خبر فوری
شناسه خبر: 57268

آتش شمس تبریزی بر خاکستر قیل‌وقال مدرسه

نگاهی به اندیشه ساختارشکن شمس تبریزی، رهایی از دام قیل‌وقال مدرسه و راز ماندگاری او به مناسبت هفت مهر روز بزرگداشت شمس.

آتش شمس تبریزی بر خاکستر قیل‌وقال مدرسه

هفتم مهرماه با عنوان روز بزرگداشت شمس در تقویم فرهنگی ثبت شده است؛ با این حال، شمس تبریزی مردِ گنجیدن در چارچوب سال‌مرگ‌ها، یادبودهای مرسوم و تعارفات صوری نبود.

حضور او در جغرافیای اندیشه، زلزله‌ای سهمگین در سنت کلامی روزگار به شمار می‌رفت؛ آتشی که به جان مفاهیم دسته‌بندی‌شده افتاد تا پوسته فضل‌فروشی را بسوزاند و مغز معرفت را از اسارت واژگان برهاند.

شمس با صراحتی کم‌نظیر، حقیقت را نه در طامات‌بافی و تکرار اقوال پیشینیان، بلکه در تجربه بی‌واسطه زیستن و شکستن حصار انقیاد معنا می‌کرد.

 

عصیان علیه تکلف در مقالات شمس تبریزی

در روزگاری که زبان اهل نظر، گرفتار صنایع ملال‌آور ادبی و اصطلاحات متکلفانه بود، مقالات شمس تبریزی مانند صاعقه‌ای بر این رسم دیرینه فرود آمد.

شمس در گفتارهایش، دست رد بر سینه مریدانی می‌زد که در پی کرامت‌های ظاهری و القاب پرطمطراق بودند. او در طلب هم‌سخنی بود که پای در گل عادت نداشته باشد.

صراحت مقالات شمس تبریزی گواه روشنی است بر این که دانایی حقیقی با آزادگی گره خورده است؛ نگاهی رادیکال که علم بی‌عمل و دین‌داری کاسبکارانه را بی‌محابا به نقد می‌کشید و انسان را به اصالت خویش فرامی‌خواند.

 

خاکستر مدرسه و راز تحول فکری مولانا

شمس، خورشیدی بود که تالار درس فقیه نامدار قونیه را مشتعل کرد تا از خاکستر وعظ و استدلال‌های صوری، آتشفشانی از کشف و شهود پدید آورد.

این دگرگونی بنیادین بیش از آن که برآمده از آیینی صوفیانه باشد، حاصل گفت‌وگویی برابرمیان دو روح جست‌وجوگر بود.

تحول فکری مولانا پس از این رویارویی، ترجمان رهایی از دایره امن یقین‌های کاذب بود؛ جایی که کلمات دیگر ابزار ریاست نبودند، بلکه به زبان گویای حیرت و رهایی بدل شدند.

از این منظر، روز بزرگداشت شمس، تنها بهانه‌ای برای بازخوانی گذشته نیست، بلکه یادآوری این حقیقت جاودانه است که سرآغاز تحول فکری مولانا و رستگاری هر انسان، در شجاعت سوزاندن دانسته‌های عاریتی نهفته است.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای