شاهدژ اصفهان؛ روایت فراموششده اسماعیلیان پیش از الموت
شاهدژ اصفهان، دژی مهم در تاریخ اسماعیلیان پیش از الموت، با کمبود پژوهش و آسیبهای گردشگری روبهروست؛ گفتوگو با باستانشناس دانشگاه هنر اصفهان.
ثبت جهانی مجموعه قلعههای اسماعیلی ایران با محوریت الموت، بار دیگر توجهها را به شبکه دژهای تاریخی و نقش آنها در تاریخ سیاسی ایران جلب کرده است؛ اما در جنوب اصفهان، بر فراز کوه صفه، محوطهای قرار دارد که میتواند بخش مهمی از این روایت را کامل کند: شاهدژ.
شاهدژ اصفهان تنها بقایای یک قلعه نظامی نیست؛ محوطهای گسترده با شواهدی از دوره پیش از اسلام تا روزگار صفوی و قاجار است که در دوره سلجوقی به یکی از پایگاههای مهم اسماعیلیان تبدیل شد. با این حال، کمبود مطالعات جامع، توسعه گردشگری بدون پیوست جدی باستانشناسی و نبود برنامه حفاظتی یکپارچه، آینده این میراث تاریخی را با نگرانیهایی جدی روبهرو کرده است.
علی شجاعی اصفهانی، عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر اصفهان از اهمیت تاریخی شاهدژ، آسیبهای واردشده به آن و ضرورت بازنگری در شیوه حفاظت از این محوطه سخن گفته است.
شاهدژ؛ مجموعهای تاریخی فراتر از یک قلعه نظامی
آنچه امروز با نام شاهدژ یا شاهدز شناخته میشود، صرفاً یک استحکام دفاعی بر فراز کوه صفه نیست. به گفته شجاعی اصفهانی، این محوطه مجموعهای وسیع از آثار معماری، فضاهای استقراری و شواهد تاریخی است که دستکم در پهنهای حدود ۵۰ هکتار از بخشهای مختلف کوه صفه پراکنده شدهاند.
هسته اصلی قلعه در یکی از مرتفعترین نقاط کوه قرار دارد، اما آثار معماری و نشانههای استقرار در دیگر بخشهای صفه نیز دیده میشود. همین پراکندگی نشان میدهد با مجموعهای پیچیده و چندلایه روبهرو هستیم که در دورههای مختلف، کارکردهای نظامی، سیاسی، اجتماعی و احتمالا آیینی داشته است.
اهمیت شاهدژ اصفهان به دوره سلجوقی و حضور اسماعیلیان محدود نمیشود. شواهد قابل توجهی از استقرارهای پیش از اسلام در این محوطه وجود دارد و ردپای دورههای مختلف اسلامی، از سدههای نخست تا سلجوقی، صفوی و قاجار، در آن دیده میشود. از این منظر، شاهدژ یکی از معدود محوطههایی است که میتواند روایتی فشرده از تاریخ اصفهان را در دل خود جای دهد.
شاهدژ و حلقه گمشده تاریخ اسماعیلیان
بسیاری شاهدژ را تنها با حضور اسماعیلیان میشناسند، اما جایگاه این قلعه در تاریخ سیاسی ایران فراتر از یک پایگاه نظامی است. در دوره سلجوقی، اسماعیلیان توانستند در نزدیکی مرکز قدرت سلجوقیان، پایگاهی راهبردی را برای حدود ۱۲ سال در اختیار بگیرند؛ رخدادی که از اهمیت ویژه شاهدژ در جغرافیای سیاسی آن دوره حکایت دارد.
شجاعی اصفهانی معتقد است شکلگیری سازمانیافته جنبش اسماعیلیان پیش از استقرار حسن صباح در الموت، در اصفهان و با نقشآفرینی افرادی چون عطاش و احمد بن عطاش آغاز شده بود. آنان شاهدژ و شماری از قلعهها و روستاهای پیرامون اصفهان را در اختیار گرفتند و شبکهای از استقرارهای وابسته ایجاد کردند.
به همین دلیل، روایت اسماعیلیان تنها از الموت آغاز نمیشود. شاهدژ اصفهان میتواند یکی از حلقههای کلیدی برای فهم شکلگیری نخستین سازمان سیاسی و نظامی اسماعیلیان در ایران باشد؛ حلقهای که در سایه شهرت جهانی الموت، کمتر دیده و معرفی شده است.
محاصره شاهدژ؛ نقطه عطف تقابل سلجوقیان و اسماعیلیان
یکی از مهمترین رخدادهای مرتبط با شاهدژ، محاصره این قلعه در سال ۵۰۰ هجری قمری است؛ واقعهای که سرانجام به سقوط دژ و پایان حضور اسماعیلیان در این منطقه انجامید. این رخداد تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه بخشی مهم از تقابل سیاسی و مذهبی سلجوقیان و اسماعیلیان به شمار میرفت.
در جریان این محاصره، احمد بن عطاش دستگیر و کشته شد. روایتهای تاریخی از مقاومت مدافعان شاهدژ، از جمله داستان همسر احمد بن عطاش که برای نیفتادن به دست سپاهیان سلجوقی خود را از فراز کوه به پایین افکند، همچنان از بخشهای اثرگذار حافظه تاریخی این محوطه است.
این روایتها نشان میدهد شاهدژ اصفهان فقط یک اثر معماری نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ سیاسی، اجتماعی و مذهبی ایران را در خود حفظ کرده است.
کمبود مستندنگاری؛ مانع اصلی حفاظت از شاهدژ
با وجود اهمیت شاهدژ، مطالعات باستانشناسی و مستندنگاری آن هنوز با وسعت و ارزشهای تاریخی محوطه تناسب ندارد. به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان، یکی از بزرگترین مشکلات شاهدژ، نبود نقشه جامع و دقیق از پراکندگی آثار در سراسر کوه صفه است.
سالها پیش، کارو میناسیان مطالعاتی ارزشمند درباره شاهدژ انجام داد و نقشهای مقدماتی از پراکندگی آثار ارائه کرد؛ اما نیاز امروز، مستندنگاری دقیق و کامل همه بخشهای این مجموعه است. بدون شناخت محدوده واقعی آثار، فضاهای استقراری و ارتباط میان اجزای مختلف محوطه، نمیتوان برنامهای قابل اتکا برای حفاظت، مرمت یا گردشگری تدوین کرد.
شناخت علمی، نخستین گام در صیانت از میراث فرهنگی است. شاهدژ پیش از آنکه به مقصد گردشگری تبدیل شود، نیازمند پژوهشهای میدانی، تعیین عرصه و حریم، نقشهبرداری دقیق و مستندسازی باستانشناختی است.
دو فصل کاوش، اما هنوز پرسشهای بزرگ باقی است
تاکنون دو فصل کاوش باستانشناسی در بخش مرکزی شاهدژ انجام شده است. نتایج منتشرشده از این کاوشها، اهمیت محوطه را در دوره پیش از اسلام و دوران اسلامی بیش از پیش آشکار کردهاند.
بقایای معماری، دیوارها، فضاهای استقراری، شواهد رنگدانهها و مجموعهای از یافتههای فرهنگی منقول و غیرمنقول، نشان میدهد که شاهدژ تنها به دوره سلجوقی وابسته نیست و لایههای متعددی از تاریخ اصفهان را در خود جای داده است.
با این حال، انتقاد اصلی این است که بخشی از این مطالعات در عمل مقدمه اجرای طرحهای گردشگری بودهاند، نه بخشی از یک برنامه جامع پژوهشی. در حالی که روند منطقی حفاظت از یک محوطه تاریخی باید از شناخت کامل آغاز شود، در شاهدژ برخی مداخلات و طرحهای توسعهای پیش از تکمیل مطالعات پایه انجام شدهاند.
توسعه گردشگری بدون پیوست باستانشناسی چه آسیبی میزند؟
توسعه گردشگری در محوطههای تاریخی، اگر با شناخت علمی و اصول حفاظت از میراث فرهنگی همراه باشد، میتواند به معرفی بهتر آثار و افزایش حساسیت عمومی نسبت به آنها کمک کند. اما زمانی که طرحهای عمرانی و گردشگری بدون پیوست کاربردی باستانشناسی اجرا شوند، نتیجه میتواند تخریب تدریجی دادههایی باشد که دیگر قابل بازگشت نیستند.
شجاعی اصفهانی از نمونههایی در شاهدژ یاد میکند که نشان میدهد در برخی زیرساختها، توجه کافی به دادههای باستانشناسی نشده است. از جمله، جانمایی برخی پایههای تلهکابین در نزدیکی یا بر روی دیوارهای تاریخی محوطه؛ دیوارهایی که از منظر معماری دفاعی، در شمار عناصر شاخص شاهدژ قرار دارند.
افزایش رفتوآمد گردشگران و کوهنوردان در بخشهایی از محوطه نیز میتواند به جابهجایی، تخریب یا محو آثار منقول و فرسایش بقایای معماری منجر شود. همچنین استفاده از سنگهای تاریخی در برخی ساختوسازهای گذشته و نبود اطلاعات کافی برای بازدیدکنندگان، از دیگر چالشهایی است که ارزشهای باستانشناسی کوه صفه را تهدید میکند.
گردشگری آگاهانه؛ حلقه مفقوده کوه صفه
مسئله فقط ورود گردشگر نیست؛ مسئله این است که گردشگر چه چیزی از این محوطه تاریخی میداند و چگونه در آن حضور پیدا میکند. امروز بسیاری از بازدیدکنندگان کوه صفه، شناخت روشنی از تاریخ شاهدژ، لایههای باستانشناختی آن یا اهمیت دیوارها و بقایای معماری موجود ندارند.
معرفی حرفهای محوطه، نصب تابلوهای اطلاعاتی دقیق، طراحی مسیرهای بازدید کنترلشده و آموزش راهنمایان گردشگری میتواند هم تجربه بازدید را ارتقا دهد و هم از آسیب بیشتر به میراث تاریخی جلوگیری کند.
شاهدژ؛ ظرفیت جهانی دارد، اما مسیر دشواری پیش روست
پس از مطرحشدن دوباره قلعههای اسماعیلی و الموت، این پرسش نیز مطرح شده که آیا شاهدژ اصفهان میتواند در آینده ظرفیت ثبت جهانی داشته باشد؟ پاسخ به این پرسش تنها به اهمیت تاریخی اثر وابسته نیست.
ثبت جهانی مستلزم اثبات اصالت، یکپارچگی، حفاظت مناسب، مستندسازی علمی، کیفیت مرمتها و مدیریت پایدار محوطه است. مداخلات سالهای گذشته، مسیر رسیدن شاهدژ به چنین استانداردهایی را دشوارتر کرده، اما به معنای از دست رفتن کامل ظرفیتهای آن نیست.
نمونه الموت نشان میدهد ثبت جهانی نتیجه سالها پژوهش، حفاظت، مستندسازی و برنامهریزی مستمر است. شاهدژ نیز برای قرار گرفتن در چنین مسیری، به برنامهای بلندمدت و مبتنی بر دانش باستانشناسی نیاز دارد؛ برنامهای که ابتدا این میراث را برای شهروندان اصفهان و سپس برای مخاطبان جهانی قابل فهم و قابل حفاظت کند.
آینده شاهدژ در گرو یک برنامه جامع حفاظتی است
شاهدژ اصفهان در شهری قرار گرفته که انبوه آثار شاخص تاریخی، گاه فرصت دیدهشدن را از محوطههای کمتر معرفیشده میگیرد. با این حال، اهمیت این دژ و کوه صفه تنها در بقایای یک قلعه خلاصه نمیشود؛ این پهنه تاریخی، امکان مطالعه چندین دوره مهم از تاریخ اصفهان و ایران را فراهم میکند.
آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، تدوین برنامهای جامع برای کل پهنه کوه صفه با محوریت باستانشناسی است؛ برنامهای که حفاظت از آثار، تکمیل مطالعات علمی، کنترل مداخلات عمرانی، ساماندهی گردشگری و معرفی عمومی شاهدژ را همزمان در نظر بگیرد.
شاهدژ هنوز روایتهای ناتمام بسیاری در دل خود دارد؛ از پیشینه پیش از اسلام تا نقش آن در سازمانیابی اسماعیلیان، از محاصره خونین دوره سلجوقی تا آسیبهای توسعه معاصر. حفظ این محوطه، فقط حفاظت از چند دیوار سنگی نیست؛ حفاظت از بخشی مهم از حافظه تاریخی اصفهان است./ پیام ما