خبر فوری
شناسه خبر: 45658

تشدید تنش‌آبی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با تغییرات آب‌وهوایی

منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برخلاف بسیاری دیگر از مناطق روی زمین به‌طور طبیعی مستعد گرم‌تر و خشک‌تر شدن است. آب‌و‌هوای خشک این منطقه باعث شده تا مشکل کمبود آب به یک مشکل دائمی بدل شود. همزمان شدن مشکل کمبود منابع آب شیرین با افزایش قابل توجه تقاضا برای آب باعث شده است که عملاً همه کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا تا مقداری با تنش‌ آبی مواجه باشند.

تشدید تنش‌آبی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با تغییرات آب‌وهوایی

به گزارش اخبار سبز کشاورزی؛ در این میان، اثرات فزاینده تغییرات اقلیمی نیز شکاف میان عرضه و تقاضای آب را در منطقه بیشتر کرده است. با این وجود، پیامدهای درازمدت این مسئله صرفاً به کمبود آب محدود نمی‌شود؛ کاهش کیفیت منابع آبی موجود، زیرساخت‌های ناکافی برای نگهداری آب و همچنین از بین رفتن همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه کشورها در حوزه آب ممکن است چالش‌های اجتماعی و اقتصادی زیادی را به وجود بیاورد و چالش‌های موجود در منطقه را تشدید کند.

وضعیت منابع آب در خاورمیانه و شمال آفریقا

منطقه منا به‌عنوان منطقه‌ای با بیشترین سطح تنش‌ آبی در جهان شناخته می‌شود. در واقع، براساس داده‌های سال ۲۰۱۹، ۱۶کشور از ۲۵ کشوری که بیشترین تنش آبی را دارند (از جمله بحرین که بیشترین تنش آبی را داراست) در این منطقه هستند. این یعنی، این کشورها با بیشترین تنش آبی، در حال استفاده از حداکثر ظرفیت همه منابع آبی خود هستند و با توجه به تقاضای فزاینده برای آب چنین شرایطی می‌تواند به کمبود جدی آب منجر شود.

اگرچه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به‌طور کلی به‌عنوان منطقه تحت تنش آبی شناخته می‌شود، اما بخش‌های مختلف منطقه تنش آبی متفاوتی را تجربه می‌کنند. آسیب‌پذیری هر کدام از کشورهای منطقه از کمبود آب متفاوت است و این آسیب‌پذیری با سطح دسترسی هر کشور به منابع آب – اعم از منابع آب شیرین و غیرشیرین – ارتباط مستقیم دارد. برای مثال، کشورهایی که دسترسی مستقیم به منابع تجدیدپذیر آب‌های شیرین روی سطح زمین مانند رودخانه‌ها دسترسی دارند، در وضعیت بهتری نسبت به کشورهایی که این دسترسی را ندارند و از منابع دیگر شامل منابع زیرزمینی استفاده می‌کنند قرار می‌گیرند.

از طرفی، برخی کشورهایی که منابع آب شیرین محدودی دارند با گسترش قابل‌توجه استفاده از منابع آب غیرشیرین از جمله از طریق نمک‌زدایی و شیرین‌سازی‌ آب، تلاش دارند تا خطر‌ها و تهدیدهای ناشی از تنش‌ آبی را کاهش دهند. این کار نیازمند ظرفیت مالی زیاد و توسعه‌یافته بودن یک کشور است که بتواند با سرمایه‌گذاری بر روی زیرساخت‌های آبی، از منابع موجود آب بهترین استفاده را داشته باشد.

