روز خرما؛ بازنگری در بحرانهای نخلداری کشور
بیست و پنجم شهریور فرصتی برای بررسی چالشهای تولید و صادرات خرمای ایران است. نخلداران با موانع جدی بستهبندی، کمآبی و بازاریابی مواجهاند.
بیست و پنجم شهریور که در تقویم رویدادهای کشاورزی به نام خرما ثبت شده، بیش از آن که زمانی برای جشن باشد، فرصتی برای واکاوی مشکلات عمیق نخلداران و فعالان صنعت خرماست.
با وجود آن که ایران یکی از قطبهای اصلی تولید این محصول استراتژیک در جهان محسوب میشود، اما همچنان زنجیره ارزش این محصول بهدلیل نبود زیرساختهای مدرن و سیاستهای حمایتی ناپایدار، در میانه راه متوقف مانده و سهم واقعی کشاورزان از سود نهایی بسیار اندک است.
شکاف عمیق میان تولید ملی خرما و فرآوری مدرن
یکی از اصلیترین دغدغههای فعالان حوزه کشاورزی، تمرکز بیش از حد بر مرحله کاشت و داشت و غفلت از مرحله پس از برداشت است.
نخلداران ایرانی در فصول برداشت با بحرانهای زیرساختی مواجهاند؛ فقدان سردخانههای استاندارد در نزدیکی نخلستانها باعث میشود بخش قابل توجهی از محصول بهدلیل افت کیفیت یا آفات در زمان انبارداری، ارزش اقتصادی خود را از دست بدهد.
از سوی دیگر، نبود صنایع تبدیلی پیشرفته باعث شده تا خرمای ایران بهصورت فلهای به کشورهای دیگر صادر شود و سود اصلی بستهبندی و برندسازی نصیب رقبا شود.
این نقیصه، ضربهای مهلک به اقتصاد کشاورزی است که نهتنها نخلداران را از درآمدهای بالاتر محروم میکند، بلکه جایگاه صادراتی ایران در بازارهای جهانی را نیز متزلزل میسازد.
موانع بازدارنده در مسیر صادرات خرمای ایران
در حالی که تقاضای جهانی برای خرمای باکیفیت رو به افزایش است، صادرات خرمای ایران همچنان با سدهای تعرفهای و هزینههای بالای لجستیک دستوپنج نرم میکند.
نوسانات نرخ ارز و پیچیدگیهای تعهدات ارزی، صادرکنندگان را در تنگنای مالی قرار داده و قدرت رقابتپذیری آنها را در برابر رقبای منطقهای کاهش داده است.
فعالان این حوزه معتقدند که بدون ایجاد پایانههای صادراتی تخصصی و تسهیل قوانین گمرکی، نمیتوان انتظار داشت که این محصول استراتژیک، جایگاه شایسته خود را در ویترینهای بینالمللی پیدا کند.
علاوه بر این، عدم انطباق استانداردها با نیازهای بازارهای نوظهور، یکی دیگر از چالشهایی است که باعث میشود بازاریابی محصول با کُندی پیش برود.
ضرورت نوسازی صنعت بستهبندی خرما
صنعت بستهبندی خرما در ایران هنوز تا رسیدن به استانداردهای بینالمللی فاصله دارد. در شرایطی که رقبای خارجی با ارائه بستهبندیهای نوآورانه و مطابق با اصول بهداشتی پیشرفته توانستهاند سهم بازار خود را تثبیت کنند، محصولات ایرانی همچنان در بستهبندیهای سنتی عرضه میشوند.
این رویکرد نه تنها جذابیت محصول را برای مصرفکننده نهایی کاهش میدهد، بلکه ارزش افزوده پایینی را عاید کشاورز میکند.
سرمایهگذاری بخش خصوصی با حمایتهای دولتی برای ایجاد کارگاههای سورتینگ و بستهبندی مدرن، میتواند چرخه اقتصادی نخلداری را دگرگون کند.
اصلاح ساختار توزیع و کوتاه کردن دست دلالان که در زمان برداشت با قیمتهای ناعادلانه محصول را از کشاورز خریداری میکنند، از دیگر مطالبات جدی فعالان این بخش است که نیازمند نظارت دقیقتر و حمایتهای حقوقی است.
در نهایت، روز خرما باید آغازی بر تغییر رویکردها از خامفروشی به سوی ایجاد ارزش افزوده باشد. تنها با تلفیق دانش بومی نخلداران با تکنولوژیهای نوین کشاورزی میتوان به آیندهای پایدار برای این صنعت امیدوار بود.