک میکنند.
آیا انتخابکنندگان در هر یک از این انتخابها جایگاهشان تخفیف پیدا میکند و از اهمیت رأیشان کاسته میشود؟ حتماً پاسخ به این پرسشها منفی است؛ چرا که در هر یک از این انتخابها، رأیدهنده از جایگاه یکسانی برخوردار است و این جایگاه تغییر نمیکند. بلکه او در هر یک از این موقعیتها شخصی را برای انجام امور خاصی انتخاب میکند که دارای مأموریتها و تکالیف متفاوتی است.
روشن است کسی که میخواهد در جایگاه رئیسجمهور قرار بگیرد، از تواناییهای بیشتری نسبت به یک عضو شورای روستا برخوردار است و کسی که برای ورود به شورا نامزد میشود، خود را دارای شرایط لازم برای تصدی امور کشوری و احراز جایگاه رئیسجمهور نمیداند. اما آیا میتوان به خاطر جایگاه ملی نهاد ریاستجمهوری، اهمیت نهاد شورا را حتی در محدوده یک واحد کوچک مانند روستا دستکم گرفت یا تخفیف داد؟
نکته مهم، تفاوت کارکرد این دو نهاد است؛ یکی در حوزه محیط سکونت و شهر یا روستا و دیگری در حوزه کشور و امور ملی به شهروند خدمت میکند. آیا امور مربوط به محیط سکونت و شهر یا روستا برای یک شهروند کماهمیتتر از امور کشوری و ملی است؟ حتماً چنین نیست. در واقع بسیاری از شهروندان، مخصوصاً شهروندانی که در شهرهای کوچک یا روستا زندگی میکنند، ارتباط اندکی با امور و قوانین کشوری و ملی دارند و از این بابت امور شهر و روستایشان که تأثیر مستقیم و بلافاصله بر زندگیشان دارد، برایشان مهمتر و ملموستر است.
در واقع برای این افراد، مناسب بودن راههای شهر و روستایشان از برطرف کردن گره ترافیکی در جادههای مواصلاتی و شریانی یک استان ـ حتی در برخی موارد در استان خودشان ـ اهمیت بیشتری دارد. البته نمیتوان بر اینگونه افراد خرده گرفت؛ چرا که چنین افرادی باید مشکل را لمس کنند تا بتوانند یا ترغیب و وادار شوند که درباره آن موضع بگیرند.
این مثال از آن رو بیان شد که نادرستی این باور ـ که اهمیت حضور در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا کمتر از اهمیت حضور و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا رئیسجمهور است ـ نقد شود. برای یک شهروند مسئول، همانقدر که ساماندهی امور کشوری مهم است، همانقدر هم رسیدگی به امور شهر و روستا اهمیت دارد و یکی را به نفع دیگری کنار نمیگذارد.
بر این پایه، یک شهروند ـ چه در روستا زندگی کند یا در شهر کوچک، شهر بزرگ یا کلانشهر ـ نمیتواند دلیل بیاورد که چون در انتخاباتهای مهمی مانند انتخاب رئیسجمهور، مجلس خبرگان رهبری و … شرکت میکند، ضرورتی به حضورش در انتخابات شوراهای شهر و روستا نیست و او میتواند از مشارکت در این انتخاباتها صرفنظر کند.