آب‌وهوای خشک و زمین‌های عمدتاً مسطح و بیابانی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باعث می‌شود تا این منطقه به‌طور طبیعی محیط مطلوبی برای آب‌های سطحی که از سرچشمه‌های مرتفع جاری می‌شوند، نباشد. با این حال چند استثنای بزرگ در منطقه وجود دارد. رودخانه نیل یکی از این استثناهاست که آب حیاتی لازم را برای تمام کشورهای اطراف خود (مصر، سودان، سودان جنوبی، اریتره، اتیوپی، کنیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، بروندی، رواندا، اوگاندا و تانزانیا) به‌ویژه مصر و سودان (که روی هم ۹۰ درصد از برداشت سالانه از آب نیل از سوی آن‌ها صورت می‌گیرد) تأمین می‌کند. از بسیاری از جهات، رود نیل رگ حیات مصر است: ۹۹ درصد جمعیت مصر در امتداد دشت‌ها و سواحل اطراف نیل ساکن هستند و دلتای نیل (حاصلخیزترین منطقه مصر) ۶۳ درصد زمین‌های کشاورزی مصر را در بر می‌گیرد.

در سال‌های اخیر، بیشترین اختلافات و درگیری‌ها بر سر رود نیل در بخشی از این رود اتفاق افتاده که به «نیل آبی» یا « Blue Nile» معروف است. این قسمت از رود نیل که از ارتفاعات اتیوپی سرچشمه می‌گیرد ۸۳ درصد از حجم آب سالانه رودخانه نیل را تأمین می‌کند. به دلیل ساخت و پر کردن مخزن سد رنسانس از سوی اتیوپی که برای مصارفی مانند تولید برق و تأمین آب شیرین مورد استفاده می‌گیرد، اهداف و به‌طور کلی امنیت انرژی اتیوپی در تضاد با نیاز حیاتی مصر و سودان قرار گرفته است. فقدان همکاری‌ میان این سه کشور در مورد نحوه مدیریت منابع آبی نیل به‌ویژه در شرایط خشکسالی طولانی‌مدت ناشی از تغییرات آب‌وهوایی احتمالاً منجر به اقدامات یکجانبه از سوی این کشورها خواهد شد که می‌تواند حیات نیل و همه ساحل‌نشینانش را تهدید کند.

رودخانه‌های دجله و فرات نیز یکی دیگر از منابع آبی مهم منطقه هستند که چالش‌هایی بر سر تقسیم آن‌ها وجود دارد. این رودخانه‌ها که از کوه‌های شرق ترکیه سرچشمه می‌گیرند، از سوریه و عراق (بیشتر عراق) عبور می‌کنند و سپس با هم ترکیب می‌شوند و شط‌العرب (اروندرود) را که به خلیج [فارس] ختم می‌شود، تشکیل می‌دهند.

چالش اصلی در مورد این رودخانه‌ها نیز نحوه استفاده از آن‌ها در بالادست و تبعات آن در پایین‌دست رودخانه‌ها است. خشکسالی طولانی در این منطقه (که با گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوایی تشدید شده است) باعث شده است یک بازی با حاصل جمع صفر میان کشورهایی که این رودخانه‌ها از آن عبور می‌کنند به وجود آید. ترکیه، کشوری که هر دو رودخانه از آن سرچشمه می‌گیرند، تلاش دارد با پروژه‌های زیرساختی و ساخت سد مانع از آن شود که این منابع آب سطحی از دست برود.

این پروژه‌ها بیشترین تأثیر منفی را بر عراق داشته است. براساس داده‌های موجود، سدهایی که از سال ۱۹۷۵ تا امروز در ترکیه ساخته شده، سبب شده است که ۸۰ درصد از منابع آب عراق کاهش یابد. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۵ جریان آب رودخانه‌های دجله و فرات به ترتیب ۲۵ و ۵۰ درصد دیگر کاهش پیدا کند. پیامدهای این کاهش جریان آب دو رودخانه دجله و فرات برای عراق بسیار مضر است و علاوه بر تبعات محیط زیستی باعث می‌شود شهرهای جنوبی این کشور از جمله بصره آب آشامیدنی کافی نداشته باشند.

