خبر فوری
شناسه خبر: 55550

پارادوکس قیمت لبنیات؛ گرانی سفره مردم را تهدید می‌کند

گرانی لبنیات خرید شیر و ماست را برای خانوارها دشوار کرده؛ هم‌زمان وزارت بهداشت نسبت به کاهش مصرف و کمبود کلسیم هشدار می‌دهد.

پارادوکس قیمت لبنیات؛ گرانی سفره مردم را تهدید می‌کند

در حالی که قیمت لبنیات هر روز بالاتر می‌رود و خرید شیر، ماست و پنیر برای بسیاری از خانواده‌ها دشوارتر می‌شود، وزارت بهداشت هم‌زمان نسبت به کاهش مصرف لبنیات و پیامدهای کمبود کلسیم در جامعه هشدار می‌دهد؛ تناقضی که حالا به یکی از نشانه‌های آشکار ناهماهنگی در سیاست‌گذاری غذا و سلامت تبدیل شده است.

افزایش قیمت لبنیات در بازار ایران دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ روندی مستمر است که به‌تدریج کالاهایی مانند شیر، پنیر و ماست را از سبد مصرفی دهک‌های متوسط و کم‌درآمد دور می‌کند. این وضعیت در حالی رخ می‌دهد که نهادهای مختلفی از وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت گرفته تا سازمان حمایت و تعزیرات حکومتی، در فرآیند تنظیم بازار و نظارت بر قیمت‌ها نقش دارند.

با این حال، خروجی این شبکه نظارتی برای مصرف‌کننده، نه ثبات قیمت، بلکه گرانی لبنیات و کاهش قدرت خرید خانوارهاست؛ موضوعی که پیامدهای آن فقط اقتصادی نیست و مستقیماً با سلامت عمومی جامعه گره خورده است.

 

گرانی لبنیات چگونه به سفره خانوارها فشار می‌آورد؟

بر اساس قیمت‌های اخیر بازار، شیر نایلونی به حدود ۸۴ هزار تومان و شیر بطری به حدود ۹۸ هزار تومان رسیده است. همچنین پنیر یواف ۴۰۰ گرمی با قیمت حدود ۲۰۳ هزار تومان عرضه می‌شود و ماست دبه‌ای دو کیلویی نیز به حدود ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده است.

این افزایش قیمت‌ها هم‌زمان با رشد ۲۹ درصدی قیمت شیر خام رخ داده؛ افزایشی که قیمت هر کیلو شیر خام را به حدود ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان رسانده است.

اهمیت این ارقام زمانی بیشتر می‌شود که آن‌ها را کنار درآمد ماهانه خانوارهای کارگری قرار دهیم. کف حقوق یک کارگر در ایران حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی کارگر دارای یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان برآورد می‌شود. در چنین شرایطی، حتی مصرف حداقلی شیر نیز می‌تواند سهم قابل توجهی از درآمد ماهانه را به خود اختصاص دهد.

 

هزینه یک لیوان شیر در روز چقدر می‌شود؟

اگر یک خانواده سه‌نفره شامل پدر، مادر و یک فرزند بخواهد فقط روزانه یک لیوان شیر برای هر نفر مصرف کند، میزان مصرف روزانه این خانواده حدود ۷۵۰ میلی‌لیتر خواهد بود؛ یعنی سه لیوان ۲۵۰ میلی‌لیتری.

با قیمت فعلی شیر نایلونی، هزینه ماهانه همین مصرف حداقلی به حدود یک میلیون و ۸۹۰ هزار تومان می‌رسد. اگر خانواده به جای شیر نایلونی، شیر بطری مصرف کند، این رقم به حدود ۲ میلیون و ۲۰۵ هزار تومان در ماه افزایش می‌یابد.

این محاسبه نشان می‌دهد گرانی لبنیات تنها به معنای افزایش قیمت چند قلم خوراکی نیست؛ بلکه به معنای دشوارتر شدن دسترسی خانواده‌ها به یکی از مهم‌ترین منابع تغذیه‌ای است.

 

هشدار وزارت بهداشت درباره کاهش مصرف لبنیات

در سوی دیگر ماجرا، وزارت بهداشت نسبت به پیامدهای حذف یا کاهش مصرف لبنیات از سبد غذایی خانوارها هشدار می‌دهد.

مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت تأکید کرده است که لبنیات منبع غنی کلسیم هستند و اگرچه سایر گروه‌های غذایی نیز مقداری کلسیم دارند، اما هیچ‌کدام نمی‌توانند نیاز روزانه بدن به کلسیم را به‌طور کامل تأمین کنند.

بر اساس توصیه‌های تغذیه‌ای، بدن روزانه به حدود ۱۲۰۰ میلی‌گرم کلسیم نیاز دارد و گنجاندن لبنیات در برنامه غذایی، یک ضرورت برای حفظ سلامت استخوان‌ها، دندان‌ها و پیشگیری از مشکلات تغذیه‌ای در بلندمدت محسوب می‌شود.

این هشدارها نشان می‌دهد که کاهش مصرف لبنیات، فقط یک انتخاب اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند به مسئله‌ای جدی در حوزه سلامت عمومی تبدیل شود.

 

پارادوکس لبنیات؛ توصیه به مصرف در برابر توان خرید مردم

اینجا همان نقطه‌ای است که پارادوکس لبنیات خود را نشان می‌دهد؛ از یک سو، دستگاه سلامت بر ضرورت مصرف شیر، ماست و پنیر تأکید می‌کند و از سوی دیگر، قیمت‌ها به سطحی رسیده که خرید مستمر این اقلام برای بسیاری از خانوارها دشوار شده است.

در چنین وضعیتی، توصیه‌های تغذیه‌ای بدون در نظر گرفتن توان اقتصادی مردم، اثرگذاری محدودی خواهد داشت. خانواده‌ای که با اجاره مسکن، هزینه خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل درگیر است، ممکن است با وجود آگاهی از اهمیت لبنیات، ناچار شود مصرف آن را کاهش دهد یا به‌طور کامل از سبد غذایی خود حذف کند.

به بیان دیگر، گرانی لبنیات شکافی میان «دانستن ضرورت مصرف» و «توانایی خرید» ایجاد کرده است؛ شکافی که بیش از همه دهک‌های کم‌درآمد و طبقه متوسط را تحت فشار قرار می‌دهد.

 

حذف خاموش لبنیات از سبد غذایی خانوار

کاهش مصرف لبنیات معمولاً به‌صورت ناگهانی رخ نمی‌دهد. بسیاری از خانواده‌ها ابتدا برندهای ارزان‌تر را جایگزین می‌کنند، سپس تعداد دفعات خرید را کاهش می‌دهند و در نهایت ممکن است مصرف برخی اقلام لبنی را به حداقل برسانند.

این روند به‌ویژه در خانواده‌های دارای کودک، نوجوان، سالمند یا زنان باردار، می‌تواند پیامدهای جدی‌تری داشته باشد. کمبود دریافت کلسیم و سایر مواد مغذی موجود در لبنیات، در بلندمدت می‌تواند خطر آسیب‌پذیری استخوان‌ها، مشکلات دندانی و اختلالات تغذیه‌ای را افزایش دهد.

از این منظر، گرانی لبنیات فقط یک موضوع بازاری نیست؛ بلکه مسئله‌ای چندوجهی است که به سلامت، عدالت غذایی و کیفیت زندگی مردم مرتبط می‌شود.

 

چرا سیاست‌گذاری غذا و سلامت باید هماهنگ باشد؟

کارشناسان حوزه تغذیه و اقتصاد خانوار معتقدند سیاست‌گذاری در حوزه سلامت، بدون توجه به قیمت کالاهای اساسی، نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد. وقتی یک ماده غذایی ضروری به‌تدریج از دسترس بخشی از جامعه خارج می‌شود، صرف توصیه به مصرف آن کافی نیست.

برای اثرگذاری واقعی، سیاست‌های تغذیه‌ای باید با حمایت‌های اقتصادی، نظارت بر زنجیره تأمین، کنترل نوسان قیمت و برنامه‌های هدفمند برای خانوارهای آسیب‌پذیر همراه شود.

در غیر این صورت، توصیه به مصرف لبنیات ممکن است برای بخشی از جامعه به توصیه‌ای دور از واقعیت تبدیل شود؛ توصیه‌ای که مردم اهمیت آن را می‌دانند، اما امکان عمل به آن را ندارند.

 

لبنیات؛ کالای ضروری یا کالای لوکس؟

یکی از نگرانی‌های اصلی در شرایط فعلی این است که لبنیات از جایگاه یک کالای ضروری، به کالایی نیمه‌لوکس در سبد برخی خانوارها تبدیل شود. این تغییر، نشانه‌ای از فشار معیشتی عمیق‌تر بر خانواده‌هاست.

وقتی شیر، ماست و پنیر دیگر به‌راحتی در خریدهای روزمره قرار نمی‌گیرند، الگوی تغذیه‌ای جامعه تغییر می‌کند. این تغییر ممکن است در کوتاه‌مدت فقط به شکل کاهش مصرف دیده شود، اما در بلندمدت می‌تواند هزینه‌های درمانی و آسیب‌های اجتماعی بیشتری ایجاد کند.

بنابراین مسئله اصلی فقط قیمت امروز لبنیات نیست؛ مسئله این است که ادامه روند گرانی لبنیات چه آینده‌ای برای سلامت تغذیه‌ای جامعه رقم خواهد زد.

 

سفره‌ای که میان سلامت و معیشت گیر کرده است

افزایش قیمت لبنیات، هشدارهای وزارت بهداشت درباره کمبود مصرف کلسیم و کاهش توان خرید خانوارها، همگی یک پیام روشن دارند: سیاست‌گذاری غذا و سلامت باید هم‌زمان و هماهنگ دیده شود.

تا زمانی که دسترسی اقتصادی مردم به کالاهای اساسی تضمین نشود، توصیه‌های بهداشتی درباره مصرف لبنیات نمی‌تواند به‌تنهایی تغییری در رفتار غذایی جامعه ایجاد کند.

در نهایت، پارادوکس لبنیات نشان می‌دهد خانواده‌ها بیش از هر زمان دیگری میان سلامت بلندمدت و معیشت روزمره قرار گرفته‌اند؛ انتخابی دشوار که هزینه آن می‌تواند در آینده بر دوش نظام سلامت و جامعه سنگینی کند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای