دولت بدون حزب و بدون برنامه، پاسخگویی روشنی ندارد
دولتها بدون برنامهریزی حزبی پاسخگو نمیشوند. برای اصلاح عملکرد وزرا، باید از سازوکار معرفی تیمی و تعهد به مانیفست اجرایی استفاده کرد.
احزاب بیریشه، رانتی، تراستی، باندی و جناحی ملعبه اصحاب قدرت
ریشه ناکارآمدی در بدنه اجرایی کشور، فراتر از عملکرد فردی وزیران است؛ بحث اصلی بر سر سازوکاری است که پیش از تشکیل دولت، مسئولیتها را روشن و امکان مطالبهگری را فراهم میکند.
اگر مجلس با آراء مردم طرفدار احزاب ( نه تشخیص مصلحت یا تأیید صلاحیت جناحی) شکل بگیرد و رئیسجمهور، اعضای هیأت دولت و مدیران ارشد بر اساس یک برنامه مشخص و مدون احزاب معرفی شوند، عملکرد آنان دیگر صرفاً با وعدههای کلی یا مواضع عمومی سنجیده نمیشود، بلکه باید با تعهداتی که از ابتدا اعلام کردهاند، مقایسه شود.
در چنین شرایطی، دولت از یک مجموعه پراکنده از مدیران توصیهای رانتی و جناحی، به یک تیم سیاسی و اجرایی تبدیل میشود؛ تیمی که هر عضو آن در برابر بخشی از برنامه کلی، مسئولیت دارد.
این تفاوت مهمی است، زیرا نبود چارچوب مشترک باعث میشود هر وزیر، مسیر جداگانهای را دنبال کند و در زمان بروز مشکل، مسئولیت میان نهادها و مدیران مختلف جابهجا شود یا اصولا برنامهها و اهداف، قائم به فرد باشد نه سیستم!
حزب واقعی نه تشریفاتی و باندی؛ حلقه اتصال برنامه و عملکرد
اگر یک حزب یا تشکیلات سیاسی بتواند رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت را بر اساس برنامهای روشن معرفی کند، نقش آن پس از انتخابات پایان نمییابد. چنین حزبی باید بتواند عملکرد نیروهای خود را نیز ارزیابی کند و درباره میزان موفقیت یا ناکامی آنان توضیح بدهد.
در این مدل، رأی مردم فقط به یک فرد داده نمیشود، بلکه به مجموعهای از اهداف، سیاستها، برنامهها و نیروهای اجرایی تعلق میگیرد.
بنابراین، حزب نمیتواند تنها هنگام انتخابات فعال باشد و پس از تشکیل دولت از مسئولیت سیاسی خود فاصله بگیرد. تشکیلاتی که دولت را معرفی میکند، باید در برابر نتایج تصمیمهای آن نیز پاسخگو بماند.
این سازوکار، رابطه میان وعده و عمل را شفاف میکند. وزیر یا معاون وزیری که با حمایت یک جریان سیاسی و بر پایه برنامه مشخص مسئولیت میگیرد، باید بتواند نشان دهد چه اقداماتی انجام داده، کدام هدفها محقق نشده و علت ناکامی چیست؟
مانیفست کاری ارائه شده توسط حزب، معیار سنجش وزیران
وجود یک برنامه مکتوب و عملیاتی، امکان ارزیابی دقیقتری از مدیران ایجاد میکند. در غیر این صورت، قضاوت درباره عملکرد وزیران به شعارهای تبلیغاتی محدود میشود. اما وقتی وظایف، اهداف و زمانبندیها از ابتدا اعلام شده باشد، افکار عمومی و نهادهای مسئول میتوانند عملکرد دولت را با همان معیارها بسنجند.
در چنین چارچوبی، تغییر یک وزیر نباید تصمیمی ناگهانی یا صرفاً سیاسی، سابقهای و... تلقی شود. اگر مدیری نتواند به تعهدات مشخص خود عمل کند، برکناری او باید بخشی از روند طبیعی پاسخگویی باشد.
البته این پاسخگویی زمانی معنا پیدا میکند که معیارها از قبل روشن، قابل سنجش و برای مردم قابل فهم باشند.
پاسخگویی باید از سطح فردی فراتر برود
مسئولیت دولت نباید فقط متوجه رئیسجمهور یا یک وزیر باشد. اگر دولت بر اساس تصمیم جمعی و با معرفی یک تشکیلات سیاسی شکل گرفته است، پاسخگویی نیز باید تیمی باشد. رئیسجمهور، وزیران و حزب پشتیبان آنان باید در یک زنجیره مسئولیت قرار بگیرند.
این رویکرد، مانع آن میشود که هر مقام، ناکامیها را به عملکرد دیگران نسبت دهد. دولت تیمی یعنی موفقیت یا شکست، فقط به یک عضو مربوط نیست و اعضای آن باید درباره هماهنگی، تصمیمگیری و اجرای برنامه مشترک توضیح دهند.
دولت کارآمد در گرو انتخاب متخصصان کاربلد و امتحانپسداده است
تشکیل دولت فقط با تقسیم سیاسی مسئولیتها کامل نمیشود. حتی اگر حزب و تشکیلات بتوانند اعضای دولت را معرفی کنند، باید برای انتخاب نیروها، معیارهای حرفهای نیز داشته باشند. یک حزب پاسخگو نمیتواند صرفاً بر وفاداری سیاسی افراد تکیه کند.
مسئولیت وزارتخانه نیازمند تخصص، توان مدیریتی و شناخت دقیق از حوزه مأموریت است. بنابراین، تشکیلاتی که خود را مسئول معرفی دولت میداند، باید پاسخگو باشد که چرا هر فرد را برای یک جایگاه انتخاب کرده است و چه انتظاری از او دارد.
در نهایت، پاسخگویی واقعی زمانی شکل میگیرد که سه عنصر در کنار هم قرار بگیرند: برنامه مدون، تیم اجرایی هماهنگ و سازوکار روشن برای ارزیابی عملکرد.
اگر حزب بتواند این سه مرحله را بهصورت جدی دنبال کند، نقش آن از یک ابزار انتخاباتی، فراتر رفته و به نهادی برای پیوند دادن رأی مردم به عملکرد دولت تبدیل میشود.
فاصله ساختار سیاسی ایران با معیارهای حزبی
سؤال اصلی این است که اصولاً دولت و مجلس در ایران بر پایه کدامیک از معیارهای این تحلیل شکل میگیرند؟!
واقعیت این است که در غیاب یک نظام حزبی قدرتمند و پاسخگو، بیشتر دولتها و پارلمانها حاصل ائتلافهای مقطعی، لابیهای انتخاباتی و موجهای کوتاهمدت سیاسی هستند، نه برنامههای مدون و تیمهای شناسنامهدار.
همین فقدان مانیفست اجرایی و پشتوانه حزبی سبب شده است تا با پایان دورهها، هیچ تشکلی، مسئولیت نقاط ضعف یا وعدههای محققنشده را نپذیرد و چرخه عدم پاسخگویی تکرار شود.