ریشه چالش‌های مربوط به مدیریت آب در رودخانه‌های دجله و فرات به فقدان توافقنامه‌های چندجانبه و الزام‌آور میان بازیگران مؤثر یعنی ترکیه، ایران، عراق و سوریه باز می‌گردد. وجود مجموعه‌ای از توافقنامه‌های الزام‌آور باعث می‌شود تا کشورها تشویق شوند تا با یکدیگر همکاری داشته باشند. همکاری میان کشورها نیز می‌تواند وضعیت فعلی را تغییر داده و مانع از اقدامات یکجانبه‌ای شود که به توزیع نامناسب منابع آب و افزایش نارضایتی‌ها در پایین‌دست می‌انجامد.

در حال حاضر توافق‌های موجود در این زمینه ماهیت دوجانبه دارد. برای مثال پروتکل ۱۹۸۷ که میان ترکیه و سوریه منعقد شده و شرایطی را برای مقدار آبی که باید در مرز ترکیه و سوریه آزاد شود تعیین می‌کند یا توافقنامه آبی سوریه و عراق در سال ۱۹۹۰ از جمله این توافقنامه‌ها هستند. تا به امروز، مذاکرات میان عراق و ایران در مورد انشعابات رودخانه‌ها به توافق ملموسی دست نیافته است. هم ایران و هم عراق نیز انتقاداتی جدی به اقدامات ترکیه دارند و با این وصف، با توجه به مشکلاتی که در آینده تشدید خواهند شد، عدم همکاری مؤثر میان ترکیه، ایران و عراق می‌تواند وضعیت رودخانه‌های دجله و فرات را از نظر کمیت و کیفیت آب به‌طور برگشت‌ناپذیری تحت تأثیر قرار دهد.

رود اردن، یکی دیگر از رودخانه‌های مهم خاورمیانه و شمال آفریقاست که از کوه‌های مرز سوریه و لبنان سرچشمه می‌گیرد و در نهایت به بحرالمیت (دریای مرده) می‌ریزد. با اینکه این رودخانه از لبنان، سوریه، اردن و اسرائیل (سرزمین‌های اشغالی) می‌گذرد، بیشترین درگیری‌ها بر سر مدیریت آب رود اردن میان اردن و اسرائیل در جریان است.

خشکسالی و تغییرات آب‌وهوایی باعث کاهش جریان آب رود اردن شده؛ به‌طوری‌که برآوردها از جریان آب در شرایط فعلی نشان می‌دهد جریان آب در حال حاضر حدود ۱۰ درصد از میانگین تاریخیِ جریان آب در رود اردن است. از طرفی، کمبود آب این رودخانه به کاهش سطح آب در دریاچه طبریه و بحرالمیت منجر شده و تداوم این روند برای محیط زیست منطقه می‌تواند خطرناک باشد.

کاهش جریان آب سطحی تنها پارامتری نیست که آینده رود اردن را تهدید می‌کند. کیفیت آب در این رودخانه و همچنین در دریاچه طبریه و دریای مرده باعث شده تا در صورت تداوم این وضعیت، امکان استفاده از آب رود اردن بدون صرف هزینه زیاد برای تصفیه و نمک‌زدایی از آن عملاً ممکن نباشد. افزایش شوری و آلودگی در رود اردن ناشی از فاضلاب و پسماندهای جامدی است که به این رودخانه ریخته می‌شود.

آبی که برای آبیاری مزارع استفاده می‌شود و بعضاً از زمین‌های خشک می‌گذرد نیز در پایان دوباره به رودخانه ریخته می‌شود که به گفته پژوهشگران حاوی نمک زیاد و همچنین آفت‌کش‌هایی است که باعث می‌شود آب رودخانه بیش از پیش آلوده شود. این آلودگی نه‌تنها رود اردن را که سفره‌های آب زیرزمینی مجاور آن را نیز تهدید می‌کند.

برخلاف منابع آب سطحی در منطقه، سفره‌های آب زیرزمینی زیادی در خاورمیانه و شمال آفریقا وجود دارد. به این ترتیب، وابستگی تاریخی به آب‌های زیرزمینی حیاتی به‌ویژه در برخی از مناطق نظیر عربستان سعودی و منطقه نوار غزه در فلسطین که آب‌های سطحی در آنجا وجود ندارد، باعث شده اقدامات زیادی از سوی کشورها برای دسترسی به منابع آب زیرزمینی صورت گیرد.

برجسته‌ترین نمونه استفاده و استخراج آب‌های زیرزمینی در منطقه، پروژه بزرگ «رودخانه عظیم ساخت بشر» در لیبی است. استفاده بیش از حد از سفره‌های آب زیرزمینی ساحلی در شهرهای بزرگ لیبی باعث شده بود دسترسی به آب در مناطق جنوبی این کشور بسیار محدود شود و نیازی برای انتقال آب‌های زیرزمینی به مناطق جنوبی به وجود آید.

این پروژه بزرگ در ابتدا در مقایسه با پروژه‌هایی نظیر شیرین کردن آب قابل توجیه به نظر می‌رسید و طرحی اقتصادی بود اما به مرور زمان هزینه بالای ساخت، نگهداری و مصرف بالای انرژی باعث شد کشوری مانند لیبی که به شدت درگیر جنگ داخلی و بی‌ثباتی اقتصادی است، دچار مشکل شود. از سوی دیگر، این منابع زیرزمینی دیگر پایدار نیستند و تبعات محیط زیستی تخلیه سفره‌های زیرزمینی به مرور در حال پدیدار شدن است.

همانطور که عنوان شد آب‌های سطحی و استفاده از روش‌هایی مثل شیرین کردن آب در کنار برداشت از منابع زیرزمینی، راه‌های تأمین آب در منطقه هستند اما به‌رغم وجود این روش‌ها همچنان اضافه‌برداشت از منابع زیرزمینی بسیار زیاد است و با توجه به زمانبر بودن تکمیل شدن مجدد این سفره‌ها، سفره‌های آب زیرزمینی در معرض خطر هستند. امکان پایش دقیق این سفره‌ها هم با توجه به اطلاعات موجود و امکانات وجود ندارد و مقررات‌گذاری درستی نیز در این زمینه صورت نگرفته است.

تأثیرات گرمایش زمین برای اقلیم منطقه

براساس سیستم طبقه‌بندی کوپن، بیشتر مناطق خاورمیانه و شمال آفریقا را می‌توان محیط‌های بیابانی با آب و هوای گرم و خشک توصیف کرد. بنابراین این منطقه مستعد خشکی، بارندگی اندک، پوشش گیاهی محدود و دمای متوسط بالاتر از سایر مناطق در دنیاست. به‌ویژه در طول تابستان که درجه حرارت در برخی از قسمت‌های منطقه منا به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. به‌رغم طبیعی بودن کمبود آب در این مناطق اما تغییرات آب و هوایی وضعیت بحران آب در این منطقه را تشدید کرده است.

در طول یک دهه گذشته، اثر فزاینده تغییرات اقلیمی بر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین منابع و زیرساخت‌های آبی آن‌ها پدیدار شده است. اولین تأثیر این تغییرات اقلیمی، افزایش دما در طول روز به نسبت میانگین دما در سال‌های گذشته و ثبت رکوردهای تاریخی در این زمینه است. برای مثال در جولای ۲۰۲۳، پایگاه سنجش دمای خلیج‌فارس دمای ۱۵۲ درجه فارنهایت را به ثبت رساند که نشان از رشد چشمگیر دما در این منطقه دارد. علاوه بر افزایش دما در منطقه، دمای آب اقیانوس‌ها و دریاها هم بالاتر رفته است و این موضوع تبعات زیست محیطی بسیار زیادی به همراه دارد که از جمله آن‌ها بادهای شدید، طوفان و سیل است.

اخیراً باران‌های بسیار شدید و ناگهانی در منطقه خاورمیانه به دفعات دیده شده و این مسئله به بروز اتفاقات ناگواری در بخش‌هایی که در غرب اقیانوس هند و مناطق اطراف دریای عرب هستند، منجر شده است. عمان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و یمن از جمله کشورهایی هستند که بیش از دیگران با این پدیده درگیر بوده‌اند.

در این سوی خاورمیانه نیز مدیترانه و طوفان‌هایی که از جانب این دریا می‌آیند، بسیار خطرناک بوده‌اند. در سپتامبر ۲۰۲۳، طوفانی بزرگ در شرق لیبی اتفاق افتاد. این طوفان که مسیر خود را از دریای مدیترانه آغاز کرده بود و با عبور از سواحل یونان به شهر ساحلی درنا در لیبی رسید، تأثیرات فاجعه‌باری داشت. خسارت‌های این طوفان باعث شد دو سد مهم در اطراف این شهر یعنی سد دِرنا و سد منصور تخریب شوند و همه شهر عملاً زیر آب برود. تلفات انسانی ناشی از این حادثه بیش از ۱۰ هزار نفر برآورد می‌شود و تعداد بسیار زیادی از مردم حتی جسدهایشان نیز پس از حادثه پیدا نشد.

علاوه بر طوفان و سیل و گرمای شدید که از تبعات گرم شدن اقیانوس‌ها و دریاها به شمار می‌رود، یکی دیگر از تبعات جبران‌ناپذیر افزایش گرمایش زمین بالا رفتن سطح آب‌ دریاها و اقیانوس‌هاست. برآوردهای علمی نشان می‌دهد حتی اگر گرمایش زمین با کنترل کامل گازهای گلخانه‌ای کنترل شود و جلوی افزایش میانگین دمای کره زمین گرفته شود، باز هم تغییر وضعیت ساحل‌ها که ناشی از بالا رفتن سطح آب دریاها و اقیانوس‌هاست ادامه خواهد یافت و این پدیده تا حد زیادی برگشت‌ناپذیر خواهد بود.

پیامدهای گرمایش زمین و بحران آب برای منطقه منا

تغییر آب‌وهوا به‌سرعت می‌تواند میزان آب‌های سطحی را کاهش داده و جریان آب رودخانه‌ها را به‌طور قابل توجهی کمتر کند. این کاهش آب‌های سطحی، به‌ویژه برای کشورهایی که در پایین‌دست رودخانه‌ها قرار دارند به معنای یک بحران جدی خواهد بود و آن‌ها برای جبران این کمبود به سراغ دیگر منابع آب از جمله منابع آب زیرزمینی خواهند رفت.

علاوه بر این، با افزایش گرما به‌طور طبیعی تقاضا برای آب افزایش خواهد یافت و در سه حوزه مصارف شهری، مصارف کشاورزی و مصارف صنعتی، افزایش مصرف قابل توجهی اتفاق خواهد افتاد.

کشاورزی یکی از بزرگترین حوزه‌های مصرف آب در جهان است و به‌طور میانگین ۷۰ درصد آب صرف کشاورزی می‌شود. این آمارها در مورد منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز صادق است و در بسیاری از کشورها سهم آب مورد استفاده بیش از ۵۰ درصد آب مصرفی است. در مراکش، سودان و یمن سهم حوزه کشاورزی در مصرف آب بیش از ۹۰ درصد تخمین زده می‌شود.

مصرف آب شهری در همه نقاط کمترین سهم را از مصرف آب دارد. با افزایش ساعاتی که هوا به‌طور غیرقابل تحملی گرم است و نیاز بیشتر به استفاده از وسایل سرمایشی، مصرف آب به‌طور تصاعدی در مناطق شهری افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر، مصرف آب شهری برای توسعه فضای سبز و جلوگیری از بین رفتن درختان و گیاهان در شهرها بیشتر خواهد شد.

در مناطق شهری یکی دیگر از پارامترهای مؤثر در افزایش مصرف آب افزایش جمعیت است. در سال ۲۰۲۲، نرخ میانگین افزایش جمعیت در مناطق شهری در خاورمیانه و شمال آفریقا ۱/۹ درصد بود و سوریه و یمن، دو کشوری که هر دو با مشکلات ناشی از کمبود آب دست‌وپنجه نرم می‌کنند با ۴/۸ درصد و ۳/۸ درصد بیشترین نرخ افزایش جمعیت را داشتند.

این در مقایسه با نرخ میانگین ۴ درصدی رشد جمعیت در پیش از دهه ۹۰ میلادی نرخ مطلوبی به نظر می‌رسد اما پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد موج‌های افزایش جمعیت در خاورمیانه و شمال آفریقا در راه است و جمعیت منطقه در سال ۲۰۵۰ به‌طور کلی ۵۰ درصد بیش از جمعیت منطقه در سال ۲۰۱۵ خواهد بود. به‌طور خاص، عراق، فلسطین و سودان جمعیت‌شان در مقایسه با سال ۲۰۱۵ دو برابر خواهد شد.

با افزایش جمعیت، نیاز منطقه به تولید برق و انرژی بیشتر می‌شود و آب یکی از کلیدی‌ترین اجزا در پروسه تولید انرژی برق به حساب می‌آید.

همزمان زیرساخت‌های آب در منطقه مانند سدها تحت تأثیر گرمایش زمین و تبعات آن شامل بالا رفتن آب دریا، بارش‌های ناگهانی، سیل و رانش زمین در پی خالی شدن سفره‌های آب زیرزمینی آسیب خواهند دید و این امر خطر بی‌آبی را تشدید می‌کند.

از جمله تبعات جانبی بروز بحران آب، بحران سلامتی است و جمعیت زیادی در پی کمبود آب و کیفیت پایین آب شرب دچار بیماری خواهند شد. این مسئله در بسیاری از مناطق روستایی سوریه که تحت تأثیر جنگ با بحران آب روبه‌رو شده‌اند قابل مشاهده بود.

نتیجه‌گیری

تحت تأثیر قرار گرفتن امنیت آب در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل تغییرات آب و هوایی پیام‌های مهمی به همراه دارد.

تنش آبی: منطقه به‌طور طبیعی مستعد کم‌آبی است و آب‌وهوای گرم و خشک و کمبود منابع آبی در کنار افزایش تقاضا برای آب به تنش آبی منجر خواهد شد.

تنش‌آبی در مناطق مختلف خاورمیانه و شمال آفریقا متفاوت خواهد بود. برخی کشورها به آب‌های سطحی و منابع آب جایگزین دسترسی دارند و از منابع مالی کافی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آب برخوردارند اما برخی دیگر از کشورها تحت تأثیر بحران آب و تنش‌آبی مشکلاتی بسیار جدی‌تر خواهند داشت.

شیرین کردن آب اهمیت زیادی برای آینده منطقه دارد. به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بیش از پیش بر این تکنولوژی برای رفع نیازهای خود متکی خواهند بود و این موضوع چالش‌هایی جدی برای محیط زیست منطقه به همراه خواهد داشت.

کاهش کیفیت آب به بروز مشکلاتی در بهداشت عمومی منجر می‌شود. به‌ویژه در مناطق روستایی بیماری‌هایی که از این طریق شیوع می‌یابند بیشتر خواهد شد.

افزایش بی‌رویه مصرف آب‌های زیرزمینی چالشی است که با عدم جایگزینی سفره‌های آب به دردسری بزرگ بدل خواهد شد.

حوادث غیرمترقبه طبیعی بیشتر خواهند شد و سطح آب دریاها بالاتر خواهد رفت که هر دو این موارد تبعات بدی بر مردم و ساکنان منطقه دارند و تقاضای آب به‌طور قابل توجهی در منطقه بیشتر می‌شود./ هم میهن

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای